دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٤٦ - حبیش تفلیسی
حبیش تفلیسی
نویسنده (ها) :
محمدحسین احمدی
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ٤ آذر ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
حُبَیْشِ تِفْلیسی، کمالالدین ابوالفضل بن ابراهیم بن محمد (د پس از ٥٥٨ ق / ١١٦٣م)، فرهنگنویس و مؤلف آثار پزشکی، نجومی و ادبی. هرچند آثار فراوانی از حبیش در دست است، آگاهی اندکی که از زندگانی وی داریم، بیشتر از دیباچۀ نسخههای خطی بر جای مانده از آثارش به دست میآید. در این نسخهها، جدا از کنیه و نسبت او ــ کـه بیشتـر ابوالفضل تفلیسی آمـده ــ نام او علاوه بر حبیش به صورتهای «حبش»، «حسن» و «حسین» نیز ضبط، و لقبش به جز کمالالدین، گاه «شرفالدین» یا «جمالالدین» نیز یاد شده، همچنان که در مقدمۀ برخی از آثار ادبی و پزشکیاش، به ترتیب «ادیب» و «حکیم» یا «متطبب» خوانـده شده است (برای نمونه، نک : حاجیخلیفه، ١ / ٢٦١، ٤٦٧، ٢ / ١٣٧٩؛ افشار، مقدمه بر ... ، ٢٨١-٢٨٢؛ ارجح، ٢٤٤).
از نسبت حبیش برمیآید که زادگاه او تفلیس بوده، یا تبارش از این شهر برآمده است؛ هرچند که در برخی نسخهها، نسبتش «غزنوی» ضبط شده کـه بهسبب اقـامت او در قونیه (نک : دنبالۀ مقاله) احتمالاً تصحیفی از «قونوی» است (افشار، همانجا).
منابع کهن دربارۀ روزگار و محل زندگی او آگاهی چندانی بهدست نمیدهند، ولی از آنجا که تفلیسی تقویم الادویۀ خود را بـه مقتفی عبـاسی (حک ٥٣٠-٥٥٥ ق / ١١٣٦-١١٦٠م) یا ابنطراد (ه م) که تا حدود سال ٥٣٤ ق / ١١٤٠م وزیرش بوده، تقدیم کرده است (افشار، همان، ٢٨٤؛ محقق، «واژهها ... »، ٣٥٠؛ ریاحی، ٢٦٥)، میتوان دورهای از فعالیت او را در بغداد حدس زد. ریاحی (ص ٢٦٦) به همین سبب، او را از تفلیسیان مسلمانی دانسته است که در ٥١٦ ق / ١١٢٢م از زادگاه خود رانده شدند و برخی از آنها به بغداد آمدند. همو آثار عربی حبیش را حاصل سالهای اقامت او در بغداد دانسته است (همانجا).
از حدود سال ٥٥٠ ق / ١١٥٥م نشانههای حضور حبیش را در آسیای صغیر و دربار سلاطین و امرای فارسیدوست سلاجقۀ روم میتوان دید؛ زیرا برخی از آثارش را به نام قلج (یا قلیچ) ارسلان دوم (حک ٥٥١- ٥٨٨ ق)، از سلاجقۀ روم و فرزندش قطبالدین ملکشاه (د ح ٥٨٨ ق) مُصدّر ساخته است. به همین سبب، بروکلمان برخلاف حاجیخلیفه (٢ / ١٣٧٩) که سال درگذشت حبیش را ٦٢٩ ق / ١٢٣٢م آورده، سال مرگ او را حدود سال ٦٠٠ ق / ١٢٠٣م دانسته است (GAL, S, I / ٨٩٣). برخی نیز به احتمال، ایرانیِ سخنوری به نام «کمالالدین» را که در مباحث دینی و فلسفی فعال بوده، و میخائیل سریانی (د ٥٩٥ ق / ١١٩٩م) در دربار قلج ارسلان دوم در ملطیه در ٥٧٧ ق از او یاد کرده است (III / ٣٩١)، همان تفلیسی دانستهاند (نک : ریاحی، ٢٦٩).
