دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٧ - آملی، عزالدین محمد
آملی، عزالدین محمد
نویسنده (ها) :
آذرتاش آذرنوش
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ٤ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
آمُلی، عزالدین یا شمسالدین محمد بن محمود بن محمدبن علی بن یوسف الکاکیانی الخورانی الانزانی (د ٧٥٣ ق / ١٣٥٢ م)، دانشمند و نویسنده بزرگ شیعی مذهب (آقابزرگ، الذریعة، ١٧ / ٢٤٠، به نقل از کاشف المعانی به خط آملی). قاضی نوراللـه شوشتری (٢ / ٢١٣-٢١٦) تشیع وی را به ادلۀ گوناگون ثابت کرده است.
از سرگذشت او چندان اطلاعی در دست نیست، حتی دربارۀ تاریخ وفاتش اختلاف است (جنید، ٤٥١: هفتصد و پنجاه و ... ؛ بغدادی، ٢ / ١٥٩: ٧٥٣ ق / ١٣٥٢ م؛ آقابزرگ، الذریعة، ٢٤ / ٢٤١: ٧٥٢ ق؛ همو، طبقات، ٢٠٣: ٧٥٣ ق؛ GAL, I / ٥٩٧ :
٧٣٥ ق؛ آربری، VI / ٤٧ :
٧٥٦ ق).
از منابع موجود و از آنچه در نفائس الفنون او میتوان یافت، چنین برمیآید که وی چندی در تبریز به سر برده (٢ / ١٥١) و به شهادت جنید شیرازی که با وی معاصر بوده، در مدرسۀ غازانیۀ تبریز به کار تدریس پرداخته است (ص ٤٥٠). احتمالاً اندکی پس از ایجاد مدرسۀ سلطانیه و تأسیسات وابسته به آن در حدود سال ٧١٠ ق / ١٣١٠ م، به شهر سلطانیه که به گفتۀ خود او در ٧٠٤ ق / ١٣٠٤ م بنیاد نهاده شده بود روی آورده است (٢ / ٢٥٧، ٢٦١).
بیگمان آملی در محضر علّامۀ حلی (٦٤٨-٧٢٦ ق / ١٢٥٠-١٣٢٦ م) که از علمای درگاه الجایتو بود (آملی، ٢ / ٢٥٩)، دانش آموخته است. آقابزرگ تصریح میکند که وی از متخرّجان مدرسۀ سیّار علّامه بوده است و میافزاید که او نسخهای از کتاب کشف المراد استاد را در المدرسة السیارۀ کرمانشاه تحریر کرده و آن را در ٢٠ محرم ٧١٣ ق / ١٧ مۀ ١٣١٣ م به انجام رسانده است (طبقات، ٢٠٤؛ همو، الذریعة، ١٨ / ٦٠). وی علاوهبر این، کتاب کاشف المعانی استاد دیگرش، عبادبن احمدبن اسماعیل گلستانه، را نیز در ٧٢٦ ق / ١٣٢٦ م استنساخ کرده است (همو، طبقات، ٢٠٤).
آملی در سراسر دوران الجایتو و جانشینش سلطان ابوسعید بهادر (٧١٦-٧٣٦ ق / ١٣١٦-١٣٣٦ م) در مدرسۀ سلطانیه به کار مدرسی اشتغال داشت و ظاهراً مورد تکریم هر دو پادشاه بوده، و وی از آنان با اکرام تمام نام برده است (آملی، ٢ / ٢٥٩-٢٦١). پس از ابوسعید، آرپاخان (آملی، ٢ / ٢٦٣؛ ارپاکون) به جای او نشست. در خلال سلطنت چند ماهۀ او اوضاع کشور پریشان شد و هرج و مرج و قتل و غارت اوج گرفت. شاید گلایههایی که او از فرو کشیدن کار علم و رونق جهل دارد (همو، ١ / ٤-٥، ٢ / ٢٦٣)، به همین دوران مربوط باشد. احتمالاً وی تا سال روی کار آمدن ابواسحاقبن محمودشاه در فارس (٧٤٢ ق / ١٣٤١ م) در سلطانیه مانده و وقت خود را سراسر وقف نگارش نفائس کرده است. اندکی پس از آنکه «منشور سلطنت به نام خدایگان» ابواسحاق زده شد، وی با کتاب نفائس که گویا در آن تاریخ به پایان رسیده بود، آهنگ درگاه او کرد (همو، ١ / ٦- ٨).
از زندگی او در شیراز هم چیزی نمیدانیم. ظاهراً وی در آنجا مورد احترام سلطان و اهل علم بوده و در اواخر زندگی به تألیف شرح قانون ابنسینا پرداخته و چنانکه از کهنترین نسخۀ موجود برمیآید، آن را در ٧٥٣ ق / ١٣٥٢ م به پایان رسانده است (مشکوة ٣(٢) / ٧٧٩).
