دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٣٠ - اسحاق بن حنین
اسحاق بن حنین
نویسنده (ها) :
محمدعلی مولوی
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٩ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِسْحاق ِبْنِ حُنین، ابویعقوباسحاق بنحنین بناسحاق عبادی، پزشك و مترجم آثار علمی یونانی (د ربیعالا¸خر ٢٩٨/ دسامبر ٩١٠). وی در یك خانوادۀ نسطوری از قبیلۀ عباد حیره زاده شد. اسحاق در كنار پدرش، پزشك و مترجم نامدار، حنین بن اسحاق، و عمهزادهاش، حبیش (ه م م)، یكی از ٣ دانشمند هنرور سخن دانی است كه شالودۀ مكتب حنین را بنیان نهادند و در نقل دانشهای یونانی به جهان اسلام، برجستهترین نقش را داشتند و به همت ایشان، طالبان معرفت در سرزمینهای اسلامی، با مهمترین بخشهای میراث علمی یونانیان آشنایی یافتند. وی نزد پدر، و نیز پزشكان مصر و انطاكیه دانش آموخت؛ پزشكی برجسته و مترجمی توانا شد و از توجه و عنایت خلفای عباسی، از متوكل تا مكتفی، و احترام و اعتماد قاسم بن عبیدالله وزیر معتضد برخوردار بود. او را در شمار ندیمان مكتفی نیز شمرده، و گفتهاند كه این خلیفه در تعیین فرزندش به ولایت عهد، نظر او را خواسته، و او با توجه به احكام نجوم پیش بینی كرده است كه خلافت به فرزند مكتفی نخواهد رسید (ابنندیم، ٣٤٣؛ بیهقی،٤- ٥؛ ابنخلكان، ١/ ٢٠٦؛ ابن ابی اصیبعه، ١/ ٢٠٠-٢٠١؛ قفطی، ١٧٢؛ انطاكی، ١/ ١٩؛ گیوم، ٢٥١ ؛ مایرهوف، ٣٢٠ -٣١٦ ؛ سامرایی، ١/ ٤٥٩-٤٦٠).
اسحاق در آگاهی از دانشهای یونانی و آشنایی با زبانهای یونانی و سریانی و هنر ترجمه در ردیف پدرش، و در فصاحت بیان در زبان عربی از پدرش برتر بوده است. وی با گروهی از دانشمندان كه در پیرامون متكلم شیعی حسن بن نوبخت گرد آمده بودند، رابطه داشت و بنا به قولی به اسلام گرویده بود (ابن ندیم، ٢٢٥، ٣٤٣؛ بیهقی، ٥). ترجمههای اسحاق به زبان عربی را از اغلب برگردانهای لاتین آثار یونانی كه مستقیماً از این زبان ترجمه شده است، به متن اصلی نزدیكتر شناختهاند. از این رو افزون بر استفادۀ مستقیم از متون عربی اسحاق در تهیۀ ترجمههای لاتین آثار دانشمندان یونان، در موارد بسیاری نیز برای درك درست متون لاتین این آثار، به ویژه كتابهای ارسطو، از ترجمههای عربی اسحاق به عنوان شاهد استفاده شده است («زندگینامه...»، I/ ٢٧٠-٢٧٢).
وی شعر نیز می سرود و ابن ابی اصیبعه ابیاتی از او نقل كرده است (١/ ٢٠١). اسحاق در اواخر عمر دچار فلج شد (قفطی، ٨٠). از سالهای پایانی زندگی وی كه ٣ سال نخست خلافت مقتدر را دربر میگیرد، هیچ گونه آگاهی نداریم.
آثار
فعالیت اسحاق در زمینۀ ترجمه، عرصۀ بسیار گستردهای را دربر میگیرد. وی بیش از همه به ترجمۀ آثار فلسفی و به ویژه مؤلفات ارسطو و شروح آن پرداخت؛ در عین حال شماری از مهمترین آثار دانشمندان یونانی در ریاضیات و نجوم را نیز ترجمه كرد. تألیفاتی نیز در پزشكی و داروسازی دارد. مهمترین آثار او اینهاست:
الف - از آثار ارسطو
١. قاطیغوریاس، یا مقولات. اسحاق این اثر را مستقیماً از یونانی به عربی درآورد. این ترجمه در ١٨٤٦م به كوشش تسنكر در لایپزیگ به چاپ رسید و بار دیگر در ١٩٤٨م به كوشش عبدالرحمان بدوی در مجموعۀ منطق ارسطو در قاهره منتشر گردید (بدوی، مقدمه، ١١-١٤؛ نیز نک : بستانی ).