حبیش تفلیسی در تقویم الادویة نشان میدهد که افزون بر عربی و فارسی، با نام داروها در زبانهای سریانی، یونانی، رومی (لاتین)، هندی و ترکی نیز آشنایی داشته است (افشار، همانجا؛ ریاحی، ٢٧٠؛ محقق، همانجا). او در عین حال از نمایندگان فارسینویسی در سدۀ ٦ ق بهویژه در آذربایجان و منتهىاالیه شمال شرقی ایران بوده است (ریاحی، سراسر مقاله).
آثـار
حدود ٣٠ اثر از حبیش تفلیسی شناخته شده یا به او منسوب است که بیشتر در دانشهای پزشکی و شماری در علوم ادبی و لغوی و قرآنی، نجوم، کیمیا و علوم غریبه است. به نظر میرسد که مخاطب او در برخی از این آثار، عامۀ مردم یا مردم میانۀ جامعه هستند، زیرا در مقدمۀ آنها تصریح میکند که هدفی جز برجای گذاشتن یادگاری از خود و خواستهای جز دعای خیر خوانندگان ندارد (همو، ٢٦٨). به رغم فراوانی آثار طبی تفلیسی، نویسندگان معاصر تاریخ ادبیات در ایران بیشتر به جنبههای ادبی آثار او توجه کردهاند (برای نمونه، نک : بهار، ٢ / ٣٩٣-٣٩٥؛ نفیسی، ١ / ١٢٨؛ صفا، ٢ / ٩٩٨؛ افشار، همان، ٤٤٦ بب ، «اندر فواید ... »، ١ بب ؛ محقق، همان، ٣٤٧ بب ؛ صادقی، ١٣- ٢٩).
١. کامل التعبیر، به فارسی در تعبیر خواب، که مشهورترین و رایجترین اثر حبیش است و در آن پس از ١٦ فصل مقدمه در دانش خوابگزاری، به بیان تعبیر رؤیاها به ترتیب حروف الفبا میپردازد. حبیش این اثر را برای قلج ارسلان بن مسعود رومی نگاشته (نک : چ علمیۀ اسلامیه، ص ٢-٣) و عنوان حدود ٢٠ اثر از منابع خود را در مقدمه، به ویژه گزیدۀ اقوال ٦ نفر از خوابگزاران بزرگ را به نقل از آثارشان آورده است: اصول از دانیال پیامبر؛ تقسیم ( الرؤیا) از امام جعفر صادق (ع) (نک : رضوی، ٤٣، ٤٧؛ قس: حاجیخلیفه، ١ / ٤٦٦؛ آقابزرگ، ٤ / ٣٨٨؛ موسوی، ٨-٩)؛ جوامع از ابنسیرین؛ دستور از ابراهیم کرمانی؛ ارشاد از جابر مغربی؛ و تعبیر از اسماعیل اشعث (؟). این اثر که خضر بن هادی بواریحی آن را برای سلطان سلیمان عثمانی از فارسی به عربی ترجمه کرده (حاجیخلیفه، ٢ / ١٣٧٩)، بارها در ایران و هندوستان چاپ شده است (نک : آقابزرگ، ١٧ / ٢٥٣-٢٥٤). کامل التعبیر روایتی ظاهراً متأخر، ولی کوتاهتر دارد که به تفکیک موضوعی در ٥٣ باب تنظیم شده و رضوی برقعی آن را در حدود ١٠٠ صفحۀ رقعی به چاپ رسانده، و در مقدمۀ آن، همانندیها و تفاوتهایش را با نسخۀ اصلی که کامل التعبیر الفبایی نامیده، برشمرده است (ص ٤٦- ٤٨).
٢. قانون الادب، یا قانون ادب، واژهنامۀ عربی به فارسی. برخلاف خاتمۀ نسخۀ چاپشدۀ آن (٣ / ١٨٣٤) که تاریخ ٥٤٨ ق / ١١٥٣م را به دست میدهد، افشار (مقدمه بر، ٢٨٦) و منزوی (ص ٢٩٠) به استناد بیتی از مصنف که بر یکی از نسخ آن ضبط شده است، سال اتمام آن را ٥٤٥ ق / ١١٥٠م دانستهاند. حاجیخلیفه (٢ / ١٣١٠) از آن با عنوان قانون الادب فی ضبط کلمات العرب یاد کرده، و آن را در نوع خود بینظیر دانسته است. حبیش در دیباچۀ قانون ادب (١ / ٢٠) بیش از ٥٠ منبع را نام برده و دربارۀ سبب تألیف کتاب گفته است که «تا شاعران را در قافیه و ادبا را در واژههای دشوار بهکار آید که در پارسی چنین کتابی نبوده». بهنظر برخی، قانون الادب، که شامل حدود ٠٠٠‘٦٠ واژه است، مهمتـرین و مفصلترین اثر حبیش است (نک : ریاحی، ٢٦٦؛ طاهر، ١٠؛ قس: صادقی، ٢٨). این کتاب با افزودن واژههای ترکی بدان، در ١١٨٣ق به دست سعدالدین مستقیمزاده با عنوان السنة ثلاثة به ترکی ترجمه شده است (افشار، مقدمه بر، ٢٨٧؛ منزوی، همانجا).
