دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٥٢ - بازنامه ها
بازنامه ها
نویسنده (ها) :
محمدعلی مولوی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بازْنامهها، کتابهای در تربیت و نگاهداری باز و دیگر پرندگان شکاری و آیین شکار با آنها و روش معالجۀ آنها. رواج شکار با باز و دیگر مرغان شکاری از دورانهای باستان در خاور و باختر، بهویژه در چین و هندوستان و ماوراءالنهر و ایران و بینالنهرین و مصر و یونان، دلبستگی مردمان به این نوع شکار، نقش اقتصادی آن، پیچیدگی و دشواری شیوههای پرورش و آموزش و نگهداری و بهداشت و درمان این پرندگان، و پیشرفتهایی که به مرور زمان و در اثر تجربه در یان راه حاصل میشد، متخصصان این فن در مراکز فرهنگی را به نگارش کتابها و رسالههایی در این زمینه برانگیخت. در منابع کهن، نشانههایی از وجود کتابهایی دربارۀ شکار مرغان در روزگاران باستان دیده میشود (ابنندیم، ٣٧٧؛ عباسی، ١٠-١٢؛ ریو، II/ ٤٨٤؛ آلوارت، ﺷﻤ GAS, III/ ٣٥٢;
٦١٩٩).
ارسطو در کتاب «تاریخ جانوران» مطالبی نیز دربارۀ باز دارد. این بطریق این اثر را با عنوان الحیوان به عربی درآورده که نسخههایی از آن نیز بر جا مانده است. همچنین از تألیف کتابی دربارۀ مرغان شکاری و فنبازداری برای اسکندر مقدونی سخن میرود. در مقدمۀ این بازنامه گفته میشود که اسکندر مقدونی از دانشمندان دربار خود خواسته بود که سرشت باز و بیماریهای آن و نشانههای آن بیماریها و شیوۀ درمان آنها را برای او شرح دهند و این کتاب حاصل آن گفتوگوهاست (آلوارت، نیزGAS، همانجا؛ TS, III/ ٨٧٠).
دربارۀ انوشیروان و تألیف بازنامهای به نام او نیز حکایتی همانند آنچه دربارۀ اسکندر گفته میشود، نقل شده است. در دیباچۀ اثری که بازنامۀ نوشیروانی از جملۀ منابع آن بوده، آمده است که بوذرجمهر به فرمان انوشیروان، خردمندان روم، عراق، خراسان و ماوراءالنهر را گردآورد و از ایشان خواست که دربارۀ آنچه از شکار با باز میدانند، با یکدیگر به گفتوگو بپردازند و این کتاب از آن گفتوگوها فراهم آمده است (عباسی، ١١-١٢؛ ریو، همانجا).
در منابع کهن عربی و فارسی همچنین از سلسلۀ درازی از بازنامهها، با عنوانهای کتاب البزاة للترک البزاة للروم، کتاب البزاة للعرب (ابن ندیم، همانجا) و بازنامۀپرویز، بازنامههای رومیان، بابلیان، رکان، سغدیان و هندوان و کتاب بهرام بن شاپور (نسوی، ٨٧، ٩٠، ٩٥، ١١١، ١١٤؛ آلوارت، ریو، همانجاها)، و برخی منابع نیز از بازنامههای جمشید، جاماسپ، بقراط، جالینوس و بزرگمهر یاد شده است (بیگله، ١٧١-١٦٩؛ ریتر، ١٤٨-١٤٧). ظاهراً همین کتابها بودهاند که ادهم بن محرز باهلی به فرمان مهدی خلیفۀ عباسی، از مجموع آنها کتابی فراهم آورده، و حجاج بن خثمه در
روزگار هارونالرشید تحریر دیگری از آن تهیه کرده است (آلوارت، همانجا؛ GAS, III/ ٣٥٧-٣٥٨, IV/ ٨١-٨٢). درمنابع دیگر از بازنامهای که در سدۀ ٤ق/ ١٠م برای عبدالملک بن نوح سامانی از زبان پهلوی به فارسی ترجمه شده، و نیز بازنامهای که برای سلطان محمود غزنوی تألیف شده است، سخن گفته میشود (عباسی، همانجا؛ بیگله، ١٧٠؛ ریتر، ١٤٨).
