دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٤١ - ابوالقاسم نائینی
ابوالقاسم نائینی
نویسنده (ها) :
مریم عماری
آخرین بروز رسانی :
پنج شنبه ١١ اردیبهشت ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَبوالْقاسِمِ نائینی، ملقب به سلطان الحكماء (١٢٤٥-١٣٢٢ ق / ١٨٢٩-١٩٠٤ م)، فرزند میرزا محمد جعفر، طبیب و مدرس مدرسۀ دارالفنون. نسب وی ــ چنانكه نوشتهاند ــ از طرف پدر به سلطان محمد خدابنده (٦٨٠-٧١٦ ق / ١٢٨١-١٣١٦ م) اولین پادشاه شیعی مغول و از سوی مادر به مجلسی میرسد (سلطانی، ٢٥؛ معلم، ٤ / ١٢٤٢، ١٢٤٨).
وی در نائین زاده شد. در همان سالهای نخست زندگی پدر و مادر خود را از دست داد. در ٧ سالگی به اصفهان رفت و در مدرسۀ نیم آورد، مقدمات عربی را نزد آخوند ملامحمد حسن نائینی فرا گرفت و در ١٢٦٠ ق برای آموختن علم رسمی به یزد رفت و نزد استادانی چون میرزا زینالعابدین، آقامحمد حكیمی و حاجی میرزا عبدالوهاب یزدی در رشتههای حكمت طبیعی و الهی، منطق، هیأت، طب، معانی، بیان، فقه و تفسیر به تحصیل پرداخت (بامداد،١ / ٥٨؛ سلطانی، ٢٥-٢٦). در٢٥ سالگی به تهران رفت ودرمدرسۀ صدر به تدریس پرداخت. برخی پزشكان نامی آن روزگار مانند سید احمد نصر الاطباء، شاگرد وی بودهاند (نجمآبادی، ٢٣٦؛ سلطانی، ٢٦). ابوالقاسم در ١٢٨٠ ق حكیمباشی وزارت خارجه شد و در ١٢٩٤ ق وظیفۀ تدریس طب ایرانی را در دارالفنون برعهده گرفت و به عضویت شورای مركزی این مدرسه درآمد (اعتمادالسلطنه، تاریخ، ٣ / ٢١٢٩-٢١٣٠، «المآثر»، ٢٥٣، ٤٠٣-٤٠٤).
ابوالقاسم به زودی به مهارت در تشخیص و درمان بیماریها و متانت و عفت رفتار شهرت یافت و در نتیجه مورد توجه ناصرالدین شاه قرار گرفت و پزشك مخصوص دربار و اندرونی شاه شد و لقب سلطان الحكماءیافت و به ریاست پزشكان دربار رسید (بلاغی، ٤١؛ بامداد، همانجا). تخصص وی در طب قدیم بود، گرچه گاه نیز از روشهای جدید پزشكان اروپایی استفاده میكرد (ابوالقاسم، گ ٣٦ب ـ ٣٨ب). در ١٣٠٢ ق ناصرالدین شاه، ژزف دیكسون پزشك فرانسوی و حكیم الملك را از ادامۀ درمان امین اقدس بازداشت و این كار را برعهدۀ ابوالقاسم نائینی و میرزا محمدحسین كحال عراقی نهاد (اعتمادالسلطنه، روزنامه، ٤١٢). بیشتر مورخان معاصر وی، بر استادی او در پزشكی نظری و عملی تأكید كردهاند (همان، ١١١٦، همو، «المآثر»، ٢٥٢؛ مستوفی، ١ / ٤٧٠). محمد قزوینی كه در اینباره تجربۀ شخصی نیز داشته، از او با ستایش بسیار یاد كرده است (ص ٣٠). با اینهمه ابوالقاسم چند ماهی پیش از مرگ خود، از درمان ذاتالریۀ میرزا زینالعابدین امام جمعه ناتوان ماند میرزا عبدالكریم معتمدالاطباء نظر داد كه نائینی، با خون گرفتن از این مرد ٦١ ساله، او را به كام مرگ فرستاده است (معیرالممالك، ٢٥١-٢٥٢). در ١٣١٠ ق بیماری وبا در تهران و پیرامون آن شیوع یافت و بسیاری بر اثر ابتلای به آن جان سپردند. در این هنگام، ابوالقاسم نائینی و چند تن از دیگر پزشكان مشهور آن روزگار برای آگاهی یافتن از نو ع و شیوۀ درمان آن كه به سخن اعتمادالسلطنه در ایران سابقه نداشت، در كتب پزشكی عربی و فارسی كهن به جستوجو میپرداختند (روزنامه، ٩٤٨- ٩٤٩، ٩٥١، ١٠٠٤). ابوالقاسم نائینی در یافتن شیوۀ درمان و با توفیقی نیافت سرانجام خود نیز در قریۀ كلاك واقع در نزدیكی كرج در اثر ابتلا به همین بیماری درگذشت و در صحن امامزادۀ همان قریه به خاك سپرده شد (قزوینی، سلطانی، همانجاها؛ بامداد، ٢ / ٥٧- ٥٨).
