دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٧٩ - برساوش
برساوش
نویسنده (ها) :
حمید رضا گیاهی یزدی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بَرْساوُش (معرب پرسئوس، نیز به صورتهای برشاوش، برشوش، فرساوش)، یا حامل رأس الغول (بَرندۀ سر دیو) (بیرونی، التفهیم، ٩٢؛ بتانی، ٢٥٠)، یازدهمین صورت از صورتهای فلکی نیمکرۀ شمالی آسمان در نظام نجومی کهن، دارای ٢٩ ستاره از قدرهای دوم تا پنجم، به گفتۀ صوفی، همۀ ستارگان برساوش میان دو صورت فلکی ثریا (خوشۀ پروین) و ذات الکرسی قرار دارند (ص ١٠٦).
براساس اسطورههای یونانی، پرسئوس که میبایست سر عفریتهای را برای پولیدِکْتِس بیاورد، با یاری گرفته از آتنه و هِرْمِس به چنگ مِدوسا (در منابع اسلامی: غول) رفت و توانست او را ــ که نگاهش دشمنان را سنگ میکرد ــ با بهرهگیری از سپری صیقلی، از پای درآورد و سرش را از تن جدا کند. وی هنگام بازگشت شاهزاده آندرومدا (امرأة المسلسله = زن به زنجیر کشیده) را نیز به عنوان قربانی قِطُس (هیولای دریا)، در کرانههای اتیوپی به زنجیر کشیده شده بود، نجات داد (برنهام، III/١٤٠٤-١٤٠٥؛ آلن، ٣٢٩-٣٣٠). بیرونی نیز آورده است که برساوش «در بیابان مردم را بیراه کند» (همانجا). در روزگار باستان برساوش را به صورت مردی تصور کردهاند «بر پای چپ ایستاده، و پای راست را برداشته و دست راست را بالای سر برده، و به دست چپ سرِ غولی» (صوفی، همانجا، نیز ترجمه، ٧٥؛ بیرونی، همانجا). گویا اعراب دورۀ جاهلی برساوش را به عنوان یک صورت فلکی مستقل نمیشناختهاند و معمولاً چندین ستارۀ این صورت را به همراه ستارگان ذات الکرسی به صورت دستی کشیده از ثریا در نظر میگرفتند (ﻧﻜ: صوفی، ١٠١، ١١١، نیز ترجمه، ٧٢، ٧٨-٧٩).
بطلیموس ستارگان برساوش را ٢٩ عدد دانسته که ٣ ستاره بیرون از صورت قرار دارند. از میان ستارگان داخل صورت، دو تا از قدر دوم، ٥ تا از قدر سوم، ١٦ تا از قدر چهارم و دو تا از قدر پنجم و دو ستارۀ نخستِ بیرون صورت نیز از قدر پنجمند و آخری «مظلم» (خفی) است؛ اما صوفی در بهرستی کم و بیش مشابه، این ستاره را به همراه ستارۀ پنجم داخل صورت (که بطلیموس از قدر چهارم دانسته) از قدر پنجم ثبت کرده است. آرگلاندر (١٢١٤-١٢٩٢ق/١٧٩٩-١٨٧٥م)، ستاره شناس مشهور آلمانی نیز آخرین ستارۀ بیرون از صورت را همچون صوفی از قدر پنجم دانسته است (بطلیموس، ٣٥٢-٣٥٣؛ صوفی، ١١٥-١١٦، نیز ترجمه، ٨٠-٨١؛ بیرونی، القانون...، ٣/١٠٣٦-١٠٣٨؛ شیلروپ، ٩). دو ستارۀ «جنبِ برساوش» و رأس الغول که بطلیموس و صوفی آنها را از قدری دوم دانستهاند (صوفی دومی را از اصغرِ قدر دوم آورده)، در گذشته روی اسطلابها ذکر میشدند (صوفی،
١٠٧-١٠٨).
نصیرالدین طوسی در ستونی که به هنگام ترجمۀ صور الکواکب به جدولهای صوفی افزوده، مزاج جَنْب، رأس الغول، و ٢١ ستارۀ دیگرِ برساوش را مزاج زحل و زهره دانسته است (ﻧﻜ: صوفی، ترجمه، ٨٠-٨١)؛ اما در در دیگر آثار احکام نجوم دورۀ اسلامی مزاج رأس الغول را مشتری، مریخ و عطارد (ابونصر، ٥١) یا مریخ و عطارد (همو، ٤٩؛ شهمردان، ٤٤٠) نیز آوردهاند.