در ١٨٤٠م هامرپورگشتال نخستین تحقیق دربارۀ فن بازداری در جهان اسلام را منتشر ساخت. همچنین در ١٩٠٨م فیلت در مقدمهای که به زبان انگلیسی بر بازنامهای فارسی با عنوان قوانین الصاد نوشت، گزارش مختصری دربارۀ بازداری و بازنامهها در جهان اسلام به دست داد. در ١٩٦٥م، مولر بررسی مفصلی دربارۀ بازنامههای عربی در سدههای میانه منتشر ساخت و در ١٩٧٧م، استوری ٣٨ بازنامه به زبان فارسی را شناساند (ﻧﻜ : GAS , II/ ٦٣٢ ;
II(٣)/ ٤٠٢-٤١٠). منزوی نیز در فهرست مشترک نسخههای خطی فارسی پاکستان (ﻧﻜ : خطی مشترک، ١/ ٣٩٦-٤٤٤، ٤/ ٢٥١٤-٢٥١٥) و فهرست نسخههای خطی کتابخانۀ گنجبخش (١/ ١٩٥-١٩٩) بیش از ٤٠ کتاب و رسالۀ فارسی در این زمینه، غالباً در نسخههای متعدد، معرفی کرده است. شمار بازنامههایی که در فهرستها و منابع دیگر از آنها نام برده میشود و بسیاری از آنها نیز برجا ماندهاند، از ١٠٠ میگذرد. در اینجا از عمدهترین این آثار یاد میشود:
الف ـ بازنامههای عربی
١. البزدرة في تربیة سباع الطیور و امراضها و علاجها مما الفّه الحکماء للملک الاسکندر، شامل دو مقاله، بهترتیب در ٥١ و ٦٣ فصل. این اثر باید در سدۀ ٢ق/ ٨م به زبان عربی در آمده باشد، زیرا حجاج بن خثیمه (سدۀ ٢ق) در کتابی که در همین زمینه نوشته، از این ترجمه بهره گرفته است. از این اثر نسخههایی به تحریر ابوبکر بن یوسف علوی (سدۀ ٤ق/ ١٠م) در پاریس و برلن و استانبول برجا مانده است (آلوارت، نیز TS، همانجاها؛ ششن، ٤٠٢؛ GAS, III/ ٣٥٢,٣٥٧-٣٥٨).
٢. البزدرة فی الضواری من الطیر، تحریر حجاج بن خیثمه. این اثر که متن اصلی آن نگارش غطریف بن قدامۀ غسانی و ادهم بن محرز باهلی بوده، ظاهراً کهنترین بازنامۀ عربی است که بر جا مانده است. حجاج در آغاز آن گوید: «این کتاب را که درباۀ مرغان شکار است، در کتابخانۀ هارونالرشید یافتیم و آن را به غطریف بن قدامه که بازدار هشام و ولید- خلفای اموری- بود، نشان دادیم؛ وی آن را شناخت و گفت: فرمانروای روم کتابی دربارۀ مرغان شکاری برای مهدی خلیفه فرستاده بود و خلیفه، ادهم بن محرز باهلی را نیز فراخواند و به ما فرمان داد تا با بهرهگیری از آثار دانشمندان فارس و ترک و روم کتابی جامع در این فن تألیف کنیم؛ به گفتۀ غطریف، معاذ بن مسلم سخنان خسروان ایران را نیز به این کتاب افزوده است». از این اثر با عنوانهای بازنامۀ مهدی و بازنامۀ ادهم و غطریف نیز یاد شده است و نسخههایی از آن در برلین و استانبول نگهداری میشود (آلوارت، همانجا؛ بیگله، GAS, IV/ ٨١-٨٢;
TS, III/ ٨٧١;
١٧٦).
