دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٧٢ - ابن لبودی
ابن لبودی
نویسنده (ها) :
بخش علوم
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ لَبّودی، عنوان دو تن از دانشمندان برجستۀ سوری به روزگار ايوبيان و مماليك كه در طب و حكمت و رياضی مشهور بودند:
١. شمسالدين ابوعبدالله محمد بن عبدان بن عبدالواحد بن لبودی
(٥٧٠-٦٢١ ق / ١١٧٤-١٢٢٤م). اطلاعات چندانی از زندگی او در دست نيست. ابن ابی اصيبعه كه ظاهراً نخستين مؤلفی است كه از شمسالدين نام برده، تنها به گوشههايی از حيات و آثار او اشاره كرده است. براساس گزارش او، شمسالدين ابن لبودی در طلب علم به ايران سفر كرد و نزد نجيبالدين اسعد همدانی به تحصيل حكمت و نزدِ يكی از پزشكان مشهور ايران كه نام او را نمیدانيم، به تحصيل طب پرداخت و دانش بسيار اندوخت. آنگاه به شام بازگشت و به خدمت الملك الظاهر غياثالدين، امير ايوبی حلب درآمد و پزشك خاص او شد. شمسالدين تا هنگام مرگ امير (جمادیالآخر ٦١٣) در آن شغل بود. پس از به دمشق رفت و در بيمارستان نوری آن شهر به مداوای بيماران مشغول شد و به تدريس طب نيز پرداخت و سرانجام در همانجا درگذشت. ابن ابی اصيبعه كه میبايست چند سالی از زندگی شمسالدين را درك كرده باشد، او را مردی بسيار هوشمند و دانشدوست و برجستهترين حكيم و طبيب روزگار خود كه به ويژه در فن جدل نيز دستی به غايت قوی داشت، وصف كرده است (٢ / ١٨٤).
آثار
از هيچ يك از آثاری كه به وی نسبت دادهاند، نشانی در دست نيست. عناوين اين آثار بدين قرار است: الرأی المعتبر فی معرفة القضاء و القدر (همو، ٢ / ١٨٥)؛ شرح فصول ابقراط در طب (نعيمی، ٢ / ١٣٦؛ حاجی خليفه، ٢ / ١٢٦٧، ١٢٦٨)؛ شرح كتاب المسائل حنين ابن اسحاق (ابن ابی اصيبعه، همانجا)؛ شرح كتاب الملخص ابن خطيب (همانجا؛ صفدی، ٣ / ٢٠٣)؛ رسالة فی وجع المفاصل (ابن ابی اصيبعه، همانجا). در فهرست نسخ خطی كتابخانۀ اوقاف موصل (احمد، ٣ / ١٣١) از رسالهای خطی به نام الدّرر الملتقطة من بحار العلماء اهل اليقظة از كسی به نام محمد بن لبودی حنفی ضمن مجموعهای ياد شده است. اما نشانهای كه بتوان اين اثر را به طور قطع از شمسالدين محمد بن لبودی دانست، در دست نيست .
