دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٥ - ابن اعلم
ابن اعلم
نویسنده (ها) :
غلامرضا جمشیدنژاد
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ١٨ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ اَعْلَم، شریف ابوالقاسم علی بن ابی الحسن علی (قفطی، ١٥٧: علی بن حسن؛ ابن عبری، ١٧٤: علی بن حسین) بن ابی المجیب علی بن جعفر بن محمد اعلم علوی حسینی كوفی بغدادی (١٣ ربیعالاخر ٣٢٤- ٨ محرم ٣٧٥ ق/ ٩٣٦-٩٨٥ م)، فیلسوف و منجم شیعی مذهب.
برخی از نویسندگان او را از نسل جعفر بن ابی طالب دانستهاند (بیهقی، ٩٠؛ شهرزوری، ٢/ ٣٣). آقابزرگ به نقل از ریاض العلماء، ضمن اینكه نام كاملتری از او آورده ( ... محمد اعلم بن عیسی بن یحیی)، وی را از نوادگان زید شهید و برادر حمزة معدّل اهوازی شمرده است ( طبقات، ١٧٨) كه به نظر میرسد در این نقل، اشتباهی رخ داده باشد، زیرا در ریاض العلماء از ابن اعلم سخنی دیده نمیشود.
تقریباً محرز است كه ابن اعلم نسب از علویان داشته، چه روایت تنوخی كه خود معاصر و مربوط با ابن اعلم بوده و او را «سید فاطمی و علوی» معرفی كرده است (٤/ ١٧٠، ١٧٢)، توسط منابع دیگری كه وی را علوی (قفطی، ١٥٧؛ ابن عبری، ١٧٤) و یا علوی حسینی (ابن طاووس، ١٢٥) دانستهاند، تأیید میشود. دربارۀ زادگاه او نیز اختلاف است. برخی آن را بغداد (بیهقی، ٩٠) و برخی دیگر كوفه (ابن طاووس، ١٢٥، ١٢٦) دانستهاند. روایت اخیر توسط تنوخی (٤/ ١٧٠) كه او را «كوفی» خوانده است، تأیید میشود.
تاریخ درگذشت ابن اعلم را قفطی (ص ١٥٧) ٣٧٥ ق، هنگام بازگشت از سفر حج در منزلگاه عُسَیله دانسته، ولی برخی از نویسندگان متأخر آن را ٣٧٤ ق، و محل آن را منزلگاه ثعلبیه دانستهاند (آقا بزرگ، الذریعة، ١٢/ ٨١؛ نامۀ دانشوران، ٢/ ٦١٢). ابن اعلم در خلال دوران تحصیل خود در بغداد، گاه به كوفه نیز میرفت و در یكی از همین سفرها بود كه با شیری رویاروی شد، اما گزندی ندید و از آن پس تا پایان عمر هر سهشنبه به شكرانۀ آن، روزه میداشت (تنوخی، ٤/ ١٧٠- ١٧٣). این واقعه در همان وقت نیز ظاهراً با داستان زینب دروغگو و امام رضا (ع) و نتیجۀ آن كه درندگان فرزندان فاطمه (ع) را نمیدرند (همانجا)، مقایسه میشده است.
ابن اعلم به تحصیل خود در بغداد چندان ادامه داد كه در ریاضی، هیأت و شاخههای آن و حتی در قوانین فیثاغورثی موسیقی به مقام استادی رسید (بیهقی، ٩٠؛ قفطی، ١٥٧؛ GAS, VI/ ٢١٥). ابن اعلم با ٣ تن از خلفای عباسی ــ مستكفی، مطیع و طائع ــ معاصر بوده، لیكن از روابط او با این خلفا گزارشی در دست نیست، اما در نزد عضدالدولۀ دیلمی (٣٢٤-٣٧٢ ق/ ٩٣٦-٩٨٢ م) چنان مقامی داشته كه عضدالدوله بدون توجه به پیشبینیهای نجومی او، دست به هیچ اقدامی نمیزده و از او به عنوان استاد حل جدولهای نجومی، یاد میكرده است. ابن اعلم پس از فوت عضدالدوله نزد صمصامالدوله پسر و جانشین وی از احترام پیشین برخوردار نبود و بدین جهت از دربار كناره گرفت و در ٣٧٤ ق به سفر حج رفت (ابن عبری، ١٧٤؛ قفطی، ١٥٧).