٣-٨. کتاب البازی، از ابوعبیده معمر بن مثنێ؛ کتاب الصید و الجارح، از فتح بن خاقان؛ کتاب الجوارح و الصید، از همو؛ از ابنمعتز (ابنندیم، ٥٨-٥٩، ١٢٩-١٣٠، ٣٧٧؛ نیز ﻧﻜ : GAS, II/ ٦٣٢, III/ ٣٥٥-٣٥٨, ٣٦٣-٣٦٤). از این بازنامهها که در سدۀ ٣ق/ ٩م تألیف شدهاند، اثر بر جای نمانده است.
٩. المجهزة فی علم البیزرة، از عیسی بن علی بن حسان ازدی (سدۀ ٣ق/ ٩م). نسخههایی از این اثر در اباصوفیه و اسکوریال نگهداری میشوند (ESC٢، ﺷﻤ ٩٠٣؛ بیگله، ١٧٩؛ ریتر، همانجا).
١٠. المصاید و المطارد، از ابوالفتح محمود بن حسن کاتب، معروف به کشاجم (سدۀ ٤ق/ ١٠م). محمداسعد اطلس نسخۀ خطی این کتاب را در کتابخانۀ شمارۀ ١ مجلس شورا در تهران یافت و در بغداد به چاپ رساند (١٩٥٤م). اثر که در فهرست این کتابخانه با عنوان کتاب الصید و القنص معرفی شده (شورا، ٢/ ١٦٩-١٧١)، همین کتاب است. در مقدمۀ این اثر، از شیفتگی خلفای عباسی ــ هارون، امین، معتضم، معتضد و مکتفی ــ به شکار، بهویژه شکار با باز سخن گفته میشود (کشاجم، ٣-٨).
١١. کتاب البیزرة، از ابوعبدالله حسن بن حسین (سدۀ ٤ق/ ١٠م)، بازیار خلیفۀ فاطمی العزیز بالله. این اثر به کوشش محمد کردعلی در دمشق چاپ شده است (١٣٧١ق/ ١٩٥٢م). مؤلف بسیاری از مطالب آن را بدون ذکر مأخذ از المصاید و المطارد کشاجم برگرفته، و به ویژه دو باب مربوط به شکار با سگ و شکار آهو، و همچنین بخش قابل توجهی از استضهادات شعری را کلمه به کلمه از آن نقل کرده است. گزیدهای از مطالب این کتاب به زبان فرانسه ترجمه شده، و در شمارۀ ١٢ مجلۀ آرابیکا به چاپ رسیده است (لیدن، ١٩٦٥م).
١٢. القانون الواضح فی معالجات الجوارح، از بغدی بن علی بن قشتمر (سدۀ ٧ق/ ١٣م). در فهرست کوپریلی آمده است که این اثر گزیدۀ غنیة القاری فی علم الجوارح و الضواری از همین مؤلف است (١/ ٤٩٧-٤٩٨). نسخۀ خطی کوپریلی در ٦٦٦ق/ ١٢٦٨م در مراغه استنساخ شده، و در ٦٦٧ق به نظر مؤلف رسیده است. این اثر آگاهیهای ارزشمندی دربارۀ بازنامههای کهنتر در بردارد. موؤلف بازنامههای ابوالجیش خمارویه به فرمانروای مصر (ﺣﻜ٢٧٠-٢٨٢ق/ ٨٨٣-٨٩٥م). عبداللطیف قزوینی و ابن زینی قاسم بن علی (سدۀ ٦ق/ ١٢م) را در اختیار داشته است. به گفتۀ خود وی، کتاب اخیر در ٥٥٥ق/ ١١٦٠م برای خلیفه مستنجد تألیف شده است. وی همچنین از بازنامههای ابوالقاسم نیشابوری، ظهیر طرابلسی و غطریف یاد میکند (همانجا؛ بیگله، ١٧٦-١٧٥؛ ریتر، همانجا).
١٣. الکتاب المنصوری فی البیزرة، اثر مؤلفی ناشناخته از سدۀ ٧ق/ ١٣م. این کتاب دستکم شامل ٤ جزء بوده، و تنها جزء چهارم آن برجا مانده که در ١٩٨٩ در تونس به چاپ رسیده است.
١٤. انس الملآ بوحش الفلآ، از محمدمنکلی، که در ٧٧٣ق/ ١٣٧١م تألیف شده است. این کتاب مورد توجه خاورشناسان قرار گرفت و در١٨٨٠م با ترجمۀ فرانسوی آن در پاریس انتشار یافت. در ١٩٩٣م نیز در بیروت منتشر شد.