از آملی چندین کتاب به جای مانده است:
١. نفائس الفنون فی عرائس العیون دائرةالمعارفی است که در دو بخش (علوم اوایل و علوم اواخر) به فارسی تنظیم شده است. وی آن را قبل از ٧٣٦ ق / ١٣٣٦ م آغاز کرده و در حدود ٧٤٢ ق / ١٣٤١ م به پایان رسانیده و به ابواسحاقبن محمود شاه در شیراز تقدیم داشته است (آملی، ١ / ٧- ٨). نفائس که گویا برای تدریس به طلاب مدرسۀ سلطانیه تألیف شده، در سدۀ ١١ ق / ١٧ م شهرتی گسترده یافته است (کهنترین نسخۀ موجود ظاهراً در ٨٠٩ ق / ٤٠٦ م تحریر شده است). از این کتاب نسخههای بسیاری در دست است که بیشتر آنها متعلق به قرن ١١ ق است (نک : منزوی، / ٦٩١-٦٩٣). اینک تقریباً هیچ کتابخانهای در ایران نیست که نسخهای از آن نداشته باشد. نفائس نخستینبار در ١٣٠٩ ق / ١٩٨٢ م (تهران، ملاباقر خوانساری، چاپ سنگی) انتشار یافت و باز در ١٣١٦ ق / ١٨٩٨ م به همان شیوه، در تهران چاپ شد و چاپ سربی آن در ١٣٧٧- ١٣٧٩ ق / ١٩٥٧- ١٩٥٩ م (تهران، اسلامیه) در ٤ جلد منتشر گردید. در ١٣٥٢ ش، پرویز ثروتیان، فرهنگ اصطلاحات و تعریفات آن را تدارک دید (دانشگاه تبریز). علاوهبر این، بخش «تعبیر الرؤیا»ی این کتاب، تحت عنوان تعبیر خواب جداگانه (تهران، ١٣٢٠ ق / ١٩٠٢ م) چاپ سنگی شده است (مشار، چاپی فارسی). مؤلف خود، نفائس را برای سلطان ابواسحاق خلاصه کرده و آقابزرگ (الذریعة، ٢٠ / ٢١٥) به نسخهای از آن زیر عنوان مختصر نفائس الفنون، موجود در کتابخانۀ آستان قدس، اشاره کرده است. همچنین آقابزرگ زیر عنوان الفلاحة، تألیف سید محمدهاشم خوانساری، نوشته که آن ملخصی است از نفائس الفنون و ازهار الجنان (الذریعة، ١٦ / ٣٠٢). با اینهمه کتاب به چاپ علمی تازهای نیازمند است.
٢. شرح قانون ابنسینا: آملی این شرح را در محرم ٧٥٣ ق / ژانویۀ ١٣٥٢ م نوشته است. وی در مقدمه اشاره میکند که هیچ یک از شروح کتاب را شایسته نیافته و تنها به شرح قطبالدین شیرازی توجه داشته که آن هم در باب کالبد شکافی نارساست (مشکوة، ٣ / ٧٧٨). کثرت نسخههای شرح قانونِ وی بر دقت علمی و روشنی بیان آملی در آن کتاب دلالت دارد. کهنترین نسخۀ موجود از این کتاب، نسخۀ دانشگاه تهران است که ظاهراً در همان سدۀ ٨ ق / ١٤ م تحریر شده است (مرکزی، خطی، ٣ / ٧٧٧). دربارۀ نسخههای دیگر، مراجعه شود به فهرست خطی دانشکدۀ پزشکی (رهآورد، ٢٦٨) که به ٦ نسخه در ایران و ٦ نسخه نیز در خارج ایران اشاره کرده است. برای تکمیل این فهرست، رجوع شود به بروکلمان (GAL, S, I / ١٨٢٤)؛ ملک، ١ / ٤٢٥؛ جامعه، ٢(١) / ٢٧، ٣(١) / ٧٧، ٤(١) / ١٩٨؛ آصفیه، ٢ / ٧٣. بروکلمان (همانجا) به چاپ آن در لکهنو در ١٢٥٥ ق / ١٨٣٩ م و نیز همراه با حاشیۀ حکیم علی گیلانی در لکهنو، چاپخانۀ علویهخان (١٢٦٥ و ١٢٦٨ ق / ١٨٤٩ و ١٨٥٢ م) در دو جلد اشاره میکند (نیز نک : مشار، چاپی عربی).
