دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٩١ - ابن رجبی
ابن رجبی
نویسنده (ها) :
سید جعفر سجادی
آخرین بروز رسانی :
جمعه ٢ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِرَجَبی، عنوان دو برادر از پزشكان و دانشمندان مشهور دمشق در سدههای ٦ و ٧ ق/ ١٢ و ١٣ م:
١. جمالالدین عثمان بن یوسف بن حیدره
(د ٦٥٨ ق/ ١٢٦٠ م) پدر وی رضیالدین الرجبی (ه م) از نامدارترین پزشكان عصر خود بود كه آثاری نیز از او بر جای مانده است. جمالالدین در دمشق متولد شد و همانجا رشد یافت. نزد پدر و اساتید دیگر به تحصیل طب پرداخت و در این فن مهارت بسیار یافت. وی را از اطبای بزرگ و یگانۀ روزگار دانستهاند كه با چیرهدستی به معالجۀ بیماران میپرداخت (ابن ابی اصیبعه، ٢/ ٢٠١) و از دیدگاه عملی به پزشكی مینگریست و تجارب با ارزشی در این زمینه به دست آورده بود (ابن عبری، ٢٧٤). جمالالدین مدتی در بیمارستان نوری دمشق به مداوا میپرداخت و ابن عبری كه او را بسیار ستوده است، با وی در همین بیمارستان یار و همكار بود (همانجا)، اما به گفتۀ ابن ابی اصیبعه (همانجا) به تجارت نیز علاقه داشت و گاه به مصر میرفت و از آنجا مال التجاره میآورد. چون مغولان در ٦٥٧ ق/ ١٢٥٩ م به شام تاختند، جمالالدین به مصر رفت و سرانجام در قاهره درگذشت (ابوشامه، ٢٠٧؛ ابن ابی اصیبعه، همانجا).
٢. شرفالدین ابوالحسن، علی بن یوسف بن حیدره
(٥٨٣-٦٦٧ ق/ ١١٨٧- ١٢٦٩ م؛ قس: ابن شاكر، ٩/ ١٩٧ كه سال تولد وی را ٥٧٣ ق دانسته است). از زندگیِ او اطلاع مهمی در دست نیست و عمدۀ آگاهیهای ما دربارۀ او، مطالبی است كه ابن ابی اصیبعه، پزشك و نویسنده هم عصر او نقل كرده است. شرفالدین نزد پدرش و نیز موفقالدین عبداللطیف بن یوسف بغدادی به تحصیل طب پرداخت و از شیخ عَلَمالدین سخاوی و چند تن دیگر ادب آموخت. ابن ابی اصیبعه یادآور شده كه شرفالدین، گوشهنشینی و مطالعۀ كتاب و اطلاع بر آثار قدما و تحصیل علم را بسیار دوست میداشت و البته همین معنی سبب شد كه در طب و ادب سرآمدِ اقران خود شود (٢/ ١٩٥). شرفالدین پس از آموختن طب، مدتی در بیمارستان كبیر دمشق، ساختۀ نورالدین زنگی، به طبابت پرداخت. آنگاه بنا به وصیت مهذبالدین عبدالرحیم بن علی الدخوار، شاگرد پدرش، كه خانهاش را به مدرسه بدل ساخته بود، در ٦٢٨ ق به تدریس طب پرداخت (همو، ٢/ ١٩٦؛ خلیلی، ١/ ٢٤٢؛ عیسی بك، ٤٠-٤١). برخی نوشتهاند كه وی تا پایان عمر در آنجا به تدریس مشغول بود (خلیلی، ٢/ ٣٤)، ولی در كهنترین مأخذ ما (ابن ابی اصیبعه، همانجا) آمده است كه وی مدتی در مدرسۀ دخواریه به تدریس اشتغال داشت. به هر حال از سالهای پایان عمر وی اطلاعی به دست نیامد. شرفالدین سرانجام به بیماری ذات الجنب در دمشق درگذشت. پیكر او را در دامنۀ كوه قاسیون (همانجا؛ ابن شاكر، ٩/ ١٩٧) به خاك سپردند.
شرفالدین گذشته از آنكه در طب نظری استاد بود و شاگردانی تربیت كرد (ابن عبری، ٢٧٤) و او را شیخالاطباء لقب دادهاند (ابن كثیر، ١٣/ ٢٥٥)، به علم احكام نجوم نیز بسیار میپرداخت و گفتهاند كه مرگ خود را نیز پیشبینی كرد (ابن ابی اصیبعه، همانجا؛ صفدی، ٢٢/ ٣٥٢). ابن ابی اصیبعه (٢/ ٢٠١) سه اثر از شرفالدین ابن رجبی بر شمرده است: كتاب فی خلق الانسان و هیئة اعضائه و منفعتها، كه گویا در نوع خود بیسابقه بوده است؛ حواشی بر قانون ابن سینا؛ حواشی بر شرح ابن ابی صادق بر مسائل حنین بن اسحاق. وی همچنین اشعاری از ابن رجبی شنیده و آنها را در كتاب خود نقل كرده است (٢/ ١٩٦-٢٠١). از آثار یاد شده، ظاهراً اكنون نشانی در دست نیست (نیز نک : حاجی خلیفه، ١/ ٧٢٢، ٧٢٣).
مآخذ
ابن ابی اصیبعه، احمد بن قاسم، عیون الانباء، قاهره، ١٢٩٩ ق/ ١٨٨٢ م؛
ابن شاكر كتبی، محمد، عیون التواریخ، نسخۀ عكسی كتابخانۀ فیضالله افندی، استانبول؛
ابن عبری، گریگوریوس، تاریخ مختصر الدول، به كوشش انطون صالحانی، بیروت، ١٩٥٨ م؛
ابن كثیر، البدایة، قاهره، ١٣٥١- ١٣٥٨ م؛
ابوشامة، عبدالرحمن بن اسماعیل، الذیل علی الروضتین، قاهره، ١٣٦٦ ق/ ١٩٤٧ م؛
حاجی خلیفه، كشف؛
خلیلی، محمد، معجم الادباء الاطباء، نجف، ١٩٤٦ م؛
صفدی، خلیل بن ایبک، الوافی بالوفیات، به كوشش رمزی بعلبكی، بیروت، ١٩٨٣ م؛
عیسی بك، احمد، تاریخ البیمارستانات فی الاسلام، دمشق، ١٩٣٩ م؛
نعیمی، عبدالقادر بن محمد، الدارس فی تاریخ المدارس، دمشق، ١٩٤٨ م.
سیدجعفر سجادی