دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٤١ - افلیمون
افلیمون
نویسنده (ها) :
محمدعلی مولوی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٨ آبان ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
اَفْلیمون، سیماشناس یونانی سدۀ ٢ م و مؤلف اثری در همین فن. در فهرست ابنندیم نام او بهعنوان مؤلف كتاب الفراسة، قلیمون (و در برخی نسخ كلیمون) ضبط شده كه بیگمان خطای كاتبـان است (ابن ندیم، ٣٧٦، چ فلـوگل، ٣١٤؛ نیـز نك : فلوگل، ١٥٥). وی در لاذقیه زاده شد و در ازمیر شهرت یافت (سارتن، «مقدمه ... »،I / ٢٦٧,٢٧١).
افلیمون در منابع كهن عربی، به خطا معاصر بقراط شمرده شده است. وی مدعی بوده است كه از تركیب اندامهای اشخاص یا از چهرۀ ایشان، به خلقیات آنان پی میبرده، و سخنی كه در زمینۀ استنباط یكی از ویژگیهای خلقی بقراط از تصویر او (یا با دیدن خود او) به وی نسبت داده شده، بسیار شهرت یافته است (ابنجلجل، ١٧؛ ابوحیان، ١٧٢؛ قفطی، ٦٠، ٩١-٩٢؛ ابن ابی اصیبعه، ١ / ٢٧؛ ابن عبری، ٨٥-٨٦). این داستان كه در اصل منسوب به زُپیرُن است و دربارۀ سقراط گفته شده، در مقیاس گستردهتری به افلیمون منسوب، و موجب شهرت بیشتر وی گردیده است (اشتاین اشنایدر، ٧٩؛ روزنتال، ٣٤٢).
داستان یاد شده ظاهراً نخستین بار در سرالاسرار اثر مجعول منسوب به ارسطو نقل شده، و از آنجا به منابع عربی و عبری و سرانجـام اروپـایی راه یـافته است ( الاصول ... ، ١ / ١١٧؛ نیز نك : اشتاین اشنایدر، ٧٩-٨٠, ١٠٧).
اثر مشهور وی در سیماشناسی شامل ٧٠ فصل است. این كتاب، پس از كتاب سیماشناسی مجعولی كه به ارسطو منسوب شده است، كهنترین اثر به جا مانده در این فن به شمار میرود. این اثر با عنوان كتاب افلیمون فی الفراسة به عربی ترجمه شده است. از تاریخ این ترجمه و نام مترجم آگاهی نداریم، اما مسلّم است كه همین ترجمۀ عربی واسطۀ ترجمۀ لاتین و بسیاری از نقل قولها در منابع غربی بوده است (ابن ندیم، سارتن، همانجاها). همچنین ابن عبری (ص ٨٥) نسخهای از ترجمۀ این اثر به زبان عبری در اختیار داشته است. شایان توجه است كه وی دربارۀ ترجمۀ عربی آن سخن نمیگوید.
از عواملی كه به این كتاب اهمیت و اعتبار بخشیده، تأثیر آن در دانش جانورشناسی است. سیماشناسان یونان بر آن بودهاند كه هر یك از خصلتهای گوناگون انسانها در یكی از جانوران برجستگی ویژه دارد و ازاینرو، هر كس بخواهد با فن سیماشناسی آشنا شود، باید جانورشناسی را نیز بداند. بر این پایه، افلیمون نیز فصل دوم كتاب خود را به شرح ویژگیهای ٩٢ گونه از جانوران، ازجمله درندگان، پرندگان، خزندگان و حشرات اختصاص داده است (اولمان، «علوم طبیعی ... »، ١٧-١٨؛ روزنتال، ٢٥٢؛ نیز نك : رازی، ٩٨- ٩٩). از این رو، كتاب افلیمون به عنوان یكی از مآخذ كتابهای جانورشناسی مورد استفاده بوده است و مثلاً جاحظ (٣ / ١٤٦، ٢٦٩، ٢٨٤، ٢٩٠) از كتاب الفراسۀ افلیمون نقل قول میكند. شایان ذكر است كه افلیمون با افراط در مقایسۀ انسان و حیوان، و كاربرد معیارهای ارزشی مربوط به انسان دربارۀ جانوران، اندیشههای نادرستی را نیز در دانش جانورشناسی وارد ساخته است (اولمان، همانجا).
