دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٩٣ - ابن هبل
ابن هبل
نویسنده (ها) :
یوسف رحیم لو
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٢١ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ هَبَل، ابوالحسن مهذبالدین علی بن احمد بن علی بن عبدالمنعم بغدادی (٢٣ ذیقعدۀ ٥١٥-١٣ محرم ٦١٠ ق / ٢ فوریۀ ١١٢٢- ٣ ژوئن ١٢١٣ م)، ادیب، حکیم و پزشک. وی در بغداد زاده شد و به سبب اقامت در موصل و خلاط (اَخلاط) به موصلی و خلاطی نیز شهرت یافته است (قفطی، انباه، ٢ / ٢٣١؛ منذری، ٢ / ٢٦٦؛ ابنکثیر، ١٣ / ٧٣).
ابنهبل در بغداد پرورش یافت و به آموختن حدیث، ادب و طب پرداخت و در پزشکی مهارت یافت (قفطی، ابنکثیر، همانجاها؛ صفدی، ٢٠٥). او ظاهراً در نظامیۀ بغداد نیز تحصیل کرده است (ابن ابی اصیبعه، ١ / ٣٠٥). استادان او در حدیث و علوم دینی ابوالقاسم اسماعیل بن احمد بن سمرقندی و محمد بن احمد عاقولی بودند (ذهبی، ٢٩٩؛ صفدی، همانجا). وی در نحو شاگرد عبداللـه بن احمد بن خشّاب نحوی (ابن ابی اصیبعه، همانجا) و در ادب شاگرد شریف شجری بود (صفدی، همانجا). برخی ابوالقاسم اسماعیل بن احمد سمرقندی (لکلرک، II / ١٤١؛ نجمآبادی، ٧١٣) و برخی دیگر ابوالبرکات هبةاللـه ابنملکا پزشک یهودی را استاد او در طب شمردهاند (خلیلی، ٢ / ٨).
ابنهبل پس از پایان تحصیل به موصل رفت و پس از مدتی روانۀ آذربایجان شد (قفطی، همانجا) و از آنجا به خلاط در ارمنستان رفت و در خدمت شاه ارمن به طبابت پرداخت (همانجا). وی در خلاط مال فراوان اندوخت و مبلغ هنگفتی به موصل فرستاد (ابن ابی اصیبعه، ١ / ٣٠٤؛ صفدی، همانجا)، اما با وجود جاذبههای مالی خلاط، ابنهبل ظاهراً به علت احساس خطر از جانب پادشاه ارمنستان (قفطی، تاریخ، ٢٣٩)، ناگزیر شد، پس از مدتی آنجا را ترک کند (همو، انباه، همانجا) و بار دیگر راه موصل را در پیش گیرد، اما پیش از اقامت نهایی در موصل، ظاهراً مدتی را نیز در ماردین گذرانده است (ابن ابی اصیبعه، همانجا). به گفتۀ ابن ابی اصیبعه، ابنهبل در ماردین نزد بدرالدین لؤلؤ و نظامالدین ماند، تا آن دو به دست فرمانروای ماردین به قتل رسیدند (همانجا). این واقعه به گفتۀ ابناثیر (١١ / ٥٠٨- ٥٠٩) در ٦٠١ ق / ١٢٠٥ م روی داده است. به گفتۀ منذری، ابنهبل در ٥٩٦ ق / ١٢٠٠ م از موصل برای او اجازه فرستاده است (٢ / ٢٦٧). شاید بتوان گفت ابنهبل در ضمن اشتغال در ماردین یا خلاط، سفرهایی کوتاه به موصل داشته است. وی اواخر عمر را با نابینایی و ناتوانی در موصل گذراند و با این حال از تعلیم باز نماند و در خانهاش به تدریس ادامه داد (قفطی، تاریخ، همانجا؛ ابن ابی اصیبعه، همانجا). پس از مرگ جسدش را در موصل دفن کردند (همو، ١ / ٣٠٥؛ قفطی، همانجا).
ابنهبل را معاصرانش به نیکوکاری و هوشیاری ستودهاند (ابن اثیر، ١٢ / ٣٠٢؛ ذهبی، همانجا). وی اشعاری نیز سروده و در برخی از آنها از اشتیاق خود به دیدار وطنش عراق سخن گفته است (ابن ابی اصیبعه، ١ / ٣٠٥-٣٠٦).
از شاگردان او جز چند تن شناخته نیستند: یوسف بن خلیل دمشقی، زکی بَرزالی و نجیب عبداللطیف از او روایت کردهاند (ذهبی، همانجا). چنانکه گذشت، منذری نیز از او اجازۀ کتبی داشت.
