دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٢٣ - جیوه
جیوه
نویسنده (ها) :
سعید اکبری شاد
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ١ آبان ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
جیوه، عنصر شیمیایی فلزی (نماد: Hg) با عددِ اتمیِ ٨٠؛ نقرهای رنگ، و در دمای اتاق مایع. این عنصر سمی است و از دوران باستان شناخته بوده (بردرسن، ٦٤١)، و ظاهراً نخستین بار ارسطو از آن یاد کرده است (EI٢, XI / ٤٩٥). کیمیاگران اسلامی آن را زَیبَق، زِئبق، زاووق، آبق، الطیّار و الفرّار مینامیدند که از این میان زیبق به جیوۀ خالص طبیعی اطلاق میشده است (رازی، الاسرار، ٥١٣، ٥٢٥؛ شهریار، ٨٥؛ عنیسی، ٣٢). واژههای زیبق، زئبق، و زاووق عربیشدۀ واژۀ فارسیِ جیوه، یا ژیوه است که در اوستایی jîvya، و در فارسی میانه zîvamdak، به معنی زنده، گردنده، و جهنده آمده است (معین، ٢ / ٦٠٦). در فارسی جیوه را سیماب نیز میگویند. کیمیاگران جوهر سیارۀ عطارد را به جیوه نسبت میدادند و آن را گرم و تر میدانستند و معتقد بودند که افزودن آن در بیشتر واکنشها، صنعت کیمیا را کامل، و اثرِ اکسیرِ ساختهشده را بیشتر میکند (شهریار، همانجا).
کیمیاگران در گذشته موادی را که به آنها عقاقیر میگفتند، به دو دسته تقسیم میکردند: یک دسته از آنها که در آتش بخار میشوند و پرواز میکنند؛ و دستۀ دیگر، آنها که ثابت میمانند. اهل صنعت موادی را که بدون تغییر میمانند، جسد مینامیدند، زیرا جسد زمینی و به هم فشرده (غلیظ) است؛ و موادی را که پرواز میکنند، ارواح میخواندند، زیرا روح لطیف است. ارواح عبارتاند از: گوگرد (النار)، جیوه (الفرار)، زرنیخ (ترکیبی از آرسنیک)، و نوشادر (العقاب) که همگی در اثر مجاورت با آتش پرواز میکنند. از این ٤ ماده گوگرد و زرنیخ میسوزند و پرواز میکنند و نوشادر و جیوه پرواز میکنند، ولی نمیسوزند (رازی، المدخل ... ، ٦٨). ایشان جیوه را ــ هر چند خود جزو ارواح است ــ «اُم الاجساد» مینامیدند و گمان میکردند که در همۀ اجسام، به نسبتهای مختلف، وجود دارد. با این حال، آن را به یک صورت طبقهبندی نکردهاند. جابر بن حیان در کتاب خواص الکبیر جیوه را در کنار گوگرد، زرنیخ، نوشادر، و کافور یکی از ارواح ٥ گانه دانسته است؛ اما همو در کتاب السبعین آن را در یکجا، یکی از فلزات (یا اجساد فلزیِ) هفتگانه و در جای دیگر یکی از ارواح چهار گانه دانسته است (کراوس، II / ١٩-٢١). بیرونی نیز جیوه را جزو فلزات آورده است (ص ٣٧٨-٣٨١).
کیمیاگران ماهیت اجسادی را که در حال تعادل باشند، طلا میدانستند که بر اثر عارضهای از طلا بودن تنزل مییابند؛ و در صورت رفع عارضه و بازگشت به تعادل مجدداً طلا میشوند؛ جیوه از عناصری است که نقش اساسی در این بازگشت دارد (آپولونیوس، ٢٤٨).
جابر بن حیان جیوه را از مواد اساسی همۀ اشیاء میشمرد و به سبب وجود آن در تدابیر و اکسیرها و اعمال صنعت کیمیا آن را «اصل عظیم» مینامد و به اجماع نظر کیمیاگران ملتهای مختلف دربارۀ جیوه نیز اشاره میکند ( تدبیر ... ، ١٤٧). او پس از اشاره به اهمیت جیوه در صنعت کیمیا میگوید: برخی از کیمیاگران برای جیوه طبعی گرم و برخی دیگر طبعی سرد قائلاند؛ و او خود با رأی گروه نخست موافق است، چون جیوه را از روغنها میداند و همۀ روغنها در عالم از نظر او طبعی گرم دارند. وی در ادامه، بر آثار بسیار و مثبت حضور جیوه در آزمایشهای خود تأکید میورزد و اشاره میکند که دیگر ارواح چنین آثاری ندارند ( الریاض ... ، ١١٧- ١١٨).
در گذشته، با جیوه کارهایی مانند بستن (منعقد کردنِ آن با افزودن مواد)، فرازیدن (تصعید کردن آن با حرارت دادن)، ملغمه کردن (مخلوط کردن فلزات مختلف با آن) و تهیۀ زیبقِ محلول انجام میدادند. منظور از زیبق محلول، محلول سوبلمه، یعنی محلول جیوه با نوشادر (آمونیوم کلراید) یا همان جیوۀ کلراید (HgCl٢) است (رازی، الاسرار، ٤٨؛ نیز نک : خوارزمی، ٢٦٥). از دیگر خواص مهم جیوه که از گذشته با آن آشنا بودند، آن است که طلا، تنها فلزی است که در آن غرق میشود و بقیۀ فلزات روی آن شناور میمانند. بیرونی میگوید: این امر به سبب جذب طلا از سوی زیبق نیست، بلکه سنگینتر بودن طلا از جیوه است. وی نسبتِ جرمِ حجمیِ جیوه به طلا را ٧١ / ٠ میداند (مقدار امروزی: ٧٠٣ / ٠) (ص ٣٨١). از این ویژگی برای تشخیص طلا استفاده میشده است (همانجا).