٣. شرح بر کلیات طب ایلاقی (از شاگردان ابنسینا، د ٥٣٦ ق / ١١٤٢ م): نسخهای از آن که در ٨٤٩ ق / ١٤٤٥ م تحریر شده، در کتابخانۀ مدرسۀ فاضلیۀ مشهد موجود است (ص ٢٤٠). بروکلمان (همانجا) نیز به نسخهای از آن در سلیمآغا (شم ٨٧١) اشاره میکند (نیز نک : مرکزی، خطی، ٤ / ٧٩٥).
٤. کتابی منسوب به او که شرحی بوده بر مختصر الاصول ابن حاجب (٥٧٠-٦٤٦ ق / ١١٧٤- ١٢٤٨ م) و ظاهراً وی آن را در جوانی، و در دفاع از شیعه و رد عضدالدین ایجی نگاشته است (شوشتری، ٢ / ٢١٤؛ آقابزرگ، الذریعة، ١٤ / ٥٦).
آملی فارسی را روان و روشن و بسیار دقیق مینوشت و شیوۀ کلی او همان شیوۀ دانشمندان سدههای ٧ و ٨ ق / ١٣ و ١٤ م است و با اسلوب خواجه نصیرالدین طوسی و قطبالدین شیرازی تشابه بسیار دارد و حتی در مقدمه و بابهای ادب و شعر نفائس، تمایلی به سجعپردازی مشهود است. با اینهمه، در جاهای دیگر، خاصه در مسائل علمی، بیان مقصود به زبانی ساده بیشتر مورد توجه او بوده است. در ابواب تاریخ و ادب، عبارات فارسی او از استواری و اصالت برخوردار است، امّا در برخی موضوعات چون ریاضیات، هندسه، نجوم و موسیقی تأثیر زبان عربی در نثر وی محسوس است. اشعار فارسی و عربی متعددی که سروده و در مقدمۀ کتاب یا بابهای ادبیات افزوده، همه صحیح و دقیق، اما خالی از هنر شاعرانه است (قس: صفا، ٣(٢) / ١٢٧٥).
مآخذ
آستان قدس، فهرست، ٨ / ٣٨٤؛
آصفیه، خطی، ٢ / ٧٣؛
آقابزرگ، الذریعة، همو، طبقات الاعلام الشیعة، (قرن ٨)، بیروت، ١٩٧٥؛
آملی، محمدبن محمود، نفائس الفنون، به کوشش ابوالحسن شعرانی، تهران، ١٣٧٥- ١٣٧٩ ق؛
بغدادی، اسماعیل پاشا، ایضاح المکنون، استانبول، ١٣٦٦ ق، ١ / ٦٦٣؛
ثروتیان، بهروز، فرهنگ اصطلاحات و تعریفات نفائس الفنون، تبریز، ١٣٥٢ ش، مقدمه؛
جامعه، خطی؛
جنید شیرازی، ابوالقاسم، شدالازار، به کوشش محمد قزوینی، تهران، ١٣٢٨ ش؛
حاجی خلیفه، کشف الظنون، استانبول، ١٩٤١ م، ٢ / ١٩٦٦؛
حقوق، خطی، ص ٢١٩؛
رشت و همدان، خطی، ص ١٢٧٧؛
رهآورد، حسن، فهرست کتب خطی دانشکدۀ پزشکی، تهران، ١٣٣٣ ش؛
سپهسالار، خطی، ٥ / ٧٢٠؛
شورا، خطی، ٢ / ٤٩، ١١ / ٣١٤-٣١٥، ١٩ / ٥١، ١٩٦؛
شوشتری، قاضی نوراله، مجالس المؤمنین، تهران، ١٣٧٥ ق؛
صفا، ذبیحاللـه، تاریخ ادبیات در ایران، تهران، ١٣٦٢ ش؛
فاضلیه، خطی؛
گوهرشاد، خطی، ١ / ١١٦؛
مرعشی، خطی، ٣ / ٣٣٠-٣٣١؛
مرکزی، خطی؛
مرکزی و مرکز اسناد، خطی، ١٦ / ٦٩٥؛
مشار، چاپی عربی؛
همو، چاپی فارسی؛
مشکوة، خطی؛
مشهد ٢، خطی، ٢ / ١٠٥٩-١٠٦٠؛
مشهد ٤، خطی، ١ / ٥٥، ١٩٤؛
ملک، خطی، ١ / ٤٢٤؛
منزوی، خطی، ١ / ١٦٦، ٤ / ١٤٠٨؛
همدان، خطی، ص ٥٠؛
نیز:
Arthur J. Arberry, A Handlist of the Arabic Manuscripts, Dublin,١٩٦٣;
GAL;
GAL, S.
آذرتاش آذرنوش