آثـار
الف ـ چاپی
المختار، در ٤ مجلد و مشتمل بر طب نظری و عملی (قفطی، انباه، همانجا؛ ابنعبری، ٢٤١؛ ابن ابی اصیبعه، ١ / ٣٠٦). این کتاب از نمونههای خوب آثار طبی (فیلسوفالدوله، ١ / ٨٩) و از کتب معتبر و در تمدن اسلامی بوده است (نجمآبادی، همانجا). این اثر شامل اصول کلی طب و تشریح اعضا (کتاب اول)، داروهای ساده (کتاب دوم) و مرکب (کتاب سوم) و بیماریها، نشانه ها و درمان آنها (کتاب چهارم) است (فاضل، ٢ / ٨١٥). این اثر با نامهای دیگر مانند المختار فی الطب (ابن ابی صبیعه، همانجا)، مختارات (حاجی خلیفه، ٢ / ١٦٢٤) والمختارات فی الطب (نک : مشار، ٨١٥) نیز شناخته شده است. ابن ابی اصیبعه، تاریخ تألیف آن را ٥٦٠ ق نوشته است (همانجا). المختار در حیدرآباد دکن (١٣٦٢- ١٣٦٣ ق) در ٤ مجلد چاپ شده و قسمتی از آن دربارۀ سنگ کلیه و مثانه به وسیلۀ دوکنینگ به فرانسوی ترجمه و در لیدن (١٨٩٦ م) چاپ شده است (اسکندر، ١٤٩).
ب ـ خطی
١. الآراء و المشاورات، در ٢١ فصل در منطق. نسخهای از آن در پاریس موجود است (دوسلان، ٤١١)؛ ٢. فی النار الفارسیة و اسبابها و علاماتها و علاجاتها، فصلی است از المختار که نسخهای از آن در توبینگن موجود است (GAL, S, I / ٨٩٥)؛ ٣. مقالات. نسخهای از آن در آصفیه موجود است (همانجا).
آثار یافت نشده
الطب الجمالی (ابن ابی اصیبعه، همانجا)، که مؤلف آن را به نام جمالالدین محمد، وزیر اتابکان موصل، معروف به جواد پرداخته است. از سخن حاجی خلیفه در مورد المختار فی الطب و تألیف آن به نام وزیر مذکور چنین بر میآید که المختار همان الطب الجمالی است (٢ / ١٦٢٢). بعضی فهرستنویسان نیز المختار را گزینهای از الطب الجمالی میدانند (فاضل، همانجا)، اما در میان نسخههای خطی پزشکی تألیفی از ابنهبل با عنوان مستقل الطب الجمالی شناخته نیست.
تیس در رسالهای نظریات ابنهبل را در مورد بعضی اعضای بدن مانند قلب، کبد و جز آن مورد بررسی قرار داده است (لینگز، I / ٤٩٨).
ابن هبل پسری به نام شمسالدین ابوالعباس احمد داشت که او نیز مانند پدر طبابت پیشه کرد، به آسیای صغیر رفت و در دربار کیکاووس بن کیخسرو (دوم) به گرمی پذیرفته شد و همانجا درگذشت و جنازهاش را به موصل بردند (ابن ابی اصیبعه، همانجا). از شمسالدین دو پسر دانشمند باقی ماند که به هنگام تألیف عیون الانباء در موصل بودند (همانجا).
مآخذ
ابن ابی اصیبعه، احمد بن قاسم، عیون الانباء، به کوشش آوگوست مولر، قاهره، ١٢٩٩ ق / ١٨٨٢ م؛
ابن اثیر، الکامل؛
ابن عبری، گریگوریوس، تاریخ مختصر الدول، بیروت، ١٩٥٨ م؛
ابن کثیر، البدایة والنهایة، به کوشش احمد ابوملحم و دیگران، بیروت، ١٤٠٧ ق؛
حاجی خلیفه، کشف؛
خلیلی، محمد، معجم ادباء الاطباء، نجف، ١٣٦٥ ق / ١٩٤٦ م؛
ذهبی، محمد بن احمد، المختصر المحتاج الیه من تاریخ ابن الدییثی، بیروت، ١٤٠٥ ق / ١٩٨٥ م؛
صفدی، خلیل بن ایبک، نکت الهمیان، قاهره. ١٣٢٩ ق / ١٩١١ م؛
فاضل، محمود، فهرست نسخههای خطی کتابخانۀ گوهرشاد مشهد، مشهد، ١٣٦٥ ش؛
فیلسوف الدوله، عبدالحسین، مطرح الانظار، تبریز، ١٣٣٤ ق؛
قفطی، علی بن یوسف، انباه الرواة، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ١٣٧١ ق / ١٩٥٢ م؛
همو، تاریخ الحکما، به کوشش بولیوس لیبرت، لایپزیک، ١٩٠٣ م؛
مشار، خانبابا، فهرست کتابهای چاپی عربی، تهران، ١٣٤٤ ش؛
منذری، عبدالعظیم بن عبدالقوی، التکلمة لوفیات النقلة، به کوشش بشار عواد معروف، بیروت، ١٤٠٥ ق / ١٩٨٤ م؛
نجمآبادی، محمود، تاریخ طب در ایران پس از اسلام، تهران، ١٣٥٣ ش؛
نیز:
De Slane;
GAL, S;
Iskandar, A. Z., A Catalogue of Arabic Maruscripts on Medicine and Science, London, ١٩٦٧;
Leclerc, L., Histoire de la médicine arabe, Paris, ١٨٩٣;
Lings, M. and Y. H. Safadi, Third Supplementary Catalogue of Arabic Printed Books in the British Library, London, ١٩٧٧.
یوسف رحیملو