١٥. رسالة فی معالجات الطیور، یا کتاب الصید فی علم الجوارح، از معدبن احمد تینمللی، این رساله که نسخهای از آن در استانبول نگهدای میشود، تاریخ تألیف ندارد (بیگله، ١٧٨).
١٦. المصابیح المزهرة فی علم البزدرة، از تقیالدین ابنمعروف (سدۀ ١٠ق/ ١٦م). این اثر شامل ١٠ مقاله است و نسخهای از آن در گوتا نگاهداری میشود (پرچ، ﺷﻤ ٢٠٩٤).
بازنامههای مهم دیگری نیز از سدههای ٧-٩ق/ ١٣-١٥م برجا ماندهاند که در آنها جای عنوان و نام مؤلف خالی است (آلوارت، ﺷﻤ ٦١٩٩-٦١٩٧).
ب ـ بازنامههای فارسی
١. جوارحنامۀ شاهنشاهی، ترجمۀ فارسی بازنامۀ نوشیروانی. گفته میشود که ابوالحتری (الوالبحری) این بازنامه را به فرمان محمد بن عبیدالله بلعمی وزیر در ٣٥٢ق/ ٩٦٣م برای عبدالملک بن نوح پادشاه سامانی به فارسی درآورده است (عباسی، ١١-١٢؛ بیگله، ١٧٢).
٢. بازنامۀ نسوی، از علی بن احمد نسوی (سدۀ ٥ق/ ١١م). این اثر کهنترین بازنامۀ فارسی است که برجا مانده است. نسوی از هشتسالگی به بازداری مشغول بود و مدت ٦٠ سال در این کار مداومت ورزید؛ تقریباً در٧٠ سالگی به تألیف این کتاب پرداخت و تجارب و آموختههای خود را در آن گردآورد. وی از شیوههای گوناگون شکار و پرورش باز و دیگر مرغان شکاری در سرزمینهای مختلف به تفصیل سخن گفته، و همچنین از شکارنامهها و بازنامههای بسیار و بازداران بنام، مانند علی کوتاه، بوعلی بازیار، علی کامه و ابونصر کوتاه (ص ٧٠، ٩٠، ٩٨، ١٠٤، ١٠٦، ١٠٧، ١٢٧، ١٦٤) یاد کرده است. این کتاب در ١٣٥٤ ش در تهران انتشار یافت.
٣. بازنامۀ محمود غزنوی. این اثر در کتابخانۀ پرتوپاشا نگهداری میشود (بیگله، ١٧٠؛ ریتر، ١٤٨).
٤. صیدنامۀ ملکشاهی، یا شکارنامۀ خسروی، به تحریر محمد بن قلچق نظامی (سدۀ ٥ق/ ١١م). دربارۀ تألیف این بازنامه نیز گزارشی همانند حکایتی که دربارۀ اسکندر مقدونی و انوشیروان ساسانی گفته شد، نقل شده است: خواجه نظامالملک به فرمان ملکشاه سلجوقی که دلبستگی شدید به شکار با مرغان داشت، دانایان این فن را از نیشابور، بلخ، ترمذ، مرو، هرات، خوارزم، روم، عراق عرب، فارس، تبریز، سیستان، هندوستان، ترکستان، اصفهان، مصر و مغرب گردآورد تا دانستههای خود را در این زمینه با یکدیگر در میان نهند. نامهای این بازداران در برخی منابع به تفصیل آمده است. گفته میشود که بزرگ ایشان ابوالجوارح خواجه علی بن محمد نیشابوری بوده است و محمد ابن قلچق گزیدۀ آن گفتوگوها را به صورت کتاب در آورده است (عباسی، ١٢-١٦؛ بیگله، ١٧٣؛ ریتر، همانجا).
