دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٧٢ - ابن جزله
ابن جزله
نویسنده (ها) :
علی اکبر دیانت
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ١٨ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ جَزْله، یحیی بن عیسی بن جزله، ابوعلی شرفالدین بغدادی (د ٤٩٣ ق/ ١١٠٠ م)، پزشک و داروشناس مسیحی که سپس مسلمان شد. ابن جزله در غرب به نامهای بن جسله، بین جزله و بوهه هیلیهه (شاهراً تغییر یافتۀ «بوعلی») معروف است (EI٢).
دربارۀ تاریخ تولد او آگاهی در دست نیست، ولی میدانیم که وی با المقتدی بأمرالله (حک ٤٦٧-٤٨٧ ق/ ١٠٧٥-١٠٩٤ م) معاصر بوده است. از اینرو، و با توجه به قراین دیگر، احتمال میرود که در دهۀ دوم سدۀ ٥ ق/ ١١ م متولد شده باشد، زیرا هنگامیکه در ٤٦٦ ق مسلمان شد (ابن ابی اصبیعه، ٢/ ٢٦٠؛ GAL, I/ ٦٣٩)، مردی میان سال بود (ذهبی، ١٩/ ١٨٨). سال درگذشت او را نیز مآخذ متقدم عموماً ٤٩٣ ق که نخستین سال اشغال بیتالمقدس به دست صلیبیان است (لکلرک، I/ ٤٩٣) نوشتهاند (ابن جوزی، ٩/ ١١٩؛ ابن اثیر، ١٠/ ٣٠٢؛ ابنخلکان، ٦/ ٢٦٨)، اما قفطی (ص ٢٤٠) و به پیروی از او، ابنعبری (ص ١٩٥) درگذشت او را سال ٤٧٣ ق/ ١٠٨٠ م میدانند که درست به نظر نمیرسد. زیرا ابنجزله بیشتر آثار علمی خود را به نام المقتدی بأمرالله تألیف کرده است که در ٤٦٧ ق به خلافت رسید و بعید به نظر میرسد که آن آثار را در مدت ٦ سال آخر زندگی خود نوشته باشد. خاصه آنکه ابن خلکان (٦/ ٢٦٧)، رسالة فی الرّدّ علی النصاری نوشتۀ ابن جزله را در ٤٨٥ ق نزد خود وی خوانده است.
ابن جزله، دانش پزشکی را در آغاز از مسیحیان کَرخ بغداد (قفطی، ٢٣٩) و آنگاه نزد ابوالحسن سعید بن هبة الله فرا گرفت (ابن ابی اصیبعه، ابن خلکان، همانجاها) و در طب نظری و علمی یکی از نامآوران عصر خود شد، چنانکه او را قرین ابنسینا، ابن بُطلان و ابن تلمیذ آوردهاند (فاندیک، ٢١١؛ قس: حاجیخلیفه، ٢/ ١٨٧٠، که به غلط او را شاگرد نصیرالدین طوسی دانسته است). ابن جزله پس از فرا گرفتن طب به تحصیل منطق همت گماشت و آن را نزد ابوعلی بن الولید، شیخ معتزله ــ که در علم کلام و منطق استاد زمانه بود ــ آموخت و به دعوت استادش اسلام را پذیرفت و گویا چون خطی نیکو داشت، برای نوشتن سجلات به عنوان کاتب به خدمت ابوعبدالله دامغانی، قاضی القضات بغداد درآمد (ابنجوزی، ابن ابی اصیبعه، قفطی، همانجاها). وی همسایگان و فقرا و مساکین را بدون اجرت معالجه میکرد و حتی هزینۀ داروی آنان را میپرداخت (ابنجوزی، همانجا). به ادبیات دلبستگی داشت و شعر نیز میسرود از قبیل قصیدهای که در ستایش پیامبر اکرم (ص) سروده است (ابن نجار، ١٩/ ٢٥٩). ابن جزله در بستر مرگ، کتابهای خود را وقف کتابخانۀ مقبرۀ ابوحنیفه کرد (همو، ١٩/ ٢٦٠؛ قفطی، ٢٤٠). وی در طول زندگی پربارش آثاری چند در زمینۀ طب و تاریخ به رشتۀ تحریر درآورد که برخی از آنها به روزگار ما نیز رسیده است. مهمترین آنها عبارتند از:
١. تقویم الابدان فی تدبیر الانسان یا منهاج البیان فی تقویم الابدان (GAL, S, I/ ٨٨٨;
GAL, I/ ٦٣٩) که مانند تقویمهای نجومی مُجَدْوَل است. مؤلف برای هریک از بیماریها جدول ١٢ خانهای مشخص کرده است که شامل نام بیماری، مزاج، سن، فصل، منطقه، شدت و ضعف بیماری، علل، نشانهها، مداوا با داروهایی که خاصیت گرمی و سردی دارند، تدبیر مَلکی، درمان با آسانترین دارو و درمان عمومی. کتاب دارای ٤٤ جدول ٨ خانهای نیز هست که جمعاً ٣٥٢ نوع بیماری را شرح داده، روش درمان مناسب آنها را میآموزد (لکلرک، I/ ٤٩٥؛ حاجی خلیفه، ١/ ٤٦٧). احتمال دارد که مؤلف در پرداختن این اثر از کتاب تقویم الصحه که خلاصهای است در قواعد بهداشت به شیوۀ جداول نجومی، تألیف ابن بطلان طبیب بغدادی، متأثر شده باشد (ظاهریه، ١٨١). ابوالفدا، چنانکه خود گفته (ص ٥)، در تألیف و تدوین کتاب جغرافیایی خود شیوۀ ابن جزله را پیش گرفته و حتی آن را تقویم البلدان نامیده است.
