دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٢٣ - ابن عبدربه، ابوعثمان
ابن عبدربه، ابوعثمان
نویسنده (ها) :
صادق سجادی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ عَبْدِرَبِّه، ابوعثمان سعیدبن ابراهیم (یا عبدالرحمن: صاعد، ١٨٧، و به پیروی از او، ابن ابی اصیبعه، ٢ / ٤٤؛ در حالی که ابن ابار، ٢ / ٥٤٤-٥٤٥ به صراحت آن را مردود شمرده است) بن محمد بن عبدربه بن حبیب بن حُدیر (محمد؟) بن سالم، پزشک و داروشناس قرطبی اندلسی سدۀ ٤ق / ١٠م و برادرزادۀ ابوعمر احمدابنعبدربه صاحب عقدالفرید. سالم نیای بزرگ ابوعثمان از موالی هشام بن عبدالرحمن اول از امویان اندلس بود. گذشته از اختلاف نویسندگان در نام نیای وی، برخی سعید را پسر احمدبن عبدربه دانسته و او را فقیه و قاضی خواندهاند (ابن فرحون، ١٢٤؛ ابن فرضی، ١ / ٢٠٢؛ قس: ابن ابار، ٢ / ٥٤٥). با توجه به گزارش ابن فرحون (همانجا)، ظاهراً ابن عبدربه در ٢٦٣ق زاده شد. از دوران رشد و تحصیلات و استادان او اطلاعی در دست نیست، ولی وی را پزشکی نامور دانستهاند که روشی خاص در مداوای تبها داشت و قرصهایی نیز برای درمان آن تهیه کرده بود (ابن جلجل، ١٠٤). وی همچنین در شناسایی حرکت کواکب و هواشناسی بسیار ماهر بود (صاعد، همانجا) و به کتابهای یونانی و علوم اوایل و فلسفه عنایت داشت و از نخستین کسانی بود که در اندلس شعر زجل سرود (پالنثیا، ١٥٦؛ برای بعضی اشعار او نک : ابن جلجل، ١٠٥؛ ثعالبی، ٢ / ٥٦). نویسندگان متأخرتر، از وی به عنوان قاضی و مفتی و فقیهی یاد کردهاند که مشاور قاضی منذربن سعید بلوطی بود (ابن ابار، ٢ / ٥٤٥، ٣ / ٧١٠؛ ابن فرحون، ١٢٤) و از کسانی چون محمدبن عمربن لُبابه، اسلم بن عبدالعزیز و احمدبن خالد حدیث شنید (ابن فرضی، ١ / ٢٠٢؛ قاضی عیاض، ٤ / ٤٣٤) و بسیاری مانند ابوحرملۀ فقیه از او حدیث شنیدند (قاضی عیاض، همانجا). احتمال دارد که این نویسندگان، او را با سعیدبن احمدبن محمد، فقیه و قاضی قرطبی که ابن فرضی در جای دیگری از اثر خود به او اشاره کرده (١ / ٢٠٨)، اشتباه کرده باشند. به هر حال سعیدابن عبدربه به رغم آنکه دانشمندی مشهور بود هرگز نزد سلاطین نمیرفت. او مردی تندزبان و پرخاشجو بود (صاعد، ١٨٨؛ پالنثیا، همانجا) و گفتهاند که چون ناصر مروانی برای مباحثۀ علمی ابن عبدربه را دعوت کرد، او چنان سخن گفت که امیر را ناخوش افتاد و وی را دور ساخت ( المغرب فی حلی المغرب، ١ / ١٢١). سعیدابن عبدربه، چنانکه از اشعار احمدابنعبدربه برمیآید مردی بخیل بوده است و گویا عمویش احمدابنعبدربه نیز به سبب همین خصوصیات از معاشرت با او کراهت داشت و حتی در بیماریش به عیادت وی نرفت (ابن جلجل، ١٠٥). ابن عبدربه که در اواخر عمر نابینا شده بود (همانجا)، سرانجام در ٣٤٢ق / ٩٥٣م (ابن ابار، ٢ / ٥٤٥) و به قولی در ٣٣٢ق یا در آغاز ٣٥٦ق / ٩٦٧م درگذشت (ابن فرضی، ١ / ٢٠٢؛ ابن فرحون، همانجا).