٥. بازنامۀ فیروزشاهی، یا دستور صید، از خواجه محمدصادق بن خواجه محمد یوسف، این اثر در ٥٧١ق/ ١١٧٥م برای محییالدین فیروزشاه امیر بلخ نوشته شده است. نسخههای از این بازنامه در کتابخانههای بادلیان و انجمن آسیایی بنگال بر جا مانده است (اته، I/ ١٠٧٢-١٠٧٣, ایوانف، ٤٢٢). در بنگال بازنامۀ دیگر نگهداری میشود که در ٥٧٠ق تألیف شده، و در آن از بازنامۀ فیروزشاهی یاد شده است؛ ازاینرو، در درستی تاریخِ یاد شده ابراز تردید میشود (استوری، II/ (٣)/ ٤٠٢؛ ابوانف، همانجا).
٦. بازنامه (سدۀ ٦ق/ ١٢م). در آغاز باب نخستِ این بازنامه، از نصر ابنلیث و مهدی بن اهرم و کتاب بهرام بن شاپور و استادان بابل و کتاب خاقان اعظم ملک ترک یاد میشود. نسخههایی از این اثر در کتابخانۀ ملی ملک و موزۀ بریتانیا نگهداری میشود (ملک، ٥/ ٤٩؛ ریو، II/ ٤٨٤-٤٨٥)و نسخۀ موزۀ بریتانیا که در سدۀ ٧ق/ ١٣م کتابت شده است، در آغاز و پایان متن افتادگی دارد. در مقدمه جدولی از ١٣٥ باب این کتاب وجود داشته که تنها پایان آن باقی است. متن کتاب نیز تنها ١٣٠ باب و اندکی از باب ١٣١ را دارد. در نسخۀ ملک که در سدۀ ١٣ق/ ١٩م استنساخ شده، از ١٥٤ باب سخن گفته شده، در حالی که متن آن تنها شامل ١٣٥ باب است. در این هر دو نسخه خطاهای فراوان به چشم میخورد. در ١٣٨٠ش نسخۀ دیگری در مجموعهای خصوصی به دست آمده که اکنون در تملک کتابخانۀ شمارۀ یک مجلس شوارست. این نسخه در ٨٣١ق/ ١٤٢٨م استنساخ شده، و خطاهای آن از دو نسخۀ دیگر بسیار کمتر است. مؤلف ناشناس در دیباچۀ این اثر که نسخۀ موزۀ بریتانیا فاقد آن اتس، یاد میکند که به خواهش دوستانی که درصنعت شکار و شناخت مرغان شکاری استاد بودند، از ربیعالاول ٥٦٩ تا رمضان ٥٩١ با بهرهگیری از بازنامههای ساسانیان، قیصر دوم، خاقان ملک ترک، ملک هند، غطریف و نوشیروان و دو کتاب از متأخران، یعنی علی کامۀ خراسانی و کتاب مختص رازی (نسوی) و کتابهای دیگری که به شخص معینی مسنوب نیست، به این تألیف پرداخته است. در برخی فهرستها و بررسیها این اثر به خطا بازنامۀ نوشیراونی خوانده شده است (منزوی، خطی مشترک، ١/ ٤٠٤-٤٠٥؛ دانشپژوه، ١٢ ﺑﺒ).
٧. شکارنامۀ ایلخانی، از علی بن منصور حلوانی که آن را برای تغاتیمور ــ ایلخان مغول و فرمانروای خراسان (ﺣﻜ ٧٣٧-٧٥٣ق/ ١٣٣٧-١٣٥٢م) ــ تألیف کرده است. در مقدمه آمده است که اصل این کتاب همان صیدنامۀ ملکشاهی بوده، و مؤلف ٦ باب دربارۀ شاهین و شنقار و چگونگی شکار شیر وپلنگ و جز آنها بدان افزوده است. از این اثر نسخههایی در ایران، ترکیه، پاکستان و هندوستان برجا مانده است (آقابزرگ، ١٤/ ٣١٤، ١٥/ ١٠٧؛ شورا، ١٠/ ٥٦٩-٥٧١؛ منزوی، همان، ١/ ٤٤٠؛ ایوانف، ٤٢٣-٤٢٢؛ بیگله، ١٧٤-١٧٠؛ استوری، II(٣)/ ٤٠٤).
