دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٨٤ - ابن خوام
ابن خوام
نویسنده (ها) :
رضا انزابی نژاد
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ٢٩ اردیبهشت ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ خَوّام، عبدالله بن محمد بن عبدالرزّاق الحُرْبَوی (ابن حجر، ٣/ ٧٦: خُربوی) عمادالدين بن الخَوّام (حاجی خليفه، ٢/ ١٢٩٦: جوّام؛ بروكلمان: خدّام، GAL, S, II/ ٢١٥)، بغدادی (٦٤٣-٧٢٤ ق/ ١٢٤٥-١٣٢٤ م)، رياضیدان و طبيب. اگر چه آوازۀ او بيشتر در علوم رياضی است، اما در منابع از او به عنوان طبيب، فيلسوف و اديب هم ياد شده است. وی پس از تحصيل علم طب و حساب به حلقۀ درس خواجه نصيرالدين طوسی پيوست (ابنحجر، همانجا). ابن خوام در بغداد رئيس مدرسۀ طب بود و در دارالذهب حلقۀ درس داشت. گفتهاند كه بسيار كسان نزد او فنون هزل و جد آموختهاند (همانجا؛ خليلی، ١/ ٢٢٨- ٢٢٩). وی استاد شرفالدين هارون پسر وزير و عموزادههای او و پسران علاءالدين صاحب ديوان بود و آنان نزد وی فنّ حساب آموختند (صفدی، ١٧/ ٥٩١؛ ابن حجر، ٣/ ٧٧).
ابن خوام پيرو مذهب شافعی بود و به جهت همنشينی و مصاحبت با حكمرانان و بزرگان، مالی بسيار اندوخت و از دارايی خود مدرسۀ بزرگی ساخت و برای آن امام و مدرسی گماشت و برای ١٠ نفر يتيم كه در آن درس میخواندند، موقوفه معين كرد (صفدی، همانجا؛ خليلی، ١/ ٢٢٩).
معروفترين اثری كه از وی بر جای مانده القواعد البهائية (البهية؟) فی القواعد الحسابية است. اين كتاب كه دربارۀ حساب ذهنی است، از شهرتی عظيم برخوردار است. ابن خوام اين كتاب را به نام خواجه بهاءالدين محمد بن شمسالدين صاحب ديوان جوينی مُصَدّر ساخته و در ٦٧٥ ق/ ١٢٧٧ م در اصفهان از نگارش آن فراغت يافته است. كتاب دارای يك مقدمه و ٥ مقاله و خاتمه است (آستان، ٨/ ٢٥١). در مقدمه از حقيقت علم حساب و عدد و خواص آن سخن رفته، در مقالۀ اول ــ كه ٢٤ فصل دارد ــ از اعداد كسری، و در مقالۀ دوم كه ١١ فصل دارد از معاملات و قوانين داد و ستد بحث شده، مقالۀ سوم در انواع مساحات است كه يك باب آن در وزن زمين است همراه با ٣ شكل، مقالۀ چهارم در جبر و مقابله است (طعمه، ٣٥). به نوشتۀ غياثالدين كاشانی، ابن خوام در اين اثر خود از ميزان الحكمة تأليف منصور خازنی دانشمند معروف و شاگرد حكيم عمر خيام سود جسته و دو جدول نسبی فلزات و جواهر و برخی مايعات را از آن كتاب اقتباس كرده است (ص ١٧٣). شهرت و اهميت كتاب ابن خوام سبب شد كه بر آن شرحهايی نوشته شود، از جمله شرحی است از كمالالدين حسن فارسی با نام اساس القواعد فی اصول الفوائد (آستان، ٨/ ٢٣، ١٠/ ٨٠). نيز يحيی بن احمد كاشی شرحی بر آن كتاب نوشته و آن را ايضاح المقاصد الفرائد الفوائد ناميده است. سرانجام در ٨٩١ ق/ ١٤٨٦ م ملا عبدالعلی بيرجندی بر آن شرحی نوشت (همانجا؛ برای نسخههای ديگر نک : GAL, S, II/ ٢١٦)؛ اثر ديگر او رسالة الفراسة است كه به كوشش حسين علی محفوظ در تهران به سال ١٩٥٤ م چاپ شده است ( بستانی ف). سزگين، در ضمن آثار ابن خوام از رسالهای به نام الرسالة فی فهم المقالة العاشرة المتعلقة من كتاب اقليدس نام برده است (GAS, V/ ١١٥)، در معجم الاطباء نيز رسالهای به نام مقدمة فی الطب به وی نسبت داده شده است (عيسی بك، ٢٤٣).
ابن خوام به جهت ارادتی كه به خواجه رشيدالدين فضلالله همدانی داشته و تقريظی اغراقآميز كه در مورد تفسير وی نوشته بود، پس از قتل وزير بر او شوريدند و بر ضدش شهادت دادند، و او از بيم جان به قاضی القضاة قطبالدين پناه برد و با دادن مبلغی زر از مهلكه نجات يافت. قاضی مجلسی فراهم آورد و از او خواست كه به مسلمانی اقرار كند. او چنين كرد و از مرگ رهيد (ابن حجر، ٣/ ٧٧؛ عيسی بك، همانجا).
سال مرگ او را غالباً ٧٢٤ ق/ ١٣٢٤ م نوشتهاند، با وجود اين بنا به نظر طعمه او تا ٧٣٦ ق/ ١٣٣٥ م زنده بوده است (ص ٣٥). دور نيست كه اين اشتباه ناشی از آخرين جملۀ نسخۀ خطیِ معروف شدۀ او باشد كه در آخر آن آمده «وقع الفراغ من نسخة فی يوم الاحد ١٤ محرم سنة ٧٣٦ ق» كه به نظر میرسد اين تاريخ مربوط به استنساخ نسخه باشد. صفدی میگويد پيكر ابن خوام را در خانۀ خود در بغداد به خاك سپردند (١٧/ ٥٩١). از شاگردان معروف او میتوان از عزالدين اربلی پزشك (عيسی بك، همانجا) و كمالالدين حسن فارسی نام برد (مدرس رضوی، ٢٨).
مآخذ
آستان قدس، فهرست؛
ابن حجر، احمد بن علی، الدُرر الكامنة، حيدرآباد دكن،١٣٤٩ ق/ ١٩٣٠ م؛
بستانی ف؛
حاجی خليفه، كشف؛
خليلی محمد، معجم ادباء الاطباء، نجف، ١٣٦٥ ق/ ١٩٤٦ م؛
صفدی، خليل بن ایبک، الوافی بالوفيات، به كوشش دُرُتئا كراوولسكی، بيروت، ١٤٠١ ق/ ١٩٨١ م؛
طعمه، عدنان جواد، مخطوطات برلين، ماربورگ، ١٩٨٤ م؛
عيسی بك، احمد، معجم الاطباء، قاهره، ١٩٤٢ م؛
غياثالدين كاشانی، جمشيد، مفتاح الحساب، به كوشش احمد سعيد الدمرداش و محمد حمدی الحنفی الشيخ، قاهره، ١٩٦٧ م؛
مدرس رضوی، محمد تقی، «كمالالدين فارسی»، جاويدان خرد، س ١، شم ١، بهار ١٣٥٤ ش؛
نيز:
GAL, S;
GAS.
رضا انزابینژاد