تقویم الابدان نخستینبار در ٦٤٧ ق/ ١٢٤٩ م از سوی مترجمی ناشناس از عربی به فارسی برگردانده شد که نسخۀ آن در تهران موجود است (شورا، ٢/ ٢٩١-٢٩٢). بار دیگر به دستور شاه سلیمان صفوی به وسیلۀ محمد اشرف بن شمسالدین محمد، پزشک حاذق آن زمان به فارسی ترجمه شد. این ترجمه در ١٢٧٥ ق/ ١٨٥٩ م در ایران به چاپ رسید (مدرس، ٧/ ٤٤١-٤٤٢؛ مرعشی، ١/ ٣٨٧- ٣٨٨). ترجمۀ فارسی دیگری نیز توسط معین بن محمود کرمانی پزشک برای سلطان محمد دوم (فاتح) در ٨٦٣ ق/ ١٤٥٩ م در ادرنه انجام یافت که نسخۀ آن در کتابخانۀ اباصوفیه نگاهداری میشود (ششن، ٣١). ترجمۀ لاتین تقویم الابدان همراه با تقویم الصحۀ ابن بطلان در ١٥٣٢ م، و سال بعد ترجمۀ آلمانی هر دو توسط م. هِر، و در همان سال ترجمۀ فرانسۀ آنها، در استراسبورگ به چاپ رسید (لکلرک، I/ ٤٩٥؛ فاندیک، ٢٢٠). همچنین در ١٣٣٣ ق/ ١٩١٥ م به کوشش سلیمان دخیل با مقدمۀ شیخوالیسوعی در ١٠٠ صفحه به قطع بزرگ چاپ شده است (سرکیس، ٦٤).
٢. منهاج البیان فی ما یستعمله الانسان، کتابی است در داروشناسی، شامل ادویۀ مفرده و مرکّبه و اغذیه و اشربه و شیوۀ اختلاط و امتزاج آنها که به ترتیب حروف الفبا تنظیم شده است. ابن جزله در تألیف این کتاب از آثار پیشینیان از جمله بقراط، دیسقوریدس، روفوس، اوریباز، رازی و علی بن عباس مجوسی سود جسته است (لکلرک، I/ ٤٩٤؛ ابن جزله، b/ ٢). ابن ابیطار، داروشناس نامآور سدۀ ٧ ق/ ١٣ م کتاب الابانة و الاعلام بما فی المنهاج من الخلل و الاوهام را در نقد کتاب ابن جزله نوشته است (حاجی خلیفه، ٢/ ١٨٧٠-١٨٧١)، اما در سدۀ ٥ ق کتابی در داروشناسی از لحاظ وسعت قابل مقایسه با منهاج نیست. این کتاب با وجود داشتن اشکالاتی چند، از نظر برخی ترکیبات غذایی که در کتابهای دیگر به ندرت میتوان پیدا کرد، از اهمیت بسیاری برخوردار است (لکلرک، I/ ٤٩٤-٤٩٥). نسخههای خطی آن در کتابخانههای متعددی مانند تهران، دمشق، مونیخ، لیدن، پاریس، لندن و استانبول موجود است (GAL, S, I/ ٨٨٨;
GAL, I/ ٦٣٩؛ ششن، ٣١، ٣٢؛ شورا، ٢/ ٣١٢، ٣١٣؛ مرکزی، ١٦/ ٢٥٢).
نسخهای نیز در کتابخانۀ ملی تبریز جزءِ کتب اهدایی مرحوم حاج حسین نخجوانی به شمارۀ ٤٨٨٤ موجود است که هیچ یک از فهرستها غیر از الذریعة از آن نام نبردهاند (آقابزرگ، ٢٣/ ١٥٨) و نسخۀ مورد استفاده در نگارش این مقاله بوده است.