٨. جوارحنامۀ امامیه، یا قوانین الصیاد، از داوود بن یار محمد، ملقب به خدایارخان عباسی (سدۀ٨ق/ ١٤م). فیلت مصحح و ناشر این اثر با استناد به سخنان مؤلف در دیباچه، تاریخ تألیف آن را روزگار فرمانروایی تغاتیمور بر خراسان دانسته است (ص ٢). عارف نوشاهی با تکیه بر منابع دیگری در درستی این تاریخ تردید کرده، و جوارحنامه را از مؤلفات اوایل سدۀ ١٢ق/ ١٨م شمرده است (ص ٥٦-٥٧). این نظر در برخی منابعه دیگر نیز مورد تأیید قرار گرفته است (منزوی، همان، ١/ ٤١٣؛ دانشپژوه، ٢٥). اما بهرغم آشفتگی شدید سخنان مؤلف در دیباچۀ این اثر، شیوۀ یاد کرد او از تغاتیمور: «حضرت خدایگان شهریار اعدل اعلم...، مظفرالدنیا و الدین...» (ﻧﻜ : عباسی، ١٦)، و تصریح او به همزمانی خود با وی: «الێ یومنا هذا که زمان سلطنت و ایام دولت حضرت اسلام پناه طغیان تیمورخان... است» (همو، ١٨)، هرگاه در صداقت وی تردید نکنیم، مؤید درستی سخن فیلت است. این اثر در ١٩٠٨م در کلکته به چاپ رسیده است.
٩. التذکرة فی علم البزدرة، از محمدبن علی زاهد شوشتری (سدۀ ٨ق/ ١٤م)، که به شیخ حسن جلایر ایکانی تقدیم شده است. در مقدمۀ گفته میشود که این اثر ترجمۀ کتاب «پرورش باز» کندی است (ملک، ٥/ ٦٥؛ دانشپژوه، ٢١).
١٠. بازنامۀ جمشید، ترجمۀ علی حیدر تبریزی قوشجیباشی. این بازنامه منظوم است. نسخهای از آن در کتابخانۀ حمیدیه نگهداری میشود (بیگله، ١٦٩).
١١. بازنامه، از غیاثالدین علی بن حسین بن علی میران حسینی اصفهانی، از این اثر که در ٨٥٩ق/ ١٤٥٥م تألیف شده است، نسخهای در کتابخانۀ بادلیان نگهداری میشود (اته، I/ ١٠٧٣-١٠٧٤؛ نیز ﻧﻜ : استوری، II(٣)/ ٤٠٤).
١٢. بازنامه (سدۀ٩ق/ ١٥م). مؤلف این اثر نام خود را ذکر نکرده است، اما از استادش «مولانا علی قوشجی» (د ٨٧٩ق/ ١٤٧٤م) یاد میکند. نسخههایی از آن برجای مانده است (ﻧﻜ : منزوی، همان، ١/ ٤٠٠).
١٣. بازنامه، از ناشناس. این اثر در ٩٧٠ق/ ١٥٦٣م تألیف شده، و شامل ٧٢ باب است. نسخههایی از آن برجا مانده است (همان، ١/ ٣٩٩).
١٤. شکارنامه، از حسین بن روحالله حسینی طبسی، ملقب به صدرجهان (سدۀ ١٠ق/ ١٦م) از این اثر نسخههایی برجا مانده است (شورا، ٢/ ٣٧٥؛ آصفیه، ٢/ ٢٥٤-٢٥٥؛ آقابزرگ، ١٥/ ١٠٥).
١٥. بازنامه، از محب علی بن نظامالدین علی مرغلانی (سدۀ ١٠ق/ ١٦م). از این اثر نسخههایی در موزۀ بریتانیا، کتابخانۀ ملی ملک و جاهای دیگر بر جا مانده است (ریو، II/ ٤٨٥؛ ملک، همانجا؛ نیز ﻧﻜ : استوری، II(٣)/ ٤٠٤-٤٠٥).