٢. العبارة، یا باری ارمینیاس. به گفتۀ ابن ندیم (ص ٣٠٩) اسحاق ترجمۀ سریانی پدرش از این اثر را به عربی درآورده است (نیز نک : قفطی، ٣٥). در منابع دیگر گفته میشود كه ترجمۀ اسحاق، مستقیماً از یونانی صورت گرفته است. تحقیقات نیز نشان میدهد كه متن عربی اسحاق از ترجمۀ سریانی به اصل یونانی نزدیكتر است (نک : «زندگی نامه»، ؛ I/ ٢٧٥ بدوی، همان، ١٤- ١٥). این اثر در ١٩١٣م در لایپزیگ (بدوی، مخطوطات...، ١١)، و در ١٩٤٨م به كوشش بدوی ضمن مجموعۀ یاد شده، انتشار یافت.
٣. تحلیل القیاس، یا آنالوطیقا الاول. اسحاق بخشی از این اثر را به سریانی درآورد. بخش دیگر را پدرش پیش از وی ترجمه كرده بود. در ترجمۀ عربی آن كه به قلم ثئودروس صورت گرفته، از ترجمۀ سریانی اسحاق بسیار استفاده شده است (ابن ندیم، همانجا؛ قفطی، ٣٦؛ بدوی، مقدمه، ١٦-١٧). این كتاب در ١٩٤٨م به كوشش بدوی در همان مجموعه منتشر شد.
٤. البرهان، یا آنالوطیقا الثانی. این اثر به قلم اسحاق از یونانی به سریانی، و سپس به قلم متی بن یونس از سریانی به عربی درآمد (ابن ندیم، قفطی، همانجاها). این كتاب در ١٩٤٩م به كوشش بدوی، ضمن همان مجموعه انتشار یافت.
٥. طوبیقا، یا الجدل. این اثر به دست اسحاق از یونانی به سریانی ترجمه شد. یحیی بن عدی آن را به عربی درآورد (همانجاها).
٦. ریطوریقا، یا الخطابۀ. گفته میشود كه اسحاق این اثر را به عربی ترجمه كرده است (ابن ندیم، ٣١٠؛ قفطی، ٣٧)، اما از این ترجمه نشانی در دست نیست.
٧. الكون و الفساد. ایناثر توسط حنین از یونانیبهسریانی، و توسط اسحاق از سریانی به عربی درآمده است (ابن ندیم، ٣١١؛ قفطی، ٤١). از این ترجمه نیز نشانی در دست نیست.
٨. فی النفس. اسحاق این اثر را مستقیماً به عربی درآورد (ابن ندیم، همانجا؛ بدوی، مخطوطات، ١٩؛ «زندگینامه»، همانجا). ترجمۀ اسحاق در ١٩٥٠م به كوشش احمد فؤاد اهوانی، و بار دیگر در ١٩٥٤م به كوشش بدوی در قاهره منتشر گردید.
٩. السماع الطبیعی. ترجمۀ عربی اسحاق از این اثر با شروح ابن سمح، ابن عدی، متی بن یونس و ابوالفرج ابن طیب در سالهای ١٩٦٤ و ١٩٦٥م در قاهره منتشر شد (نک : بدوی، همان، ١٧- ١٨).
١٠. كتاب الحروف، یا مابعد الطبیعۀ. اسحاق شماری از مقالات این اثر - كه هر یك از آنها نام یكی از حروف یونانی را برخود دارد - از جمله مقالات «آلفا» و «لامبدا» را به عربی ترجمه كرده است (ابن ندیم، ٣١٢). در درستی روایت ابن ندیم میان خاورشناسان اختلاف نظر وجود دارد (اشتاین اشنایدر، ١٠٦). ترجمۀ اسحاق از مقالۀ «آلفا» از سوی كسانی مانند یحیی بن عدی و ابن رشد تفسیر شد. این مقاله با تفسیر این دو تن در ١٣٤٦ش به فارسی نیز ترجمه و چاپ شد. همچنین بخشهایی از مقالۀ «لامبدا» در ١٩٤٧م به كوشش بدوی در مجموعۀ ارسطو عندالعرب در قاهره منتشر شد.