٢. نجمالدين ابوزكريا يحيی بن محمد بن عبدان بن عبدالواحد بن لبودی
(٦٠٧-٦٧٠ ق / ١٢١٠-١٢٧٢م)، در حلب زاده شد (ابن ابی اصيبعه، همانجا؛ قس: ابن شاكر، عيون، ٢٠ / ٤٢٩، كه زادگاه او را دمشق دانسته است). خردسال بود كه پدرش شمسالدين به دمشق كوچيد و نجمالدين دوران رشد و تحصيل خود را در آنجا سپری كرد. تنها استاد او كه نامش در منابع ذكر شده، مهذبالدين عبدالرحيم بن علی دخوار پزشك برجستۀ دمشقی است كه نجمالدين نزد او به تحصيل طب پرداخت. وی پس از آن نزد استادان ديگر به تحصيل علوم مختلف همت گماشت، ولی از نام آنان ياد نشده است. دانسته نيست كه نجمالدين چه وقت به خدمت الملك المنصور ابراهيم، امير ايوبی حِمْص درآمد، ولی امير ايوبی كه در آغاز نجمالدين را به طبابت خاص خود برگزيده بود، به تدريج وی را در امور سياسی دولت وارد كرد و سرانجام به وزارت برگماشت و همۀ كارها را به وی واگذاشت. در ٦٤٣ق / ١٢٤٥م الملك المنصور درگذشت و نجمالدين به الملك الصالح نجمالدين ايوب امير مصر و شام پيوست. فرمانروای آن ديار نيز او را بسی گرامی داشت و در اسكندريه به نظارت ديوان گماشت. ابن لبودی مدتی در اسكندريه ماند و سپس به شام رفت و منصب نظارت بر ديوان ماليات سراسر شام يافت (ابن ابی اصيبعه، همانجا). چنانكه از منابع برمیآيد، وی ساليان دراز يعنی بقيۀ دورۀ حكومت الملك الصالح و سپس الملك المعظم توران شاه و نيز سراسر ايام الملك الناصر صلاحالدين يوسف و تسلط هلاكوييان و ايام مماليك تا اواسط حكومت بيبرس (٦٥٨-٦٧٦ق) در همان شغل پايدار بود (صقاعی، ١٧٠). در ٦٦٦ق / ١٢٦٨م كه بدرالدين جعفر بن محمد آمدی از سوی بيبرس امارت دمشق يافت، نجمالدين را از نظارت بر دواوين عزل كرد و با مقرری ناچيزی وی را به حد كارگزار سادۀ ديوان تنزل داد. شايد در همين ايام بود كه اموالش را نيز مصادره كردند (همو، ٦١، ١٧٠). از اين زمان تا هنگام مرگ از احوال او خبری در دست نيست و به نظر میرسد كه در اين دوره بيشتر به كار تأليف و احتمالاً تدريس روزگار میگذرانيده است. پيكر وی را پس از مرگ نزديك مدرسهای كه خود بنا كرده بود، به خاك سپردند (ابن شاكر، همانجا). ابن ابی اصيبعه كه در ٦٦١ق نجمالدين را در دمشق ديده و شعرش را شنيده، وی را همانند پدرش شمسالدين به هوشمندی و علم دوستی و حكمت و طبابت ستوده و در شعر با لبيد، و در ترسل با عبدالحميد سنجيده و قطعاتی از شعر و نثر او را نقل كرده است (٢ / ١٨٥- ١٨٩؛ نيز نك : ابن شاكر، فوات، ٢ / ٢٥٨، ٢٥٩). ابن عبری نيز او را در رياضيات چيرهدست خوانده است (ص ٢٧٥). اين معنی از آثار او نيز هويداست.
نجمالدين در ٦٦٤ق در بيرون دمشق مدرسهای ساخت (ابنشداد، ٢٦٦). اين مدرسه بايد همان مدرسۀ لبوديۀ نجميه باشد (نعيمی، ٢ / ١٣٥) كه وی جهت تدريس طب و رياضيات بنا كرد و اوقافی برای آن مقرر داشت (ابن شاكر، عيون، همانجا؛ ابن كثير، ١٣ / ٢٧٧). وی پس از مرگ خود نظارت بر آن مدرسه و اوقاف آن را به عزالدين ابن صائغ واگذاشت و او تا هنگام مرگ به خوبی آن را راه برد، ولی پس از او مدرسه از رونق افتاد و رو به ويرانی نهاد و اوقافش از ميان رفت (ابن شاكر، همانجا). گويا بستان لبودی كه امروزه در اراضی بابالسريجۀ دمشق هست (حسنی، ٢ / ١٣٥، حاشيۀ ٢)، در محل آن مدرسه و منسوب به ابن لبودی است. به گفتۀ نعيمی، شمسالدين و پسرش نجمالدين هر دو در نزديكی همان مدرسه مدفون شدهاند (٢ / ١٣٦).