کهنترین نسخۀ منهاج که تاکنون شناخته شده، مورخ ١٥ ذیقعدۀ ٦١٥ ق است و به کتابخانۀ مرکزی دانشگاه تهران تعلق دارد. این نسخۀ نفیس که استنتاج آن به تاریخ مذکور در نوشاباد کاشان انجام یافته است، به سبب یادداشتهای متعددی که بیشتر توسط حسن بن علی این حسن، طبیب مدرسۀ مجدیۀ کاشان نوشته شده است، دارای ارزش بسیاری است (مرکزی، ١٧/ ٤٩). آقابزرگ به نسخهای از ترجمۀ فارسی آن اشاره کرده (همانجا) و ترجمۀ فرانسوی آن نیز موجود است (EI٢).
٣. الرّدّعلی النّصاری، ابنجزله پس از پذیرش اسلام این کتاب را در ستایش دین اسلام و انتقاد از مسیحیت، خطاب به راهبی به نام الیا به رشتۀ تحریر درآورد. او در این رساله به بشارتهای تورات و انجیل دربارۀ پیامبر اکرم (ص) اشاره کرده است (ابن ابی اصیبعه، ٢/ ٢٦٠؛ ابن خلکان، ٦/ ٢٦٧؛ اشتاین شنایدر، ٥٧-٥٨).
٤. مختار مختصر تاریخ بغداد، گزیدهای از تاریخ بغداد خطیب بغدادی است. این اثر چاپ نشده است. نسخ آن در موزۀ بریتانیا، کتابخانۀ بهار هند، و کتابخانۀ ناصریه لکهنو موجود است (سید، ٢(٣)/ ٢٦٠؛ عواد، ١٩؛ GAL, S, I/ ٨٨٨).
٥. مدح الطب و موافقته للشرع (الشرع) و الرّد علی من طعن علیه، در فضائل طب (ابن ابی اصیبعه، ابن خلکان، همانجاها).
٦. الاشارة فی تلخیص العبارة (همانجاها).
مآخذ
آقابزرگ، الذریعة؛
ابن اثیر، الکامل؛
ابن ابی اصیبعه، احمد بن قاسم، عیون الانباء، بیروت، ١٣٧٧ ق/ ١٩٥٧ م؛
ابن جزله، منهاج البیان فی ما یستعمله الانسان (نسخۀ خطی موجود در کتابخانۀ ملی تبریز)؛
ابن جوزی، عبدالرحیم، المنتظم، حیدرآباد دکن، ١٣٥٩ ق/ ١٩٤٠ م؛
ابن خلکان، وفیات؛
ابن عبری، غریغوریوس، تاریخ مختصر الدول، به کوشش انطوان صالحانی، بیروت، ١٩٨٥ م؛
ابن نجار، محمدبن محمود، المستفاد من ذیل تاریخ بغداد، به کوشش قیصر ابوفرح، بیروت، ١٣٩٩ ق/ ١٩٧٨ م؛
ابوالفدا، تقویمالبلدان، ترجمۀ عبدالمحمد آیتی، تهران، ١٣٤٩ ش؛
حاجی خلیفه، کشف الظنون، استانبول، ١٩٤١-١٩٤٣م؛
ذهبی، محمدبن احمد، سیر اعلام النبلاء، به کوشش شعیب الارنؤوط، بیروت، ١٤٠٥ ق/ ١٩٨٤ م؛
سرکیس، چاپی؛
سید، خطی؛
ششن، رمضان و دیگران، فهرس مخطوطات الطب الاسلامی ... ، استانبول، ١٤٠٤ ق/ ١٩٨٤ م؛
شورا، خطی؛
ظاهریه، خطی (الطب و الصیدلة)؛
عواد، کورکیس و عبدالحمید علوجی، جمهرة المراجع البغدادیة، بغداد، ١٩٦٢ م؛
فاندیک، ادوارد، اکتفاء القنوع، قاهره، ١٨٩٦ م؛
قفطی، علی بن یوسف، اخبار العلماء، قاهره، ١٣٢٦ ق/ ١٩٠٨ م؛
مدرس، محمدعلی، ریحانة الادب، تبریز، ١٣٤٨ ش؛
مرعشی، خطی؛
مرکزی، خطی؛
نیز:
EI٢;
GAL;
GAL, S;
Leclerc, Lucien, Histoire la medecine arabe, New York, ١٩٧١;
Steinschneider, Moritz, Polemische und apologetische Literatur in arabischer Sprache, Leipzig, ١٨٧٧.
علیاکبر دیانت