دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٨٠ - انواء
انواء
نویسنده (ها) :
محمد علی مولوی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَنْواء، جمع نوء (این واژه از اضداد است و هم به معنی برخاستن به دشواری و هم به معنی خم شدن و فرو افتادن به سبب همراه داشتن بار سنگین یا هر علت دیگر است و در قرآن كریم (القصص/ ٢٨/ ٧٦) نیز آمده است)، صطلاحی در نجوم قدیم نزد عربها، به معنی غروب هر یك از منازل قمر (ه م) در باختر، و (یا) طلوع منزل مقابل آن در خاور، به هنگام سحرگاه پیش از سپیده دم، یعنی پیش از آنکه ستارگان در روشنایی خورشید از دیده محوشوند (ابن قتیبه، ٦-٧؛ ازهری، ١٥/ ٥٣٦-٥٣٧؛ جوهری، ١/ ٧٨؛ ابن عاصم، ١١؛ قس:EI٢, I/ ٥٢٣). هر یك از این دو پدیدۀ همراه با یكدیگر ١٣ روز یك بار، و در سال ٢٨ بار روی میدهد. عربهای باستان هر یك از این رویدادها را عامل یا نشانۀ یك پدیدۀ جوی مانند باد، باران، گرما یا سرما میشمردند و از آنها برای تعیین آغاز و پایان فصول سال، ترتیب و تنظیم كارهای مربوط به كشاورزی بهره میگرفتند. در منابع دورۀ اسلامی دربارۀ این مسأله كه نوء به طلوع یا غروب ستارگان مربوط میشود، اختلافنظرهایی دیده میشود. گروهی نیز برخی پدیدهها مانند باد را به طلوع ستارگان، و برخی دیگر مانند باران و سرما را به غروب آنها مربوط میشمردهاند (ابنقتیبه، ٧- ٨؛ قرطبی، ٣؛ ابن عاصم، همانجا؛ بیرونی، الآثار ... ، ٣٢٥؛ ابن اجدابی، ٩٥-١٠٢؛ نیز نک : نالینو، ٩٢-٩٣، ١٠١، ١٢٧).
باید توجه داشت كه در اینجا، منظور از طلوع و غروب منازل، پدیدار شدن و ناپدید شدن آنها در لحظات پیش از سپیده دم، یعنی هنگامی است كه خورشید هنوز آنها را تحت الشعاع قرار نداده است (ابن قتیبه، ٩-١٢؛ بیرونی، التفهیم،١١٤).
از بررسی آثار و گزارشهای بر جا مانده از دورانهای كهن معلوم میشود كه هواشناسی برپایۀ نجوم، یعنی نظام انواء در میان بسیاری از اقوام وجود داشته (كوگلر، ٥٦, ٦٠-٧٠)، و ظاهراً سرچشمۀ اصلی آن، سرزمین بینالنهرین بوده است (اشتاین اشنـایدر، ٣٧٨-٣٨٤؛ هومـل، ٥٩٢-٦١٢؛ كونیـچ، ٢١-٢٦؛ نیز نک : GAS, VI/ ٣٠٦-٣٠٧).
در زمینۀ رابطۀ میان ستارگان و حركات آنها و وضع آنها نسبت به یكدیگر از یكسو و دگرگونیهای جوی از سوی دیگر، دو دیدگاه كاملاً متفاوت وجود داشته است. در دیدگاه نخست، مواضع ستارگان تنها نشانههای رویدادهای جویند، در حالی كه در دیدگاه دوم، علت فاعلی و موجد آنها به شمار میروند. بررسی اشعار كهن عربی دربارۀ انواء، نشان میدهد كه عین این دو دیدگاه در میان عربهای باستان نیز رواج داشته است. روایتی كه از پیامبر (ص) در نکوهش اعتقاد به انواء، و برابری آن با ایمان به كواكب و كفر به خداوند نقل شده است، به دیدگاه دوم مربوط میشود (بخاری، ١/ ٢٠٥-٢٠٦؛ مسلم، ١/ ٨٣-٨٤؛ مالك، ١/ ١٩٢؛ ابن قتیبه، ١٣-١٥؛ ابن عاصم، ١١-١٢؛ مرزوقی، ١٧٨- ١٧٩؛ ابن اجدابی،١٣٦).
عربهای باستان، نشانههای رویدادهای جوی را برای سهولت حفظ، در اشعار و جملات مسجع به صورت حكمت و قاعده بیان میكردند. اینگونه اشعار، به سبب در برداشتن الفاظی نامأنوس، حتى در اوایل عصر اسلامی نیز چندان مفهوم نبودهاند. ازاینرو، مؤلفان كتابهای انواء، ناگزیر به شرح و توضیح دشواریهای آنها پرداختهاند (ابن قتیبه، ٧- ٨؛ بیرونی، الآثار، ٣٣٧- ٣٣٨، التفهیم، ١٠٩-١١٠؛ مرزوقی، ٩٤-٩٥؛ قزوینی، ٤٨).
