دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢١٩ - ابن مندویه
ابن مندویه
نویسنده (ها) :
سید جعفر سجادی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ مَنْدويه، ابوعلی احمد بن عبدالرحمن، پزشك و گياه ـ داروشناس مشهور ايرانی سدههای ٤ و ٥ق / ١٠ و ١١م و صاحب آثار بسيار در طب. بهرغم شهرت ابن مندويه، از زندگی و بهويژه تحصيلات و اساتيد او آگاهی چندانی در دست نيست. گفتهاند كه از خاندانی بزرگ در اصفهان برخاست و پدرش عبدالرحمن از اديبان برجستۀ روزگار بود و برخی كتاب الشعر و الشعراء ابن مندويه را به او نسبت دادهاند (قفطی، ٤٣٨). وی ظاهراً شاگرد ابوماهر موسی بن يوسف بن سيّار شيرازی بود و از همين طريق شاگرد مكتب علی بن عباس اهوازی به شمار میرود (الگود، ١٩٠).
به نظر میرسد كه ابن مندويه چندان در طب شهرت داشته كه وقتی عضدالدوله ديلمی بنای بيمارستان عضدی را به پايان برد (٣٧٢ق / ٩٨٢م) و از هر گوشه پزشكی ماهر میطلبيد كه در آنجا به كار گمارد، ابن مندويه را نيز از اصفهان به آنجا فراخواند (قفطی، همانجا؛ ابن ابی اصيبعه، ٢ / ٣١). ابن مندويه در طب عملی دستی قوی داشت و افزون بر آن در علم طب نيز صاحبنظر بود. بسياری از آثار او اين مطلب را تأييد میكند، مانند رسالهای كه برای ابومحمد عبدالله بن اسحاق پزشك نوشته و در آن بعضی از طرق معالجات او را رد كرده (ابن ابی اصيبعه، ٢ / ٣٢) و رسالهای ديگر كه براي يوسف بن يزداد پزشك در نفی يكی از اجزاء دارويی تركيبی تأليف كرده است (صفدی، ٧ / ٥٤).
رسالههايی كه وی برای طبيبان اصفهان و شاگردان خود مینگاشت، مورد استفادۀ پزشكان قرار میگرفت (ابن ابی اصيبعه، ٢ / ٣١-٣٢؛ قفطی، همانجا). وی در داروشناسی نيز اعتباری داشت و ابوريحان بيرونی در جای جای صيدنه به او استناد كرده است. ابن ابی اصيبعه از شخصی با عنوان «استاذ الرئيس» ياد میكند كه ابن مندويه رسالهای طبی برای او نوشته و فرستاده است (٢ / ٣١)، شايد بتوان گفت كه مراد وی ابن سينا بوده است. يكی از كتابهای پزشكی ابن مندويه به نام كفاية چندان شهرت يافت كه نظامی عروضی میگويد: طبيب «بايد كه از اين كتب صغار كه استادان مجرب تصنيف كردهاند يكی پيوسته با خويشتن دارد چون ... كفاية ابن مندويه اصفهانی» (ص ٧١). ابن مندويه بر آن بود كه پزشك به علم لغت نيز نيازمند است و رسالهای در همين باب نگاشت (ابن ابی اصيبعه، ٢ / ٣٢).
از تاريخ درگذشت ابن مندويه، همچون تاريخ ولادتش خبری به دست نيامد و دانسته نيست كه برخی از معاصران براساس چه دلايل و قراينی ٤١٠ق / ١٠١٩م (كحاله، ١ / ٢٦٩) يا ٤٤٠ق / ١٠٤٨م (فائق، ٢٩) را تاريخ درگذشت او دانستهاند.
آثـار
نزديك به ٥٠ رساله و كتاب به ابن مندويه منسوب است كه نسخی از آنها در تهران، استانبول، حلب و چستربيتی موجود است و از آن ميان میتوان به اين آثار اشاره كرد: فی اصول الطب و المركبات العطريه؛ فی اوجاع الاطفال؛ فی تدبير الجسد، شامل ٣ رساله خطاب به سه تن از پزشكان؛ فی تركيب طبقات العين؛ فی علاج ضعف البصر؛ الكافی فی الطب، كه به قانون كوچك نيز موسوم بوده است؛ كفاية كه ذكر آن گذشت؛ رسالهای دربارۀ نبض كه آن را به ابن سينا منسوب كردهاند، ولی برخی انتساب آن را به ابن مندويه يا مسكويه درستتر شمردهاند (الگود، ٢٢٣؛ برای نسخ خطی آثار فوق و ديگر آثار ابن مندويه، نك : ابن ابی اصيبعه، ٢ / ٣١-٣٢؛ قفطی، ٤٣٨؛GAS, II / ٣٢٨,٣٢٩).
مآخذ
ابن ابی اصيبعه، احمدبن قاسم، عيون الانباء، به كوشش آوگوست مولر، قاهره، ١٢٩٩ق / ١٨٨٢م؛
ابوريحان بيرونی، صيدنه، ترجمۀ كهن فارسی از ابوبكر كاسانی، به كوشش ايرج افشار و منوچهر ستوده، تهران، ١٣٥٨ش؛
الگود، سيريل، تاريخ پزشكی ايران و سرزمينهای خلافت شرقی، ترجمۀ باهر فرقانی، ١٣٥٦ش؛
صفدی، خليل بن ایبک، الوافی بالوفيات، به كوشش احسان عباس، بيروت، ١٣٨٩ق؛
فائق خطاب، فرات، الكحالة عند العرب، بغداد، ١٣٩٥ق؛
قفطی، علی بن یوسف، تاريخ الحكماء، به كوشش يوليوس ليپرت، لايپزيگ، ١٩٠٣م؛
كحاله، عمررضا، معجم المؤلفين، بيروت، ١٩٥٧م؛
نظامی عروضی، احمدبن عمر، چهار مقاله، به كوشش محمد قزوينی، تهران، ١٣٢٧ش؛
نيز:
GAS.
سید جعفر سجادی