ب - از آثار اقلیدس
از منابع چنین بر میآید كه همۀ این آثار مستقیماً از یونانی به عربی ترجمه شدهاند:
١. اصول الهندسۀ. ثابت بن قره ترجمۀ اسحاق را ویراست (ابن ندیم، ٣٢٥). ترجمۀ اصول الهندسۀ اقلیدس به زبانهای لاتینی و عبری از روی ترجمۀ عربی اسحاق صورت گرفته است. این سخن احتمالاً دربارۀ ترجمههای سریانی و ارمنی این كتاب نیز صادق است. بسیاری از دانشمندان مسلمان ترجمۀ اسحاق را شرح یا تلخیص كردند. برخی نیز تحریر دیگری از آن فراهم ساختند (همانجا؛ «زندگینامه»، IV/ ٤٣٤-٤٤٤). از جملۀ اینها، تحریر خواجه نصیرالدین طوسی است كه در ١٢٩٨ق در تهران به چاپ رسیده است.
٢. المعطیات. ثابت بن قره ترجمۀ اسحاق را ویراست؛ نصیرالدین طوسی به تحریر آن پرداخت. خاورشناسان بر اهمیت نسخۀ عربی المعطیات برای بررسی انتقادی نسخههای باقی مانده تأكید ورزیدهاند. این نسخه به لاتین نیز ترجمه شده است (همان، ٤٤٤ ؛ IV/ ٤٤٢, نیز نک : GAS, V/ ١١٦, ٢٧٣). تحریر نصیرالدین طوسی از این كتاب در ١٣٥٨ق در حیدرآباد به چاپ رسید.
٣. المناظر. ترجمۀ اسحاق به دست ثابت بن قره ویراسته شد و نصیرالدین طوسی تحریری از آن تهیه كرد («زندگینامه»، ؛ IV/ ٤٤٢ نیز نک : GAS, V/ ١١٧). تحریر المناظر طوسی در ١٣٥٨ق در حیدرآباد انتشار یافت.
ج - از دیگر مؤلفان
١. الاكر، یا الاشكال الكریۀ، اثر منلائوس. اصل یونانی این كتاب به دست نیامده است. ابونصر منصور بن عراق ترجمۀ اسحاق را شرح كرد و نصیرالدین طوسی تحریری از آن به دست داد. متن ترجمۀ اسحاق به عبری و لاتین نیز برگردانده شد (آقابزرگ، ٣/ ٣٨٤؛ «زندگینامه»، ٣٠١-٣٠٢ ,IV/ ٢٩٧؛ GAS, V/ ١٦١-١٦٣).
٢. الكرۀ المتحركۀ، اثر آوتولوكوس. ثابت بن قره ترجمۀ اسحاق را ویراست و نصیرالدین طوسی تحریری از آن تهیه كرد (همان، V/ ٨٢, ٢٧٢-٢٧٣). تحریر طوسی در ١٣٥٨ق در حیدرآباد به چاپ رسید.
٣. الكرۀ و الاسطوانۀ، اثر ارشمیدس. ثابت بن قره ترجمۀ اسحاق را ویراست. نصیرالدین طوسی تحریری از ترجمۀ اسحاق فراهم ساخت كه در ١٣٥٩ق در حیدرآباد منتشر شد (نیز نک : آقابزرگ، ٣/ ٣٨٨).
٤. شرح اوطوقیوس العسقلانی لمشكلات كتاب الكرۀ و الاسطوانۀ لارشمیدس. نصیرالدین طوسی ترجمۀ اسحاق از این اثر را بسیار ستوده است (ص ٢؛ نیز نک : زوتر، ٣٩-٤٠).
٥. اصلاح جوامع الاسكندرانیین لشرح جالینوس لكتاب الفصول لابقراط (ابن ابی اصیبعه، ١/ ٢٠١؛ GAS, III/ ٢٦٨).