سخنان حكمتآمیز بسیاری كه از افلیمون نقل شده، بر شهرت وی افزوده است، از جمله در معنی عشق، فضیلت تسلط بر هوای نفس، مزیت دانش اندك همراه با توازن اخلاقی بر دانش بسیار كه با طبع نامتعادل همراه باشد، چگونگی رفتار درست با خواجگان و رعایا و مردمان دون و اندرز وی به نگارگر گرمابه كه بیشتر این سخنان از سیماشناسی وی برگرفته شده است (ابوسلیمان، ٢٤٥-٢٤٦؛ ابن فاتك، ٢٩٩، ٣١٣؛ روزنتال،١٧٦, ١٨٠, ١٩١.).
به گفتۀ افلیمون، در سیماشناسی با اتكا بر یك نشانه نمیتوان نتیجهگیری كرد. هر گاه دلالتهای همۀ نشانهها مؤید یكدیگر باشند، نتیجۀ درست به دست خواهد آمد. وی از سیماشناسان میخواهد كه پیش از بررسی دقیق نشانههای متناقض دربارۀ كسی حكم نكنند. با اینهمه، وی نشانههایی را كه به چشمان مربوط میشوند، از همه مهمتر و اطمینان بخشتر میشمرد. به سخن وی، «دیده دروازۀ دل است». پس از چشمان، پیشانی، بینی، دهان، چانه و سر بیش از دیگر اندامها نشان میدهند كه در دل چه میگذرد (ابوسلیمان، همانجا؛ ابوحیان، ١٧١-١٧٢؛ ابن حزم، ٩٢؛ روزنتال، ٣٤٠-٣٤٢).
سیماشناسی افلیمون در طول تاریخ همواره مورد توجه بوده است. گذشته از مطالب فراوانی كه در منابع گوناگون عربی و اروپایی از این كتاب نقل شده است (ابوسلیمان، نیز ابوحیان، همانجاها؛ اشتاین اشنایدر، ١٠٧-١٠٨؛ روزنتال، ٦٥, ١٧٦, ١٨٠, ١٩١, ٣٢٤, ٣٣٩-٣٤٢؛ اولمان، همانجا، نیز «پزشكی ... »، ٩٦)، ترجمهها و تلخیصهایی نیز از آن فراهم ساختهاند. در سدۀ ٤ م آدامانتیوس، پزشك یهودی خلاصهای از آن به زبان یونانی تدوین كرد كه بعدها، در سدۀ ١٦ م چند بار در پاریس و بال و رم به چاپ رسید (سارتن، «مقدمه»، I / ٣٥٦). رازی در فصل دوم الطب المنصوری، با عنوان الفراسه از این اثر افلیمون بهره برده است (ص ٩٨- ٩٩، ١٠٨؛ قس: روزنتال، ٣٣٩-٣٤١؛ نیز نك : اولمان، همانجا). در ١٧٨٠ م، فرانتس، متن یونانی و ترجمۀ لاتین ٥٠ فصل آن را در مجموعهای با عنوان «مؤلفان آثار كهن دربارۀ سیماشناسی» منتشر ساخت. در ١٨٨٦ م نقدی دربارۀ آن، با عنوان «سیماشناسی افلیمون» در كیل انتشار یافت. در ١٨٩٣ م، متن انتقادی دیگری به زبانهای عربی و لاتین به كوشش هوفمان به چاپ رسید (سارتن، همان، I / ٢٧١). متن عربی جداگانهای از این اثر در ١٣٤٧ ق / ١٩٢٩ م به كوشش محمد راغب طباخ در حلب منتشر شد (همو، «كتابنامه ... ٣»، ٢٨٦).