آثـار
١. کتاب قراباذین، مهمترین اثر ابنعبدربه است که خود وی آن را الدکان نامیده است. این کتاب در ١٧ باب تدوین شده و دربارۀ طرز ساختن و منافع و تأثیر انواع خوردنیها و نوشیدنیها و معجونها و روغنها و داروهای چشم و قرصها و جز آن است. الدکان نخستین کتاب از نوع خود در اندلس به شمار میرود و گفتهاند از لحاظ تأثیر در غرب جهان اسلام مانند قراباذین شاپوربن سهل در شرق قلمرو اسلام بوده است. نسخۀ کامل این اثر در کتابخانۀ ظاهریۀ دمشق به شمارۀ ٣١٥٩ ـ طب ٣٤ موجود است (ظاهریه، حمارنه، ٢٣٦-٢٤١؛ همان، خیمی، ٢ / ٣٦٦)؛ ٢. ارجوزة، در طب. ابن جلجل (ص ١٠٤) یادآور شده که ابن عبدربه قصیدهای پزشکی در بحر رجز داشته که بر احاطۀ او بر دانش پزشکی و مکاتب کهن این دانش دلالت میکرده است. این ارجوزه براساس نسخۀ یگانهای از آن که در کتابخانۀ مجلس شورای تهران (شم ٦٥٢٠) هست، توسط روزاکونه در مجلۀ القنطرة، ج ١ (١٩٨٠م) در اسپانیا به چاپ رسیده است (کونه، ٢٣٨-٢٧٩)؛ ٣. تعالیق و مجربات فی الطب (ابن ابی اصیبعه، ٢ / ٤٥).
مآخذ
ابن ابار، محمدبن عبدالله، التکملة لکتاب الصلة، به کوشش فرانسیسکو کودرا، مادرید، ١٩١٥م؛
ابن ابی اصیبعه، احمدبن قاسم، عیون الانباء، به کوشش آوگوست مولر، قاهره، ١٢٩٩ق / ١٨٨٢م؛
ابن جلجل، سلیمان بن حسان، طبقات الاطباء و الحکماء، به کوشش فؤاد سید، قاهره، ١٩٥٥م؛
ابن فرحون، ابراهیم بن علی، الدیباج المذهب، قاهره، ١٣٥١ق؛
ابن فرضی، عبدالله بن محمد، تاریخ العلماء و الرواة للعلم بالاندلس، به کوشش عزت عطار حسینی، قاهره، ١٩٥٤م؛
پالنثیا، آنخل گنثالث، تاریخ الفکر الاندلسی، ترجمۀ حسین مؤنس، قاهره، ١٩٥٠م؛
ثعالبی، یتیمةالدهر، به کوشش علی محمد عبداللطیف، قاهره، ١٣٥٢ق؛
صاعد اندلسی، طبقات الامم، به کوشش حیاة بوعلوان، بیروت، ١٩٨٥م؛
ظاهریه، خطی (الطب و الصیدله)، حمارنه؛
همان، خیمی؛
قاضی عیاض، ترتیب المدارک و تقریب المسالک، به کوشش احمد بکیر محمود، بیروت، ١٣٨٧ق؛
المغرب فی حلی المغرب، به کوشش شوقی ضیف، قاهره، ١٩٥٣م؛
نیز:
Kuhne, Rosa, “La Uryūza fil-ṭibb de Saʿīd ibnʿAbd Rabbihi”, Al-qantara, Madrid, ١٩٨٠, vol. I.
صادق سجادی