آثـار
ابوالقاسم نائینی زمانی كه در مدرسۀ صدر مشغول تدریس بود، دو كتاب تألیف كرد: ١. ناصرالملوك، به زبان فارسی. خانبابا مشاور از چاپ سنگی آن خبر داده است (٥ / ٥١٢٤) و آقابزرگ تهرانی (٢٤ / ١٦)، استوری (II(٢) / ٣٠٧) و دیگران نیز سخن وی را تكرار كردهاند. ٢. تحفۀ ناصری، به زبان عربی (سلطانی، همانجا).
اثر دیگر وی رساله در بیان اقسام حمیات است كه نسخههای آن در كتابخانههای دانشگاه تهران (مركزی، ١٣ / ٣٤١٤-٣٤١٥)، دانشكدۀ پزشكی تهران (رهآورد، ٤١٨، ٤١٩) و مجلس شورا (شورا، ١٥ / ٤٥) نگهداری میشود. موضوع این رساله انواع تب و روش درمان آنهاست.
بجز آنچه گفته شد، این آثار نیز بدو منسوب است: ١. رسالۀ طاعونیه، ٢. رسالۀ وبائیه یا یوسفیه (سلطانی، همانجا).
مآخذ
آقابزرگ، الذریعة؛
ابوالقاسم نائینی، رساله در بیان اقسام حمیات، نسخۀ خطی كتابخانۀ دانشگاه تهران، شم ٤٤٥٨؛
اعتمادالسلطنه، محمدحسن، «المآثر و الآثار»، چهل سال تاریخ ایران، به كوشش ایرج افشار، تهران، ١٣٦٣ ش، ج ١؛
همو، تاریخ منتظم ناصری، به كوشش محمد اسماعیل رضوانی، تهران، ١٣٦٧ ش؛
همو، روزنامۀ خاطرات، به كوشش ایرج افشار، تهران، ١٣٤٥ ش؛
بامداد، مهدی، شرح حال رجال ایران، تهران، ١٣٤٧ ش؛
بلاغی، عبدالحجت، انساب خاندانهای مردم نائین، تهران، ١٣٦٩ ش؛
رهآورد، حسن، فهرست كتب خطی كتابخانۀ دانشكدۀ پزشكی، تهران، ١٣٢٣ ش؛
سلطانی، محمد، «از خادمین معاصر جهان پزشكی ایران، میرزا ابوالقاسم نائینی سلطان الحكماء»، جهان پزشكی، ١٣٢٩ ش، س ٤، شم ١٠؛
شورا، خطی؛
قزوینی، محمد، «وفیات معاصرین»، یادگار، ١٣٢٥ ش، س ٣، شم ٣؛
مركزی، خطی؛
مستوفی. عبدالله، شرح زندگانی من یا تاریخ اجتماعی و اداری قاجاریه، تهران، ١٣٤١ ش؛
مشار، خانبابا، فهرست كتابهای چاپی فارسی، تهران، ١٣٥٥ ش؛
معلم حبیبآبادی، محمدعلی، مكارم الآثار، اصفهان، ١٣٣٧ ش؛
معیرالممالك، دوستعلی خان، رجال عصر ناصری، تهران، ١٣٦١ ش؛
نجمآبادی، محمود، «طب دارالفنون و كتب درسی آن»، امیركبیر و دارالفنون، به كوشش قدرتالله روشنی زعفرانلو، تهران، ١٣٥٤ ش؛
نیز:
Storey, C. A., Persian Literature, London, ١٩٧١.
مریم عماری