دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٤ - ابن بطلان
ابن بطلان
نویسنده (ها) :
محمد آصف فکرت
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ١٨ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ بُطْلان، ابوالحسن مختار (يا يوانيس) بن حسن بن عبدون ابن سعدون بن بطلان (د پس از ٤٥٥ ق/ ١٠٦٣ م)، پزشك مسيحی بغدادی. وی مدتی نزد ابوالفرج عبدالله بن طيب بغدادی طب و فلسفه خواند (ابن ابی اصيبعه، ٢/ ٢٣٨) و بزرگترين شاگرد و مورد احترام فراوان او بود (قفطی، ٢٠٧). ابن بطلان مدتی نيز ملازمت ابوالحسن ثابت بن ابراهيم بن زهرون طبيب را داشت و از وی در پزشكی بهره گرفت (ابن ابی اصيبعه، همانجا) و از ديگر استادان بغداد هم دانش آموخت. وی در علوم اوائل دست داشت و از راه پزشكی روزگار میگذرانيد (قفطی، ١٩٢). ابن بطلان در ٤٣٩ ق/ ١٠٤٨ م از بغداد خارج شد و پس از عبور از رحبه و رصافه به حلب رسيد. معزالدوله ثمال بن صالح مرداسی حاكم حلب او را استقبال كرد و محترمش داشت (ابن ابی اصيبعه، ٢/ ٢٣٩؛ قس: ياقوت، ٢/ ٣٠٦، ٧٨٥). وی در آنجا اجازه يافت تا قواعد عبادات مسيحيان آن شهر را تنظيم كند و قوانينی به اين منظور وضع كرد، اما مسيحيان حلب قوانين او را نپذيرفتند. گذشته از آن، محسود پزشك مسيحی ديگری به نام ابوالخير ابن شراره واقع شد و از سوی او به فساد عقيده متهم گشت. ابن بطلان نتوانست بيش از اين در حلب بماند و از آن شهر خارج شد (قفطی، ٢٠٧) و در جمادیالآخر ٤٤١ ق/ نوامبر ١٠٤٩ م به فُسطاط مصر وارد گرديد و سه سال در اين ديار ماند. در اين زمان مستنصر بالله فاطمی خليفۀ مصر بود. سفر ابن بطلان را به مصر، عزم ديدار علی بن رضوان طبيب و پزشك مشهور آن عصر دانستهاند (ابن ابی اصيبعه، ٢/ ٢٣٩). در مصر ميان آن دو مناظراتی طبی و فلسفی درگرفت كه سرانجام كار به دشمنی كشيد (قفطی، ١٩٢-١٩٣). ابن بطلان بسياری از آنچه ميان او و ابن رضوان گذشت، پس از خروج از مصر، در كتابی گرد آورد و ابن رضوان نيز در رد او كتابی نوشت (ابن ابی اصيبعه، همانجا). به گفتۀ همو هيچ يك از آن دو كتابی ننوشته و رأيی ابراز نكرده است كه ديگری آن را رد نكرده باشد. گفتهاند كه ابن بطلان مردی شيرين سخن، ظريف طبع و در ادب و فروع آن ممتاز بود، ولی ابن رضوان در طب و علوم حكمت از او داناتر بود (همانجا).
ابن بطلان سرانجام مصر را با دلتنگی به قصد قسطنطنيه ترك گرفت و يك سال در آن شهر ماند (همو، ٢/ ٢٤٠). وی در اواخر عمر به انطاكيه رفت. در آنجا ظاهراً مدتی نظارت ساختمان بيمارستانی را بر عهده داشت و چندی بعد در ديری در همان شهر عزلت و عبادت اختيار كرد و در همانجا درگذشت (قفطی، ١٩٣؛ ابن ابی اصيبعه، ٢/ ٢٤٢). قفطی وفات او را ٤٤٤ ق/ ١٠٥٢ م میداند (ص ١٩٣)، اما از آنجا كه ابن ابی اصيبعه تاريخ نگارش يكی از آثار او را ٤٥٥ ق گزارش كرده است، میتوان آن را نادرست دانست (ص ٢/ ٢٤٢). ابن بطلان، چنانكه خود در شعری ياد كرده هيچ گاه زن و فرزندی نداشت (همو، ٢/ ٢٤١). وی دارای اشعار زياد و نكتههای نادر و ظريف بود كه برخی از آنها در دعوة الاطباء آمده است (همانجا؛ قس: شيخو، ٣/ ٢٧٠-٢٧١).
ابن بطلان حوادث محيط و روزگارش را ثبت كرده است؛ از آن جمله پيدا شدن ستارههای دنبالهدار در ٤٤٥ ق/ ١٠٥٣ م و بروز بيماريهای مهلك و مردن انسانهای بیشمار در قسطنطنيه است. وی همچنين از كم آبی نيل در تابستان ٤٤٧ ق/ ١٠٥٥ م و گسترش وبا به عراق و برخی حوادث و آفات ديگر ياد كرده كه موجب مرگ دانشمندانی چون ابوالحسن (ابوالحسين: خطيب، ٤/ ٣٧٧) قدوری فقيه، اقضی القضاة ماوردی، ابن طيب طبری، ابوالحسن صابی و ابوالعلاء معری گرديد (ابن ابی اصيبعه، ٢/ ٢٤٠-٢٤١).