كتابهای انواء
از اواسط سدۀ ٢ ق/ ٨م تا اوایل سدۀ ٦ ق/ ١٢ م دهها كتاب با عنوان الانواء یا الازمنه یا نامهای مشابه دیگری، به زبان عربی تألیف شده است؛ شماری از فرهنگنویسان نیز بخشی از اثر خود را به موضوع انواء اختصاص دادهاند؛ اما پس از سدۀ ٦ ق، توجه به منازل قمر و پدیدۀ انواء، كاهش یافت و كمتر كسی به این موضوع پرداخت (حسن، ١٧).
مهمترین آثار برجای مانده اینهاست: ١. الانواء، از خالد بن كلثوم (بیرونی، الآثار، ٣٣٦)؛ ٢. النجوم، از مالك بن انس (ابن اجدابی، ٩٥- ٩٨)؛ ٣. الانواء، از مؤرج بن عمرو سدوسی (ابنندیم، ٥٣-٥٤)؛ ٤. الانواء، از نضر بن شمیل (همو، ٥٧- ٥٨)؛ ٥. الازمنة، از قطرب نحوی (همو، ٥٨، ٩٧)؛ ٦. الانواء، از ابن كناسه (همو، ٧٧؛ بیرونی، همان، ٣٢٥)؛ ٧. الایام و اللیالی و الشهور، از یحیى بن زیاد فراء (قاهره، ١٩٥٦ م)؛ ٨. الانواء، از عبدالملك بن قریب اصمعی (ابن ندیم، ٦٠-٦١؛ نیز نک : ه د، ٩/ ٢٧١)؛ ٩. «الازمنة و الریاح» و «السحاب و المطر»، از اجزاء مجموعۀ بزرگ لغوی الغریب المصنف اثر ابوعبید قاسم بن سلام (نک : ه د، ٥/ ٧٠٧)؛ ١٠. الانواء، از ابناعرابی (ابنندیم، ٧٥-٧٦، ٩٧)؛ ١١. الانواء، از ابوحنیفۀ دینوری (نک : GAS, VII/ ٣٤٩)؛ ١٢. الانواء، از ابن قتیبۀ دینوری (حیدرآباد دكن، ١٣٧٥ ق/ ١٩٥٦م)؛ ١٣. الانواء، از عریب بن سعد قرطبی (لیدن، ١٩٦١ م)؛ ١٤. الانواء و الازمنة و معرفة اعیان الكواكب، از عبدالله ابن عاصم (نک : مآخذ همین مقاله)؛ ١٥. الازمنة و الامكنة، از ابوعلی احمد بن محمد مرزوقی (حیدرآباد دكن، ١٣٣٢ ق)؛ ١٦. الازمنة و الانواء، از ابن اجدابی (نک : مآخذ همین مقاله).
ابوریحان بیرونی نیز فصلی از الآثار الباقیة را به منازل قمر و انواء اختصاص داده است (ص ٣٣٦- ٣٤٨).
مآخذ
ابن اجدابی، ابراهیم، الازمنة و الانواء، به كوشش عزت حسن، دمشق، ١٩٦٤ م؛
ابن عاصم، عبدالله، الانواء و الازمنة و معرفة اعیان الكواكب، فرانکفورت، ١٤٠٥ ق/ ١٩٨٥ م؛
ابنقتیبه، عبدالله، الانواء، حیدرآباد دكن، ١٣٧٥ ق/ ١٩٥٦ م؛
ابن ندیم، الفهرست؛
ازهری، محمد، تهذیب اللغة، قاهره، ١٩٦٧م؛
بخاری، محمد، صحیح، استانبول، ١٣١٥ ق؛
بیرونی، ابوریحان، الآثار الباقیة، به كوشش زاخاو، لایپزیگ، ١٩٢٣ م؛
همو، التفهیم، به كوشش جلالالدین همایی، تهران، ١٣١٦ش؛
جوهری، اسماعیل، مقدمة الصحاح، بیروت، ١٣٧٥ق؛
حسن، عزت، مقدمه بر الازمنة ... (نک : هم ، ابناجدابی)؛
قرآن كریم؛
قرطبی، عریب، الانواء، به كوشش شارل پلا، لیدن، ١٩٦١ م؛
قزوینی، زكریا، عجائب المخلوقات، تهران، ١٣٦٩ ق؛
مالك بن انس، الموطأ، قاهره، ١٩٥١م؛
مرزوقی اصفهانی، احمد، الازمنة و الامكنة، حیدرآباد دكن، ١٣٣٢ ق؛
مسلم بن حجاج، صحیح، قاهره، ١٩٥٥ م؛
نالینو، ك. آ.، علم الفلك، تاریخه عند العرب فی القرون الوسطى، رم، ١٩١١ م؛
نیز:
EI٢;
GAS;
Hommel, F., «Über den Ursprung und das Alter der arabischen Sternnamen und insbesondere der Mondstationen», ZDMG, Leipzig, ١٨٩١, vol. XLV;
Kugler, F. X., «Astronomische und meteorologische Finsternisse», ZDMG, Leipzig ١٩٠٢, vol. LVI;
Kunitzsch, P., Untersuchungen zur Sternnomenklatur der Araber, Wiesbaden, ١٩٦١;
Steinschneider, M., «Zur Geschichte der Übersetzungen aus dem Indischen ins Arabische und ihres Einflusses auf die arabische Literatur ... », ZDMG, ١٨٧١, vol. XXV.
محمدعلی مولوی