به گفتۀ ابنسینا نوشیدن جیوۀ خام (مایع) مضر نیست، زیرا مستقیماً دفع میشود، با این حال، ریخته شدن آن در گوش باعث درد شدید و پریشان خِرَدی و گاه سکته میشود. اما جیوۀ مرده (بخار جیوه) باعث درد و پیچش شکم، خونروش، سنگینی زبان، سنگینی معده، ورم بدن و حبس بول میشود (٤ / ٢٠٨٦، نیز دربارۀ درمان اختلالات ناشی از استنشاق بخار جیوه و ریخته شدن جیوه در گوش، نک : ٢٠٨٧). بیرونی نیز استنشاق بخار جیوه را باعث آماس کردن و فلج شدن بدن رنگرزان و صنعتگران میداند (ص ٣٨٠). رازی به استفادۀ از جیوه در درمان بیماریهایی مانند جَرَب و قولنج اشاره کرده است ( الحاوی، ٢٠ / ٥٩٨).
از مهمترین کانیهای مورد استفاده برای استخراج جیوه ترکیب سولفید قرمز (HgS) است که آن را شنگرف نیز میخوانند (بردرسن، ٦٤٣؛ شارپ، ٤٥٦). شنگرف از اکسیرهای مهم کیمیاگران به حساب میآمد و در تهیۀ جیوه به کار میرفت. گاهی نیز عکس این کنش را انجام میدادند تا با ترکیب جیوه و گوگرد شنگرف تهیه کنند (رازی، الاسرار، ٣١٠).
جیوه در گذشته بیشتر از معادن پارس، ولایت فرغانه، اندلس و شیز به دست میآمده است (حمدالله، ٣ / ٢٠٦؛ یاقوت، ٣ / ٣٠٤). البته، چون جیوه میتواند کاتیونهای زنجیرهای به هم پیوند خورده ایجاد کند، ترکیبات گوناگونی به صورت کمپلکس با عناصر دیگر در طبیعت از آن وجود دارد که امروزه کاربردهایی دارند؛ اما در گذشته آنها را نمیشناختند (گرینوود، ١٤١٠).
مآخذ
آپـولـونیوس تیـانـایی، «سـرّ الخلیقة و صنعة الطبیعة»، «کتـاب ... » (مل )؛
ابنسینا، القانون، به کوشش ادوارقش، بیروت، ١٤١٢ق / ١٩٩٣م؛
بیرونی، ابوریحان، الجماهر فی الجواهر، به کوشش یوسف هادی، تهران، ١٣٧٤ش / ١٩٩٥م؛
جابر بن حیان، تدبیر الاکسیر الاعظم، به کوشش پیر لوری، دمشق، ١٩٨٨م؛
همو، الریاض الکبیر، نسخۀ خطی کتابخانۀ ملی، شم ١٢٤٦٥؛
حمدالله مستوفی، نزهة القلوب، به کوشش گ. لسترنج، لیدن، ١٣٣١ق / ١٩١٣م؛
خوارزمی، محمد، مفاتیح العلوم، به کوشش فان فلوتن، لیدن، ١٨٩٥م؛
رازی، محمد بن زکریا، الاسرار، ترجمۀ حسنعلی شیبانی، تهران، ١٣٧١ش؛
همو، الحاوی، حیدرآباد دکن، ١٣٨٧ق / ١٩٦٧م؛
همو، المدخل التعلیمی، ترجمۀ حسنعلی شیبانی، تهران، ١٣٧١ش؛
شارپ، دیوید ویلیام آرتور، فرهنگ شیمی، ترجمۀ عیسى یاوری، تهران، ١٣٧٥ش؛
شهریار، «تجارب شهریاری»، همراه الاسرار و سر الاسرار، به کوشش محمدتقی دانش پـژوه، تهـران، ١٣٤٣ش؛
عنیسی، طوبیـا، تفسیر الالفـاظ الدخیلـة فی اللغة العربیة، به کوشش یوسف توما بستانی، قاهره، ١٩٣٢م؛
معین، محمد، حاشیه بر برهان قاطع محمد حسین بن خلف تبریزی، تهران، ١٣٤٢ش؛
یاقوت، بلدان؛
نیز:
Apolonius of Tyana, Buch über das Geheimnis der Schöpfung und die Darstellung der Natur, ed. U. Wisser, Aleppo, ١٩٧٩;
Brodersen, K., «Mercury», McGraw - Hill Encyclopedia of Science and Technology, New York etc., ١٩٧٦, vol. X;
EI٢ ;
Greenwood, N. N. and A. Earnshaw, Chemistry of the Elements , Oxford etc., ١٩٨٩;
Kraus, P., Jābir Ibn Ḥayyān (Jabir et la science grecque ), Cairo, ١٩٤٢.
سعید اکبری شاد