٣. وجوه قرآن، به فارسی و در وجوه معانی لغات قرآن کریم. تنها نسخۀ به جای مانده از این اثر که ظاهراً در سدۀ ٧ق / ١٣م از نسخۀ خود مصنف رونوشت شده، نشان میدهد که تفلیسی آن را در ٥٥٨ ق / ١١٦٣م در قونیه نوشته یا از روی نسخۀ اصلی استنساخ کرده است (ریاحی، ٢٦٧؛ قس: حبیش، وجوه ... ، ٣١٧؛ افشار، مقدمه بر، ٢٩٣؛ محقق، مقدمه بر ... ، ٣٣). البته پایۀ آن بر اثری به همین نام، ولی مفقود از مقاتل بن سلیمان (ه م) است که حبیش آن را ترجمه، و با ٧ منبع دیگر تکمیل کرده است (حبیش، همان، ١؛ نیز نک : محقق، همان، ٤، ١٧).
٤. «بیان الصناعات»، به فارسی در ٢٠ باب، که ترکیبی است ناهمگون از کیمیا، رنگرزی، صناعات، علوم طبیعی و جز آن؛ حتى باب آخر آن در روشهای باروری و مربوط به پزشکی است (نک : ص ٢٩٨-٣٠٠). ایرج افشار (همان، ٢٨٢-٢٨٣) این کتاب را به لحاظ دارا بودن فواید لغوی، فنی و اشارات فراوان به فرهنگ مردم آن روزگار حائز اهمیت دانسته، و آن را در ١٣٣٦ش با استفاده از دو نسخۀ موجود در تهران و استانبول، تصحیح و
چاپ کرده است. این اثر به ترکی (حاجیخلیفه، ١ / ٢٦١) و روسی (روزنفلد، ٧١٣) نیز برگردانده شده است.
٥. ملحمۀ دانیال، یا اصول الملاحم (قس: بغدادی، ١ / ٢٦٣، که ملحمۀ دانیال و اصول الملاحم را دو اثر جداگانه پنداشته است)، در پیشگویی حوادث آینده به فارسی، که تفلیسی آن را از منابع عربی گردآوری و ترجمه کرده، و عبدالله بن هارون سوسی آن را شرح نموده است (حاجیخلیفه، ٢ / ١٨١٨؛ افشار، مقدمه بر، ٢٩٠). در صحت انتساب این اثر به حبیش تردیدهایی ابراز شده است (نک : همان، ٢٩١؛ GAS , VII / ٣١٧؛ قس: رضوی، ٣٩).
٦. تقویم الادویة ( المفردة و الاغذیة)، مشتمل بر جداول مفردات دارویی، که در ستون نخست اسامی مفردات دارویی به ٥ زبان (نک : سطور پیشین)، و در ستون دوم ماهیت، طبایع، منافع و مضار و مقدار مصرف داروها بیان شده، و همچنان که گفته شد حبیش آن را به مقتفی یا وزیرش ابنطراد هدیه کرده است. نسخههای خطی این اثر که صاحب المعتمد فی الادویة المفردة فراوان از آن نقل کـرده است (نک : غسانی، جم )، گاه با عنوان تقویم الادویة المفردة و کیفیات اخذها و صیغتها (یا صفاتها) وجود دارد (حاجیخلیفه، ١ / ٤٦٧؛ ووستنفلد، ٣٠-٣١؛ I / ٨٩٣ GAL, S,؛ افشار، همان، ٢٨٤). نسبت این اثر با دیگر آثار منسوب به حبیش همچون اودیة الادویة، الادویة المفردة، بیان الطب (افشار، همان، ٢٨٣؛ درایتی، ٢ / ٥٨٥)، و نیز بیان الصناعة که مشتمل بر خواص داروها، ولی با ترجیح تقویت روانی بیمار توسط پزشک (اعتمادالسلطنه، ١ / ٨٠٤؛ قس: حبیش، «بیان ... »، ٤٤٠) و نیز نظم السلوک (GAL, S، همانجا) است، به دست نیامد.