بعید به نظر نمیرسد كه عضدالدوله به ابن اعلم فرمان تأسیس رصدخانهای را در بغداد داده باشد (مدرس، ٧/ ٣٨٨؛ نامۀ دانشوران، ٦/ ٢٤٠، كه هیچ یك، مأخذ خود را در این باب ذكر نكردهاند)، زیرا زیج ابن اعلم كه آن را منسوخ كنندۀ زیجهای پیشین، از جمله زیج یحیی بن ابی منصور، دانستهاند بایستی نتیجۀ مطالعات نجومی و رصدگریهای وی در چنین مركزی بوده باشد. ابن اعلم به سبب تصنیف همین كتاب، كه از زمان مصنف تا چند قرن بعد، مداركار منجمان بر آن بود، لقب «صاحب الزیج» یافت (قفطی، ١٥٧؛ ابن طاووس، ١٢٥).
دانشمندانی همچون بیرونی، ابن یونس و كوشیار بن لبّان گیلی با استفاده از آن، صحت رصدهای ابن اعلم را مورد تأیید قرار داده و آرا او را در آثار خویش آوردهاند (GAS, V/ ٣٠٩, VI/ ٢١٥)، حتی بیهقی متذكر گردیده كه تقویم مریخ در زیج ابن اعلم به اتفاق نظر همۀ هندسه دانان، صحیحتر و به حقیقت نزدیكتر است (ص ٩٠؛ قس: بیرونی، ٣٠، ٥٤؛ سوتر، ٦٢, ٨٣, ٨٤).
بیشك یكی از علل موفقیت چشمگیر زیج ابن اعلم، این بوده كه وی خود ابزارهای لازم رصدگری را میساخته و یا در صورت نیاز، آنها را اصلاح میكرده است (سوتر، GAS, VI/ ٢١٥;
٦٢). وجود چند نقل قول از وی در كتاب الزیج المأمونی الممتحن، منسوب به ابن ابی منصور (ص ١٦٣، ٢٠٧) اگر چه به طور قطع، صحت انتساب كتاب را به ابن ابی منصور (ه م) خدشهدار میكند، اما در عین حال از گستردگی دامنۀ نفوذ ابن اعلم، حكایت دارد. بدین ترتیب قطعی است كه وی از پیشگامان تهیۀ زیج در تاریخ نجوم اسلامی بوده است؛ با اینهمه نمیتوان او را نخستین ترتیب دهندۀ زیج (امین، ٨/ ١٥١؛ آقابزرگ، طبقات، ١٧٨) دانست.
بیهقی و در پی او شهرزوری آورده است كه ابن اعلم زیج خود را در آب افكند و جز نسخهای سقیم از آن در دست نیست. اینان همچنین گفتهاند كه وی خویی چون مجانین داشت و شاید به همین سبب دست به چنین كاری زده باشد (بیهقی، ٩٠؛ شهرزوری، ٢/ ٣٤). از سخن بیرونی (ص ٣٠، ٥٤) و قفطی (ص ١٥٧) چنین برمیآید كه آن زیج در آن وقت وجود داشته، و مورد استفادۀ آنان بوده است. همچنین در نامۀ دانشوران آمده كه «از مؤلفات وی یكی زیجی است مبسوط كه نسخۀ آن اكنون موجود است» (٦/ ٢٤١)، اما تعیین نكردهاند كه در كجاست. به نظر میرسد كه ٥ جدول زیج كوشیار، موجود در كتابخانۀ برلین، برگرفته از همین اثر ابن اعلم باشد كه عبارتند از: جدول تعدیل الشمس، جدول تعدیل مركز زُحل، جدول تعدیل مركز المشتری، جدول تعدیل مركز عطارد و جدول تعدیل حصّۀ عطارد ( آلوارت، شم ٥٧٥١).