مجموعهای از نسخههای خطی كهن به زبان عربی در لیدن (شم ١٢٠٦) از جمله شامل كتابی در سیماشناسی است كه به افلیمون نسبت داده میشود. این نسخه با متن یونانی مطابقت ندارد، اما روشن است كه بخشی از آن، از متن كتاب افلیمون برگرفته شده است. یك نسخۀ عربی دیگر با عنوان رسالة فی علم الفراسة در گوتا نگهداری میشود كه مطابقت بیشتری با متن یونانی دارد (هوتسما، ٥٦؛ اشتاین اشنایدر، همانجا). جای تردید نیست كه این نسخهها، تحریرها یا اقتباسهایی از سیماشناسی افلیمون هستند و این خود گستردگی نفوذ این اثر را نشان میدهد.
افلیمون اثری نیز دربارۀ آمیزش دارد. دوزی از وجود نسخۀ خطی ترجمۀ عربی این اثر در غرناطه، با عنوان كتاب الباه و انواعه مما وضعه افلیمون الفیلسوف، خبر میدهد (ص ٣٤٢).
مآخذ
ابن ابی اصیبعه، احمد، عیون الانباء، به كوشش آوگوست مولر، قاهره، ١٢٩٩ ق / ١٨٨٢ م؛
ابن جلجل، سلیمان، طبقات الاطباء و الحكماء، به كوشش فؤاد سید، قاهره، ١٤٠٥ ق / ١٩٨٥م؛
ابنحزم، علی، طوق الحمامة، به كوشش صلاحالدین قاسمی، تونس، ١٩٩٣ م؛
ابن عبری، غریغوریوس، تاریخ مختصر الدول، به كوشش انطون صالحانی، بیروت، ١٤٠٣ ق / ١٩٨٣ م؛
ابن فاتك، مبشر، مختارالحكم، به كوشش عبدالرحمان بدوی، بیروت، ١٩٨٠ م؛
ابن ندیم، الفهرست؛
همو، همان، به كوشش گ. فلوگل، لایپزیگ، ١٨٧٢ م؛
ابوحیان توحیدی، علی، الهوامل والشوامل، به كوشش احمد امین و احمد صقر، قاهره، ١٣٧٠ ق / ١٩٥١ م؛
ابوسلیمان سجستانی، محمد، صوان الحكمة، به كوشش عبدالرحمان بدوی، تهران، ١٩٧٤ م؛
الاصول الیونانیة للنظریات السیاسیة فی الاسلام، به كوشش عبدالرحمان بدوی، قاهره، ١٩٥٤ م؛
جاحظ، عمرو، الحیوان، بیروت، ١٣٨٨ ق / ١٩٦٩ م؛
رازی، محمد، المنصوری فی الطب، كویت، ١٤٠٨ ق / ١٩٨٧ م؛
قفطی، علی، تاریخ الحكماء، بغداد، مكتبة المثنى؛
نیز:
Dozy, R., «Über einige in Granada entdeckte arabische Handschriften», ZDMG, ١٨٨٢, vol. XXXVI; Flügel, G., Anmerkungen zu Kitab Al-Fihrist (vide: PB, Ebn-e Nadīm); Houtsma, M. Th., Catalogus codicum orientalium Bibliothecae Academiae Lugduno Batavae, Leiden, ١٨٧٧; Rosenthal, F., Das Fortleben der Antike im Islam, Zürich, ١٩٦٥; Sarton, G., Introduction to the History of Science, Baltimore, ١٩٢٧; id, «Twenty-Ninth Critical Bibliography ... », Isis, ١٩٣١, vol. XV; Steinschneider, M., Die Arabischen Übersetzungen aus dem Griechischen, Graz, ١٩٦٠; Ullmann, M., Die Medizin im Islam, Leiden / Köln, ١٩٧٠; id, Die Natur-und Geheimwissenschaften im Islam, Leiden, ١٩٧٢.
محمدعلی مولوی