٦. المجسطی، اثر بطلمیوس. به گفتۀ ابن ندیم (ص ٣٢٧) ترجمۀ اسحاق از این اثر - كه ثابت بن قره نیز آنرا ویراسته است - ترجمۀ خوبی نبوده است. اما این واقعیت كه مؤلفان آثار برجسته در دانش نجوم، مانند عبدالرحمان صوفی، ابن صلاح و نصیرالدین طوسی به ترجمۀ اسحاق استناد كردهاند، نشان میدهد كه سخن ابن ندیم پایۀ درستی نداشته است (نک : كونیچ، ٢٢, ٣٤, ٣٥). طوسی تحریر دیگری از این كتاب تدوین كرده است (آقابزرگ، ٣/ ٣٩٠؛ GAS, VI/ ١٩٣).
٧. النبات. این اثر كه تألیف آن به ارسطو نسبت داده میشد، در حقیقت شرح نیكلای دمشقی بر یك كتاب مجعول منسوب به ارسطوست. متن اصلی اثر و نیز شرح نیكلای دمشقی بر آن، از میان رفتهاند و ترجمۀ عربی اسحاق با ویرایش ثابت بن قره كهنترین نسخهای است كه از این اثر باقی مانده است. در سدۀ ١٣م از روی نسخۀ عربی اسحاق، یك ترجمۀ لاتینی فراهم آمد. این ترجمه انتشاری گسترده یافت و در تألیف كتابهایی در زمینۀ گیاه شناسی مورد استفاده واقع شد. اندكی بعد همین نسخۀ لاتینی به یونانی ترجمه شد كه تا مدتها آن را نسخۀ اصلی میپنداشتند. ترجمۀ عبری این اثر نیز از روی ترجمۀ عربی اسحاق صورت گرفته است (میهلی، ١٦٤- ١٦٥؛ «زندگینامه»، ؛ X/ ١١١-١١٢ اولمان، ٧١ ؛ بدوی، مخطوطات، ٢٩). متن عربی این اثر به كوشش بدوی در ١٩٥٤م، همراه كتاب فی النفس در قاهره منتشر شد.
٨. حجج ابرقلس فی قدم العالم.
٩. مسائل فرقلیس فی الاشیاء الطبیعیۀ. متن عربی دو اثر یاد شده - كه اصل یونانی آنها از میان رفته - در ١٩٥٥م ضمن مجموعهای با عنوان الافلاطونیۀ المحدثۀ عند العرب به كوشش بدوی در قاهره انتشار یافته است.
١٠. مقالۀ الاسكندر الافرودیسی فی العقل.
١١. مقالۀ الاسكندر الافرودیسی فی ان الهیولی غیر الجنس. متن عربی این مقاله و مقالۀ پیشین كه اصل یونانی آنها از میان رفته، در ١٩٧٢م ضمن مجموعهای با عنوان شروح علی ارسطو مفقودۀ فی الیونانیة در بیروت چاپ شده است.
١٢. كتاب فی مراتب قرائة كتب جالینوس. اسحاق به خواهش بختیشوع این اثر را به سریانی ترجمه كرد و پدرش از سریانی به عربی درآورد (حنین بن اسحاق، ١٥٠). متن عربی آن در ١٩٨ م به كوشش بدوی در مجموعهای با عنوان دراسات و نصوص فی الفلسفۀ و العلوم عند العرب در بیروت چاپ شده است.
١٣. شرح تمیستیوس بر علم الحیوان ارسطو. این اثر شامل ١٩ كتاب است و اصل یونانی آن از میان رفته است. یك نسخۀ خطی ترجمۀ عربی اسحاق از آن در تاشكند نگهداری میشود (اولمان، ٩-١٠).