٧. کفایة الطب، به فارسی، در ٢٢٥ باب و در ٣ کتاب: اول در معرفت علم «بجشکی»، دوم غذاها و داروهای مفرد، سوم غذاها و داروهای مرکب. تفلیسی این اثر را با استفاده از منابع عربی حاوی آراء طبی یونانی، سریانی و اسلامی برای ابوالحارث (= قطبالدین) ملکشاه (د ح ٥٨٨ ق)، فرزند قلج ارسلان دوم، در ٥٥٠ ق / ١١٥٥م نوشته (افشار، همان، ٢٨٩؛ ارجح، ٢٤٤) و در «بیان الصناعات» (ص ٤٣٥) به آن اشاره کرده است. همچنین حبیش در کامل التعبیر (چ علمیۀ اسلامیه، ٦، چ موسوی، ٣١) در بحث از ماهیت خواب به کتابی از خود به نام کفایة الطالب یا کفایة الطلب ارجاع میدهد که شاید تصحیفی از کفایة الطب باشد.
٨. رسائل نُهگانۀ پزشکی، منسوب به حبیش تفلیسی که هماکنون با نام مجموعۀ رسائل طبیة در دانشگاه پرینستن نگهداری میشود و شامل تقدمة العلاج و بدرقة المنهاج، اودیة الادویة، رموز المنهاج و کنوز العلاج، الرسالة المتعارفة باسماء المترادفة، لباب الاسباب، شرح بعض المسائل لاسباب و العلامات المنتخبة من القانون (گزیدهای از قانون ابنسینا)، تحصیل الصحة بالاسباب الستة، رسالة فی ما یتعلق بالاغذیة المطلقة و الادویة و اختصار فصول بقراط است (GAL, S، همانجا؛ افشار، مقدمه بر، ٢٨٣-٢٨٤).
٩. جوامع البیان در ترجمان قرآن، در شرح واژههای قرآن کریم به فارسی، به ترتیب الفبا که آن را ظاهراً پیش از وجوه قرآن پرداخته است (منزوی، ٢٩١)، زیرا اشتراکاتی با آن دارد، جز آنکه به کمال آن نیست.
١٠.بیان النجوم (حاجی خلیفه، ١ / ٢٦٢؛ ووستنفلد، همانجا؛ اعتمادالسلطنه، ١ / ٨٠٤-٨٠٥)، به فارسی در هیئت، نجوم و اسطرلاب مشتمل بر ١٠ باب و ٢١٠ فصل (افشار، همان، ٢٨٤). بهار فصلی از آن را برای نمودن شیوۀ فارسینویسی در سدۀ ٦ ق / ١٢م نقل کرده است (٢ / ٣٩٥). ریاحی این اثر را همان المدخل الى علم النجوم میداند (ص ٢٧١) که به نقل حاجیخلیفه (٢ / ١٦٤٤) پس از تلخیص علل القرآن نگاشته شده است. این نام در مقدمۀ این اثر نیز دیده میشود (نک : جعفریمذهب، ١٥٢). نسخۀ منحصر به فرد این کتاب در کتابخانۀ ملی موجود است (همو، ١٤٩). به نظر میرسد که حبیش محاسبات خود را در این کتاب برای سال ٥١١ یزدگردی برابر با ٥٣٦ ق / ١١٤٢م انجام داده است که میتواند قرینهای بر فعالیت او در حدود این سال باشد.
در مقدمه یا متن آثار حبیش، و نیز دیگر منابع و فهارس، این آثار نیز از او نام برده شده است: قوافی، یا ترجمان قوافی، فرهنگ قوافی (افشار، همان، ٢٨٧- ٢٨٨؛ آقابزرگ، ١٦ / ٢١٣؛ منزوی، ٢٩٢)؛ بیان التصریف (نک : حبیش، وجوه، ١)؛ تلخیص علل القرآن (حاجیخلیفه، ١ / ٤٧٩؛ حبیش، همان، ٢٦٢)؛ صحة الابدان ( کامل التعبیر، چ علمیۀ اسلامیه، ٢؛ حاجیخلیفه، ٢ / ١٣٧٩)؛ ثمار المسائل (حبیش، همان، ٩)؛ مقالة مختصرة فی فضل صناعة الطب (درایتی، ٩ / ١١٢٠)؛ قانون اللباب، در حکمتت (اعتمادالسلطنه، ١ / ٨٠٥).