آثار
كتابها و رسايل متعددی در طب و نجوم و رياضيات به نجمالدين نسبت دادهاند كه از غالب آنها اكنون نشانی در دست نيست. از آن جمله است: آفاق الاشراق در حكمت (ابن ابی اصيبعه، ٢ / ١٨٩). حاجی خليفه (١ / ١٣١) در انتساب اين كتاب به نجمالدين يا شمسالدين ترديد كرده، ولی بغدادی به صراحت آن را از شمسالدين دانسته است (١ / ٥)؛ تدقيق المباحث الطبية فی تحقيق المسائل الخلافية (ابن ابی اصيبعه، همانجا). نسخهای از اين اثر در اسكوريال موجود است (GAL, I / ٦٥١). احتمالاً اين همان كتابی است كه سارتن با عنوان «مجموعۀ مسائل مربوط به پنجاه موضوع طبی و وظايف الاعضاشناسی» از آن ياد كرده است (٢(٢) / ١٧٩٩)؛ الرسالة الكاملة فی علم الجبر و المقابلة (ابن ابی اصيبعه، همانجا)؛ الرسالة المنصورية فی الاعداد الوفقية، دربارۀ مربعهای وفقی (همانجا)؛ الزاهی فی اختصار الزيج الشاهی؛ الزيج المقرب المبنی علی الرصد المجرب، كه آن را بر اساس رصدهای خودش تأليف كرد؛ مختصر الاشارات و التنبيهات ابن سينا؛ مختصر الکلیات من کتاب القانون ابن سینا (ابن ابی اصيبعه، همانجا)، كه نسخهاي از آن در كتابخانۀ پاريس نگهداری میشود (دوسلان، ٥٢٢)؛ مختصر مصادرات اقليدس (ابن ابی اصيبعه، همانجا؛ برای بقيۀ آثار او، نك : همانجا).
مآخذ
ابن ابی اصيبعه، احمدبن قاسم، عيون الانباء، به كوشش آوگوست مولر، قاهره، ١٢٩٩ق / ١٨٨٢م؛
ابن شاكر كتبی، محمد، عيون التواريخ، به كوشش فيصلالسامر و نبيله عبدالمنعم داوود، بغداد، ١٩٨٠م؛
همو، فوات الوفيات، به كوشش احسان عباس، بيروت، ١٩٧٤م؛
ابن شداد، محمدبن علی، الاعلاق الخطيرة فی ذكر امراء الشام و الجزيرة، به كوشش سامی الدهان، دمشق، ١٣٧٥ق / ١٩٥٦م؛
ابن عبری، گريگوريوس، تاريخ مختصر الدول، بيروت، ١٩٥٨م؛
ابن كثير، البداية؛
احمد، سالم عبدالرزاق، فهرس مخطوطات مكتبة الاوقاف العامة فی الموصل، بغداد، ١٣٩٦ق / ١٩٧٦م؛
بغدادی، ايضاح؛
حاجی خليفه، كشف؛
حسنی، جعفر، حاشيه بر الدارس (نك : نعيمی دمشقی در همين مآخذ)؛
سارتن، جورج، مقدمه بر تاريخ علم، ترحمۀ غلامحسين صدری افشار، تهران، ١٣٥٥ش؛
صفدی، خليل بن ایبک، الوافی بالوفيات، به كوشش هلموت ريتر، بيروت، ١٣٨١ق / ١٩٦١م؛
صقاعی، فضل الله بن ابی الفجر، تالی كتاب وفيات الاعيان، به كوشش ژاكلين سوبله، دمشق، ١٩٧٤م؛
نعيمی دمشقی، عبدالقادربن محمد، الدارس فی تاريخ المدارس، به كوشش جعفر حسنی، دمشق، ١٣٦٧ق / ١٩٤٨م؛
نيز:
De Slane;
GAL.
بخش علوم