در ردهبندی امروزی، صورت فلکی برساوش ٦٥ ستارۀ درخشانتر از قدر ٥/٥ دارد و با صورت امرأة السلسله، حَمَل، عوا، زرافه، ذات الکرسی، ثور مثلث هم مرز است. این صورت فلکی محدودۀ بُعد ١ ساعت و ٢٦ دقیقه تا ٤ساعت و ٤٦ دقیقه و میل °٣١+ تا °٥٩+، یعنی حدود ٤٩١/١٪ پهنۀ آسمان (٦١٥ درجۀ مربع) را میپوشاند (بکیچ، ٢٦٠). امروزه معلوم شده است که «شیء» نخست این صورت ــ که بطلیموس (ص ٣٥٢) و صوفی (ص ١٠٦، نیز ترجمه، ٧٥) به ترتیب آن را سحابی و «لطخۀ سحابی» که «به پارۀ میغ مانَد» دانستهاند ــ «خوشۀ ستارهای دوتایی» است. این خوشۀ ستارهای باز را امروزه با نام h(NGV ٨٦٩) و X(NGC ٨٨٤) میشناسند که از حدود ٣٥٠ ستارۀ کم نور کهکشان ما تشکیل میشوند (ریدپت، ١٢٩). رأسالغول (β برساوش)، نخستین ستارۀ «متغیر گرفتی» کشف شده است که درخشندگی آن در طی ٨٧/٢ روز، از قدر ١/٢ (یا ٢/٢) تا ٤/٣ (یا ٥/٣) تغییر میکند. به همین مناسبت، ستارگان متغیر گرفتی دو یا چند تایی را که دورۀ تغییر درخشش آنها ثابت (یا غالباً ثابت) باشد، الگولی مینامند. با آنکه تغییر درخشندگی رأس الغول به سادگی به چشم میآید. اما در منابع کهن به این موضوع اشاره نشده است. تنها صوفی در توضیحی مختصر رأس الغول را سرخ رنگ دانسته است (ص ١٠٧-١٠٨).
در ١٠٨٠ق/١٦٦٩م مونتاناری برای نخستین بار تغییر درخشندگی رأس الغول را گزارش داد که با رصدهای مارالدی در ١١٠٥ق/١٦٩٤م تأیید شد و سرانجام جان گودریک در ١١٩٦ق/ ١٧٨٢م دورۀ تناوب تغییر درخشندگی آن را به دقت اندازه گرفت. امروز مشخص شده که رأس الغول مجموعهای از ٣ستاره است که دور هم میگردند و درخشندگی این مجموعه نیز عمدتاً به سبب گذر دو ستارۀ این مجموعه از مقابل یکدیگر و رخ دادن کسوف تغییر میکند (ریدپث، ١٠-١١؛ آلن، ٣٣٣؛ میتون، ٩). برساوش کانون یکی از مهمترین بارشهای شهابی سالانه، موسوم به «بارش برساوشی» است که در حدود ٢١ مرداد به اوج میرسد و در بهترین شرایط، حدود ٨٠ تا ١٤٠ شهاب در ساعت در آن دیده میشود (ریدپث، ٣٥٤).
گفتنی است که صورت تحریف شدۀ نام عربی ستارگان (یا به عبارت دقیقتر اشیاء) ردیفهای ١، ٧، ١٢، ٢٤ و ٢٥ صورت برساوش (به ترتیب خوشۀ ستارهای دو تایی، X و h و ستارگان α، β، ε و o برساوش)، یعنی مِعْصَم، جنب برساوش یا مرفق الثریا، رأس الغول، مِنکَب الثریا و عاتِق (بتانی، ٢٥٠، ٢٧٦؛ صوفی، ١٠٧-١٠٨، ١١١-١١٢، نیز ترجمه، ٧٦، ٧٩) از حدود سدۀ ٤ق/١٠م در اروپا رایج شد و امروزه نیز آنها را به ترتیب میسم، الگنیب، یا مرفیک، الگول، مِنکیب و اَتیک مینامند (کونیچ، ١١٣-١١٦, ١٤٤, ١٧٦, ١٨٢, ١٨٦؛ همو، و اسمارت، ٤٨-٤٩؛ بکیچ، همانجا).
مآخذ
ابونصر قمی، حسن، المدخل الى علم احکام النجوم، ترجمۀ کهن فارسی، به کوشش جلیل اخوان زنجانی، تهران، ١٣٧٥ش؛
بتانی، محمد، الزیج الصابی، به کوشش ک. نالّینو، رم، ١٨٩٩م؛
بیرونی، ابوریحان، التفهیم، به کوشش جلالالدین همایی، تهران، ١٣٥١ش؛
همو، القانون المسعودی، حیدرآباد دکن، ١٣٧٥ق/١٩٥٦م؛
شهمردان بن ابی الخیر، روضة المنجمین، چ تصویری، به کوشش جلیل اخوان زنجانی، تهران، ١٤٠٩ق/١٣٦٨م؛
صوفی، عبدالرحمان، صور الکوکب، چ تصویری، به کوشش فؤاد سزگین، فرانکفورت، ١٩٨٦م؛
همو، همان، ترجمۀ نصرالدین طوسی، به کوشش معزالدین مهدوی، تهران، ١٣٥١ش؛
نیز:
Allen, R. H., Star Names, Their Lore and Meaning, New York, ١٩٦٣;
Bakich, M. E., The Cambridge Guide to the Constellations, Cambridge, ١٩٩٥;
Burnham, R., Celestial Handbook, New York, ١٩٧٨, Kuntizch, P., Arabisxhe Sternnamen in Europa, Wiesbaden, ١٩٥٩;
id and T. Smart, Short Guide ti Modern Star Names and Their Dervations, Wiesbaden, ١٩٦٨;
Mitton, J., A Concise Dictionary of Astronmy, Oxford etc., ١٩٩١;
Ptolemy, Almagest, tr. And ed. G. J. Toomer, London, ١٩٨٤;
Ridpath, I., A Dictionary of Astronomy, Oxford/New York, ١٩٩٧;
Schjellerup, H. C. F. C., Description des ét oiles Fixed, St. Petersburg, ١٨٧٤.
حمیدرضا گیاهی یزدی