دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٢٠ - ابوحلیقه
ابوحلیقه
نویسنده (ها) :
محمدهادی مؤذن جامی
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٢١ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَبوحُلَیقه، رشیدالدین ابوالوحش بن ابی الخیر فارس بن ابی سلیمان داوود (٥٩١ ـ زنده در ٦٥٨ ق / ١١٩٥-١٢٦٠ م)، حكیم و طبیب مصری. او در خاندانی مشهور كه ابن ابی اصیبعه (٢ / ١٢١، ١٢٣، ١٣٠-١٣٢) شرح احوال چند تن از پزشكان برجستۀ آن را آورده است، به دنیا آمد. نیای او ابوسلیمان داوود پزشكی چیرهدست و از مقربان صلاحالدین ایوبی بود و به روایت خود ابوحلیقه، روزی كه بیتالمقدس فتح شد، خانۀ او به دستور صلاحالدین پناهگاه همگان بود (همو، ٢ / ١٢٢). گرچه خاندان او به دلیل شهرت حكیم ابوشاكر بن ابی سلیمان، در مصر و شام، به بنی شاكر مشهور بوده (همو، ٢ / ١٢٨)، اما شهرت او به ابوحلیقه كه الملك الكامل ایوبی او را بدان نامید (همو، ٢ / ١٢٥)، به سبب حلقۀ نقرۀ كوچكی (حُلَیقه، مصغّر «حلقه») بوده است كه گویا پدرش كه فرزندانش در خردی میمردند، هنگام ولادت در گوش او كرده بوده است تا اگر زنده بماند، آن را صدقه دهد (همو، ٢ / ١٢٩). ابوحلیقه در قلعۀ جَعْبَر (بركنارۀ فرات بین بالس و رَقّه) زاده شد. پس از آن همراه خانوادهاش به رها (اورفا) رفت و ٧ یا ٨ سال آنجا ماند و پرورش یافت. پدرش فارس ابوالخیر كه برخلاف برادران مردی سپاهی بود، گویا میل داشت كه ابوحلیقه نیز شغل پدر را انتخاب كند و از این رو او را لباس سپاهیگری میپوشانید، اما به توصیۀ الملك العادل، او را برای فراگرفتن طب به دمشق نزد برادر خود حكیم مهذبالدین ابوسعید فرستاد (همو، ٢ / ١٢٣، ١٢٤). ابوحلیقه یك سال در دمشق ماند و الفصول بقراط و تقدمة المعرفة را خواند. سپس در ٥٩٩ ق / ١٢٠٣ م به قاهره رفت و همانجا اقامت گزید. اگرچه ابن ابیاصیبعه از ادامۀ تحصیلات و استادان او در مصر یاد نكرده است، ولی به نظر میرسد كه پس از اتمام تحصیلات بود كه در آنجا به خدمت الملك الكامل درآمد. وی پس از مرگ سلطان به ملك الصالح نجمالدین و بعد از او به الملك المعظم تورانشاه ایوبی پیوست و بعد از قتل تورانشاه در ٢٧ محرم ٦٤٨ ق / اول مۀ ١٢٥٠ مدتی در خدمت تركان بود كه بر قلمرو ایوبیان مسلط شده بودند. آنگاه به خدمت الملك الظاهر بیبرس (حك ٦٥٨-٦٧٦ ق) درآمد (همانجا). از اینجا میتوان دانست كه لااقل تا ٦٥٨ ق یعنی آغاز حكومت بیبرس زنده بوده است، اما از آنجا كه ابن ابیاصیبعه مورخ معاصر و نزدیك به ابوحلیقه از تاریخ مرگ او ذكری نكرده، میتوان احتمال داد كه او تا ٦٦٧ ق / ١٢٦٩ م كه نامۀ پسرش محمد به دست ابن ابی اصیبعه رسید (همو، ٢ / ١٣٠)، زنده بوده است و گرنه ابن ابی اصیبعه كه همواره به مطالب كتاب خویش میافزوده (نك : ه د، ٢ / ٦٢٧)، تاریخ مرگ ابوحلیقه را ذكر میكرد. گفتنی است كه ابوحلیقه نزد مهذب الدین عبدالرحیم بن علی دخوار، استاد ابن ابیاصیبعه نیر تحصیل علم كرده (ابن ابی اصیبعه، ٢ / ١٢٣)، اما زمان و كیفیت آن معلوم نیست.
آثـار
از تألیفات ابوحلیقه كه ابن ابی اصیبعه (٢ / ١٣٠) آنها را یاد كرده: مقالة فی ضرورة الموت، مقالة فی حفظ الصحة، مقالة فی ان الملاذ الروحانیة الذّ من الملاذ الجسمانیة و كتاب المختار فی الالف عقار در ادویۀ مفرده و كتاب الأمراض و اسبابها و علاماتها و مداواتها میباشد كه اثری از آنها برجای نمانده است. اما به گفتۀ لینگز (I / ٤٧) رسالهای موسوم به مقال فی الایارجات (داروهای مسهل) نیز تألیف كرده كه به كوشش پل اسبات و كریستو آویرینوس، همراه با ترجمۀ فرانسوی آن، در جلد ١٠ «متون عربی و مطالعات اسلامی»، در قاهره (١٩٥٣ م) به چاپ رسیده است. اولمان(ص ١٢٦) نیز اثری به نام كتاب مختصر فی مرض المالیخولیا به ابوحلیقه نسبت داده است.
مآخذ
ابن ابی اصیبعه، احمد بن قاسم، عیون الانباء، به كوشش آوگوست مولر، قاهره، ١٢٩٩ ق / ١٨٨٢ م؛
نیز:
Lings, Martin and Yasin Hamid Safadi, Third Supplementary Catalogue of Arabic Printed Books in the British Library, London, ١٩٧٧;
Ullmann, Manfred, Die Medizin im Islam, Leiden / Köln, ١٩٧٠.
محمد هادی مؤذن جامی