منابع متأخر علاوه بر زیج، آثار دیگری هم از ابن اعلم نام بردهاند كه هیچ یك از آنها در منابع متقدم نیامده است و از این رو دانسته نیست كه این منابع، آنها را از چه طریقی به ابن اعلم نسبت دادهاند، بدین قرار: احكام النجوم؛ رسالة فی النجوم (بغدادی، ١/ ٦٨٢)؛ «احوال منجمین دورۀ اسلام»؛ «ارقام نجومی»؛ «استخراج مطالب نجومیه»؛ «عمل اسطرلاب»؛ «فواید علم نجوم»؛ «مشكلات علم نجوم»؛ «مسألۀ معاد» (مدرس، ٧/ ٣٨٨؛ نامۀ دانشوران، ٦/ ٢٤١)، «كتابی در علم احكام» به نام عضدالدولۀ دیلمی و تمجید از مؤلفات علی بن عیسی مجوسی صاحب كامل الصناعۀ كه هم عصر بودهاند؛ «رساله در احكامی از نجوم كه اطبا را به كار آید»؛ «رساله در جوابات سؤالات ابوماهر طبیب»؛ «رساله در آنكه چه قسم باید احكام را استخراج نمود»؛ «رساله در شرح حال خود و بستن رصد كه چه قسم باید آلات و اسباب آن را فراهم نمود»؛ «رساله در اقوال منجمین»؛ «رساله در تصحیح زیج یحیی بن ابی منصور»؛ «رساله در اقاویل اهل نجوم»؛ «رساله در رد بعضی از كلمات اهل نجوم»؛ «رساله در سیر كواكب هیأت افلاك»؛ «رساله در خصوص بقاع ارض»؛ «رساله در قبله»؛ «رساله در بحار و جبال»؛ «رساله در تصحیح كلمات بطلمیوس» ( نامۀ دانشوران، همانجا).
مآخذ
آقابزرگ، الذریعة؛
همو، طبقات اعلام الشیعة، قرن ٤، بیروت، ١٣٩٠ ق/ ١٩٧١ م؛
ابن ابی منصور، یحیی، الزیج المأمونی الممتحن، به كوشش فؤاد سزگین، فرانكفورت، ١٤٠٦ ق/ ١٩٨٦ م؛
ابن طاووس، علی بن موسی، فرج المهموم، قم، ١٣٦٣ ش؛
ابن عبری، گریگوریوس، تاریخ مختصر الدول، بیروت، ١٩٥٨ م؛
ابوریحان بیرونی، محمد بن احمد، «رسالة تمهید المستقر»، رسائل، حیدرآباد دكن، ١٣٦٧ ق/ ١٩٤٦ م؛
امین، محسن، اعیان الشیعه، بیروت، ١٤٠٣ ق/ ١٩٨٣ م؛
بغدادی، اسماعیل بن محمدامین (اسماعیل پاشا)، هدیة العارفین، استانبول، ١٣٧٠ ق/ ١٩٥١ م؛
بیهقی، علی بن زید، تاریخ حكماء الاسلام، به كوشش محمد كردعلی، دمشق، ١٣٦٥ ق/ ١٩٤٦ م؛
تنوخی، مُحَسَن بن علی، الفرج بعدالشدة، به كوشش عبود الشالجی، بیروت، ١٣٩٨ ق/ ١٩٧٨ م؛
شهرزوری، محمد بن محمود، نزهة الارواح و روضة الافراح، به كوشش خورشید احمد، حیدرآباد دكن، ١٣٩٦ ق/ ١٩٧٦ م؛
قفطی، علی بن یوسف، اخبار الحكماء، قاهره، ١٣٢٦ ق/ ١٩٠٨ م؛
مدرس، محمدعلی، ریحانة الادب، تبریز، شفق؛
نامۀ دانشوران؛
نیز:
Ahlward;
GAS;
Suter, Heinrich, Die Mathematiker und Astronomen der Araber und ihre Werk, Leipzig, ١٩٠٠.
غلامرضا جمشیدنژاد