د - تألیفات
١- «تاریخ الاطباء و الفلاسفۀ»، رسالۀ كوچكی است كه اسحاق آن را به خواهش قاسم بن عبیدالله وزیر معتضد عباسی نوشته، و در آن مختصری از آگاهیهای متعارف آن روزگار را دربارۀ تاریخ پزشكی كهن به دست داده است. وی در این اثر، از تاریخچهای كهیحیی نحوی دربارۀ پزشكان نوشته بود،استفاده كرده،و بهسخنخود، نادرستیهای آن را نیز زدوده است (ص ١٥٠). این اثر در ١٩٥٥م همراه طبقات الاطباء ابن جلجل چاپ شده است. ٢- الادویۀ المفردة (ابن ندیم، ٣٤٣؛ ابن ابی اصیبعه، ١/ ٢٠١). ٣- معرفۀ البول (GAS, III/ ٢٦٨). یك نسخۀ خطی از این اثر در كتابخانۀ مركز موجود است. ٤- مقالۀ فی الاشیاء التی تعید الصحۀ و الحفظ و تمنع من النسیان (ابن ابی اصیبعه، همانجا). در برخی منابع از این اثر با عنوان الرسالۀ الشافیۀ فی ادویۀ النسیان یاد شده است (نک : ، GAS همانجا). ٥. التریاق. رازی در الحاوی از این اثر نقل قول كرده است (١/ ٣٨؛ نیز نک : ، GAS همانجا). ٦- الادویۀ الموجودۀ بكل مكان (ابن ابی اصیبعه، همانجا). ٧- الكناش اللطیف (ابن ندیم، ٣٥٦؛ ابن ابی اصیبعه، همانجا). ٨- الزیج. محمد بن ابی بكر فارسی در الزیج الممتحن المظفری از ایناثر یاد می کند (GAS, IV/ ٦٧, ١٧١).
مآخذ
آقابزرگ، الذریعة؛
ابن ابی اصیبعه، احمد، عیون الانباء، به كوشش آوگوست مولر، قاهره، ١٢٩٩ق؛
ابن خلكان، وفیات؛
ابن ندیم، الفهرست؛
اسحاق بن حنین، «تاریخ الاطباء و الفلاسفۀ»، همراه طبقات الاطباء و الحكماء ابن جلجل، به كوشش فؤاد سید، قاهره، ١٩٥٥م؛
انطاكی، داوود، تذكرۀ اولی الالباب، بیروت، المكتبۀ الثقافیۀ؛
بدوی، عبدالرحمان، مخطوطات ارسطو فی العربیۀ، قاهره، ١٩٥٩م؛
همو، مقدمه بر منطق ارسطو، بیروت، ١٩٨٠م؛
بستانی؛
بیهقی، علی، تتمۀ صوان الحكمۀ، لاهور، ١٩٥ م؛
حنین بن اسحاق، «رسالۀ حنین بن اسحاق الی علی بن یحیی»، دراسات و نصوصفیالفلسفۀ و العلوم عندالعرب، بهكوشش عبدالرحمانبدوی، بیروت، ١٩٨ م؛
رازی، محمد بن زكریا، الحاوی، حیدرآباد دكن، ١٣٧٤ق/ ١٩٥٥م؛
سامرایی، كمال، تاریخ الطب العربی، بغداد، ١٤٠٤ق؛
قفطی، علی، تاریخ الحكماء، لایپزیگ، ١٩٠٣م؛
میهلی، آلدو، العلم عندالعرب...، ترجمۀ عبدالحلیم نجار و محمد یوسف موسی، لیدن، ١٩٣٩م؛
نصیرالدین طوسی، تحریر الكرۀ و الاسطوانۀ لارشمیدس، حیدرآباد دكن، ١٣٥٩ق؛
نیز:
Dictionary of Scientific Biography, New York, ١٩٧٠-١٩٧٦;
GAS;
Guillaum, A., « Philosophy and Theology», Legacy of Islam, London, ١٩٣١ ;
Kunitsch, P ., Der Almagest , Wiesbaden , ١٩٧٤ ;
Meyerhof , M., « Science and Medicine», Legacy of Islam, London, ١٩٣١;
Stein- schneider, M., Die arabischen [ bersetzungen aus dem Griechischen, Graz, ١٩٦٠;
Suter, H., Die Mathematiker und Astronomen der Araber und ihre Werke, Leipzig, ١٩٠٠;
Ullmann, M., Die Natur - und Geheimwissenschaften im Islam, Leiden, ١٩٧٢.
محمدعلی مولوی