ابن بطلان در طب مرتبهای والا داشت چنانكه ابن منقذ برخی از آرا و درمانهای او را در كتاب الاعتبار (صص ١٨٣- ١٨٥) تحت عنوان معجزات ابن بطلان آورده است.
با مطالعۀ آثار ابن بطلان به خوبی میتوان به آراء و عقايد او، به ويژه در مورد دانش و دانشمندان، پی برد. مثلاً، در يكی از رسايل خود با عنوان المقالة المصرية كه در رد ابن رضوان نوشته و قفطی هم بخشهايی از آن را نقل كرده است (ص ١٩٥-٢٠٧)، میگويد: كوچكترين شرط دانشمندی بذل انصاف و پرهيز از اسراف است. دانش بايد دور از عصبيت باشد و چنانكه ثامسطيوس گفته است، دلهای دانشوران همچون پرستشگاه پروردگار است كه بايد پيوسته پاكيزه و دور از آلايش بماند. علم فاسد به افزايش شك و شك قوی به كاهش دانش میانجامد. علم ضعيف موجب قوت شك و شك قوی موجب ضعف علم میشود. هر يك از اين دو، علت ديگری است. ابن بطلان به حكلما و فضلاء متقدم چون ارسطو، جالينوس، حنين، ابوالخير ابن خمار، ابوعلی بن زرعه و استادش ابوالفرج عبدالله بن طيب سخت اعتقاد داشته و حرمت میگذاشته، زيرا بر آن است كه اگر در آثار استادانی از اين قبيل، خواننده تناقضی و تباينی احساس كند، اين به سبب نفهميدن صحيح مطالب آنان است، در چنين مواردی خواننده بايد سعی كند با دقت و تفحص بيشتر مطلب را به درستی دريابد. ابن بطلان در اين رساله برای رد شبهات ابن رضوان به مسائل مابعدالطبيعه، نفس، طب و طبيعيات نيز توجه دارد (صص ٤٧-٧١).
آثار
١. تقويم الصحة (ه م)، يا تقويم الصحة و ذكر منافع الاغذية و مضارها يا تقويم الصحة بالاسباب الستة، در طب. ابن بطلان اين كتاب را در جدولهای متناظر تدوين كرد. او احتمالاً بانی اين جدولهای پزشكی بوده است كه بعدها توسط ابن جزله گسترش يافت (سارتون، ١/ ٨٣٥ -٨٣٦). از اين كتاب نسخههای متعدد در دست است (مشكوة، ٣/ ٢٦٣٧- ٢٦٣٨؛ ظاهريه، ١٨٢؛ كوپريلی، ١/ ٤٨٩؛ ريو، ٥٣٩؛ دوسلان، ٥٢٦, ٥٢٧). ترجمۀ لاتين تقويم الصحة در ٩٣٧ ق/ ١٥٣١ م و ترجمۀ آلمانی آن در ٩٣٨ ق/ ١٥٣٣ م انتشار يافت (ووستنفلد، ٧٩).
٢. دعوة الاطباء (ه م)، ابن بطلان اين كتاب را برای امير نصرالدوله ابونصر احمد بن مروان ــ حاكم مروانی ميافارقين (٤٠١-٤٥٣ ق/ ١٠١٠-١٠٦١ م) ــ نگاشت. اين كتاب در ١٩٠١ م در اسكندريه با تكملهای از بشاره زلزل چاپ شد، و صدقی بيك آن را به فرانسه ترجمه كرد كه در ١٩٣١ م در پاريس انتشار يافت. از اين كتاب نيز نسخههايی در دست است (ظاهريه، ١٨٢-١٨٤، آلوارت، V/ ٥٤٧).
٣. المقالات المختارة فی تدبير الامراض العارضة علی الاكثر بالاغذية المألوفة و الادوية الموجودة ينتفع بهارهبان الاديرة و من بعد من المدينة، يا تدبير الامراض العارضة للرهبان، اين كتاب ظاهراً برای راهبان و كسانی كه از شهر دورند، در ٤٣ باب تأليف شده و نسخههای خطی آن در كتابخانۀ ولیالدين افندی (احسان اوغلی، ٢٠) و در پاريس (وايدا، ٩٧؛ نيز نک : GAL, S, ١/ ٨٨٥) موجود است.
٤. رسالة فی شری الرقيق و تقليب العبيد، يا رسالة جامعة لفنون نافعة فی ... ، در چگونگی خريداری بردگان و پی بردن به عيوب جسمانی آنان. اين رساله به كوشش عبدالسلام هارون در مصر در مجموعۀ چهارم نوادر المخطوطات در ١٣٩٣ ق/ ١٩٧٣ م طبع شده است. صلاحالدين منجد (١/ ٩) نيز از چاپ ديگر اين كتاب تحت عنوان رسالة فی شری العبيد در قاهره، ١٩٥٤ م، اطلاع میدهد. نسخۀ خطی اين اثر به عنوان رسالة جامعة لفنون نافعة فی شری الرقيق و تقليب العبيد در برلين موجود است ( آلوارت، IV/ ٣٤٩). شاخت از طبع ترجمههای انگليسی و اسپانيايی بخشهايی از اين اثر ياد كرده است (EI٢).