١٦. دستورالصید، از محمدرضا علی خان بن خواجه یوسف. مؤلف این اثر را در ١٠٨٣ق/ ١٦٧٢م در٧٧ باب نگاشته، و سپس بهتدریج در آن تجدید نظر کرده، و سرانجام در ١٠٩٩ق/ ١٦٨٨م تحریر دیگری از آن در ٩٩ باب فراهم ساخته است. از این کتاب نسخههایی در هندوستان و پاکستان برجا مانده است (بشیرحسین، ٢/ ٣٩٠؛ منزوی، همان، ١/ ٤٣٥؛ استوری، II(٣)/ ٤٠٦-٤٠٧).
١٧. رساله در شکار، از مجدالدین بن محمد شفیع هاشمی عباسی (سدۀ ١١ق/ ١٧م). بخش عمدۀ این رساله دربارۀ پرندگان شکاری است (مرکزی، ١١/ ٢١٣٧-٢١٣٨).
١٨. بازنامۀ ناصری، از تیمور میرزا حسامالدوله (سدۀ ١٣ق/ ١٩م). این اثر در تهران (١٢٨٥ق) و بمبئی (١٣٠٥ق) به چاپ رسیده است؛ و به زبان انگلیسی نیز ترجمه شده است (استوری، II(٣)/ ٤٠٨-٤٠٩).
١٩. انیس الامرا، در فن بازداری، از محمدحسین بن جواد حسینی (سدۀ ١٣ق/ ١٩م). این اثر در بمبئی به چاپ رسیده است.
٢٠. شاهبازنامه، از جمالالدین میرزا نوادۀ فتحعلیشاه قاجار (سدۀ ١٣ق) (مرکزی، ٩/ ١١٠٨).
شماری بازنامه به زبان ترکی نیز برجا ماندهاند که برخی از آنها از بازنامههای عربی و فارسی ترجمه شدهاند(بیگله، ١٨٢-١٧٩, ششن، ٤٠١).
مآخذ
آصفیه، خطی؛
آقابزرگ، الذریعة، ابنندیم، الفهرست؛
بشیر حسین، محمد، فهرست مخطوطات، شیرانی، لاهور، ١٩٦٨-١٩٧٣م؛
دانشپژوه، محمدتقی، «بازنامهها و بازیاری»، در زمینۀ ایرانشناسی، به کوشش چنگیز پهلوان، تهران، ١٣٦٨ش؛
ششن، رمضان، فهرست مخطوطات الطب الاسلامی، به کوشش اکملالدین احسان اوغلی، استانبول، ١٤٠٤ق/ ١٩٨٤م؛
شورا، خطی؛
عباسی، خدایار، قوانین الصیاد، به کوشش فیلت، کلکته، ١٩٠٨م؛
کشاجم، محمود، المصاید و المطارد، به کوشش محمداسعد اطلس، بغداد، ١٩٥٤م؛
کوپریلی، خطی؛
مرکزی، خطی؛
ملک، خطی؛
منزوی، خطی مشترک؛
همو، فهرست نسخههای خطی کتابخانۀ گنجبخش، اسلامآباد، ١٣٥٧-١٣٦١ش؛
نسوی، علی، بازنامه، به کوشش علی غروی، تهران، ١٣٥٤ش؛
نوشاهی، عارف، فهرست نسخههای خطی فارسی موزۀ ملی پاکستان، اسلامآباد، ١٩٨٣م؛
نیز:
Ahlwardt;
Bilge, R., «İstanbul Kütüphanelerinde Bulunan Bâznâmeler», Türkiyat memuast, Istanbul, ١٩٤٥, vols. VII-VIII(٢);
ESC٢;
Ethé H., catalogue of the persian, turkish, Hindûsténî, an pushtû manuscripts in the bodleian library, Oxford, ١٨٨٩;
GAS;
Ivanov, W., concise descriptive catalogue of the persian Manuscripts in the Curzon Collection, Colcutta, ١٩٢٦;
Pertsch;
Phillott, D. C., introd. the qawānīn- uṣ- Ṣayyād (vide: PB, abbāsī);
Rieu, Ch., Catalogue of the persian manuscripts in the British museum, London, ١٨٨١;
Ritter, H., «Al-Bazara…», oriens, leidon, ١٩٥٦, vol. IX;
Stoery, C. A., Persian Literature, Lieden, ١٩٧٧;
TS.
محمدعلی مولوی