مآخذ
آقابزرگ، الذریعة؛
ارجح، اکرم و دیگران، کتابشناسی نسخ خطی پزشکی ایران، تهران، ١٣٧١ش؛
اعتماد السلطنه، محمدحسن، مرآة البلدان، به کوشش عبدالحسین نوایی و هاشم محدث، تهران، ١٣٦٧ش؛
افشار، ایرج، «اندر فواید لغوی کامل التعبیر»، مجموعه مقالات تحقیقی خاورشناسی، تهران، ١٣٤٢ش؛
همو، مقدمه بر «بیان الصناعات» (نک : هم ، حبیش)؛
بغدادی، هدیه؛
بهار، محمدتقی، سبکشناسی، تهران، ١٣٣١ش؛
جعفریمذهب، محسن، «بیان النجوم ابوالفضل حبیش بن ابراهیم منجم تفلیسی»، آینۀ میراث، تهران، ١٣٨٥ش، شم ٣٣-٣٤؛
حاجی خلیفه، کشف؛
حبیش تفلیسی، «بیان الصناعات»، فرهنگ ایران زمین، تهران، ١٣٣٦ش، ج ٥؛
همو، قانون ادب، به کوشش غلامرضا طاهر، تهران، ١٣٥٠ش؛
همو، کامل التعبیر، تهران، علمیۀ اسلامیه؛
همان، به کوشش عبدالله موسوی، قم، ١٣٦٩ش؛
همو، وجوه قرآن، به کوشش مهدی محقق، تهران، ١٣٤٠ش؛
درایتی، مصطفى، فهرست دستنوشتههای ایران، تهران، ١٣٨٩ش؛
رضوی برقعی، حسین، مقدمه بر کامل التعبیر حبیش تفلیسی، تهران، ١٣٨٨ش؛
ریاحی، محمدامین، «تفلیسی، پیشاهنگ فارسینویسی در دیار روم»، چهل گفتار در ادب و تاریخ و فرهنگ ایران، تهران، ١٣٧٩ش؛
صادقی، علیاشرف، «لغات فارسی کفایة الطب حبیش تفلیسی به همراه بررسی لغات تقویم الادویۀ او»، نـامۀ فرهنگستان، تهران، ١٣٨٠ش، ج ١٧؛
صفا، ذبیحالله، تاریخ ادبیات در ایران، تهران، ١٣٣٦ش؛
طاهر، غلامرضا، مقدمه بر قانون ادب (نک : هم ، حبیش)؛
غسانی، یوسف، المعتمد فی الادویة المفردة، به کوشش مصطفى سقا، بیروت، ١٤٠٢ق / ١٩٨٢م؛
محقق، مهدی، مقدمه بر وجوه قرآن (نک : هم ، حبیش)؛
همو، «واژههای فارسی در کتاب تقویم الادویة»، پنجمین بیست گفتار در مباحث ادبی و ... ، تهران، ١٣٧٩ش؛
منزوی، علینقی، فرهنگنامههای عربی به فارسی، تهران، ١٣٣٧ش؛
موسوی، عبدالله، مقدمه بر کامل التعبیر (نک : هم ، حبیش)؛
نفیسی، سعید، تاریخ نظم و نثر در ایران و در زبان فارسی، تهران، ١٣٤٤ش؛
نیز:
GAL, S;
GAS;
Michel Le Syrien, Chroniques , ed. and tr. J. B. Chabot, Paris, ١٩٠٥;
Rosenfeld, B. A. and Ekmeleddin Ihsanoğlu, Mathematicians , Astronomers, and Other Scholars of Islamic Civilization (٧th - ١٩th c.), Istanbul, ٢٠٠٣;
Wüstenfeld, F., Geschichte der Arabischen Aerzt und Naturforscher, Göttingen, ١٨٤٠.
محمدحسین احمدی