٥. مقالة فی ان الفروج احر من الفرخ، مقالة طبی در بيان آنكه طبيعت جوجۀ مرغ گرمتر از هر جوجهای است (ابن بطلان، ٣٤- ٣٩).
٦. المقالة المصرية فی مناقضات علی بن رضوان، ابن بطلان اين مقاله را در فُسطاط مصر در ٤٤١ ق/ ١٠٤٩ م در جواب ابن رضوان نوشته است (همو، ٤٧-٧١). اين دو مقاله با سه مقاله از علی بن رضوان، تحت عنوان خمس رسائل لابن بطلان البغدادی ولابن رضوان المصری، چاپ شده است.
٧. سفرنامه، رسالۀ مختصری است كه ابن بطلان آن را به بغداد نزد ابوالحسن هلال بن محسن صابی فرستاده است. قطعاتی از اين سفرنامه در ذيل عناوين انطاكيه، حلب، رصافه، عم، يافا و جز آنها در معجم البلدان ياقوت (١/ ٣٨٢-٣٨٣؛ ٢/ ٣٠٦، ٦٧٢، ٧٨٥، ٧٨٦؛ ٣/ ٧٢٩؛ ٤/ ١٠٠٣) آمده است. قفطی (صص ١٩٣-١٩٥) نيز بخشهايی از اين سفرنامه را كه در كتاب الربيع محمد بن هلال ديده، و نقل كرده است. در اين يادداشتها مطالب مجمل و مهمی دربارۀ شهرهای ياد شده آمده است.
٨. مقال فی القربان المقدس، رسالهای دربارۀ عشاء ربانی كه در تابستان ٤٤٦ ق/ ١٠٥٤ م با شتاب نوشته شده و گزيدههايی از آن را گراف ترجمه و در مجلۀ «شرق مسيحی» منتشر كرده است (EI٢).
ابن ابی اصيبعه (٢/ ٢٤١-٢٤٢) از چند كتاب و مقالۀ ديگر ابن بطلان نيز ياد میكند، از آن جملهاند: كناش الاديرة والرهبان كه ظاهراً همان تدبير الامراض است كه ياد شد؛ كتاب المدخل الی الطب؛ كتاب وقعة الاطباء؛ كتاب دعوة القسوس؛ مقالهای در بيان علت اينكه چرا طبيبان ماهر در مداوای بيماران مبتلا به فلج، لقوه، استرخاء و غيره به جای داروهای گرم كه در گذشته مورد استفاده بوده، از داروهای سرد بهره میگيرند؛ مقالات شرب دواء المسهل؛ كيفية دخول الغذاء فی البدن و هضمه و خروج فضلاته و سقی الادوية المسهلة و تركيبها و جز آنها.
مآخذ
ابن ابی اصيبعه، احمد بن قاسم، عيون الانباء، بيروت، ١٣٧٧ ق/ ١٩٥٧ م؛
ابن بطلان و ابن رضوان، خمس رسائل، به كوشش جوزف شاخت و ماكس مايرهوف، قاهره، ١٣٥٦ ق/ ١٩٣٧ م؛
ابن منقذ، اسامه، كتاب الاعتبار، به كوشش فيليپ حتی، پرينستون، ١٩٣٠ م؛
احسان اوغلی، اكملالدين، محطوطات الطب الاسلامی، استانبول، ١٤٠٤ ق/ ١٩٨٤ م؛
خطيب بغدادی، احمد بن علی، تاريخ بغداد، بيروت، دارالكتاب العربی؛
سارتون، جرج، مقدمه بر تاريخ علم، ترجمۀ غلامحسين صدری افشار، تهران، ١٣٥٣ ش؛
شيخو، لويس، شعراء النصرانية بعد الاسلام، بيروت، ١٩٢٧ م؛
ظاهريه، خطی (طب و صيدله)؛
قفطی، علی بن یوسف، اخبار العلماء باخبار الحكماء، به كوشش محمد امين الخانجی، قاهره، ١٣٢٦ ق؛
كوپريلی، خطی؛
مشکوة، خطی؛
منجد، صلاحالدين، معجم المخطوطات المطبوعة، بيروت، ١٩٨٢ م؛
ياقوت، بلدان؛
نيز:
Ahlwardt;
De Slane, Baron, Catalogue des manuscrits arabes, Paris, ١٨٨٣-١٨٩٥;
EI٢;
GAL, S;
Rieu, Charles, Supplement to the, Catalogue of the Arabic Manuscripts in the British Museum, London, ١٨٩٤;
Vajda, Georges, Index genéral de manuscrits arabes musulmans, Paris, ١٩٥٣;
Wüstenfeld, F., Geschichte der Arabischen Aerzte und Naturforscher, New York, ١٩٧٨.
محمدآصف فكرت