دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٧١ - ابن کتبی
ابن کتبی
نویسنده (ها) :
محمدهادی مؤذن جامی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ كُتْبی، ابوالمحاسن نصيرالدين يوسف بن اسماعيل بن الياس بن احمد (د ٧٥٤ يا ٧٥٥ق / ١٣٥٣ يا ١٣٥٤م)، دانشمند و پزشك شافعی مذهب ايرانی نژاد. در منابع متأخر از او به ابن كبير (مثلاً حاجی خليفه، ٢ / ١٥٧٥) و با القاب كمالالدين (قوصونی، ١ / ٦) و جمالالدين ( آلوارت، V / ٦٢٩) ياد شده است. چنانكه او را جوينی (خطيب، ٢٨(٢) / ٥٧٩؛ زركلی، ٨ / ٢١٧)، خوينی (خديويه، ٦ / ٣١) و خُوَيّی (منسوب به خوی: عيسی بك، ٥٢٤) نيز ناميدهاند.
از زندگی او اطلاع زيادی در دست نيست. برخی زادگاه او را مدينه (عيسی بك، همانجا) و برخی بغداد دانستهاند (زركلی، همانجا). از آنجا كه پدرش مجدالدين بغدادی به «الصاحب» ملقب بوده (نك : عباس، ٢ / ١٧٠، به نقل از ابن قاضی شهبه)، دانسته میشود كه از خاندانی ذی نفوذ برخاسته است؛ ولی او خود از اينكه دانشمندان زمانش علم خود را مايۀ نزديكی به اميران و فرمانروايان میسازند، گلايه داشته است (ابن كتبی، برگ ٣ ب). ابن كتبی به عنوان يك دانشمند شهرت داشت، چنانكه ابن رجب در مشيخۀ خود او را فقيه، مفتی، اصولی و فرضی خوانده است، اما مهارتش در طب او را به عنوان پزشك نيز معروف ساخته است. ابن كتبی مدتی نيز معيد مدرسه مستنصريۀ بغداد بود (عيسی بك، همانجا؛ معروف، ١ / ١٥٨). وی سرانجام در بغداد درگذشت.
آثـار
١. الفرق بين الامراض المشتبهة، كه نسخهای از آن به شمارۀ ٧٣٣٧ در كتابخانۀ توپكاپی موجود است (TS, ٨٤٨)؛ ٢. ما لايسع الطبيب جهله. اين كتاب كه نگارش آن در ٧١١ق به پايان رسيده (خديويه، همانجا)، شامل دو بخش است: بخش اول در مفردات ادويه و اغذيه و بخش دوم در ادويۀ مركبه. ابن كتبی (برگ ٣ الف، ٤ ب) خود دليل فراهم آوردن آن را چنين گفته است: چون كتابی جامعتر از الجامع لمفردات ابن بيطار نيافته، اما در آن تطويل و تكرار و اشتباه و كاستيهای بیشمار يافته، پس به شرح اسامی ادويه و اوزان پرداخته و آنچه را كه ابن بيطار ياد نكرده، يا منافع آنها را برنشمرده بوده، بر آن افزوده است. از اين رو او كتابش را از جهتی مختصر الجامع و از جهتی شرح آن و از جهت ديگری كتابی مستقل دانسته است. وی برای هر بخش مقدمهای مشتمل بر قوانين و احكامی كه شناخت آنها لازم بوده، ترتيب داده است (همو، برگ ٤). لكلرك (II / ٢٦١-٢٦٤) ضمن بحث مفصلی دربارۀ اين كتاب نظر داده است كه دعوی افزايش يا تكميل الجامع لمفردات ابن بيطار از سوی ابن كتبی درست نيست. مايرهوف (مقدمه، ٣٦) نيز اين كتاب او را حاوی اغلاط و اشتباهات بسيار دانسته است. با اينهمه بايد گفت كه مالايسع كه هنوز طبع نشده است، از جهاتی بر اثر ابن بيطار برتری دارد: نخست آنكه ابن بيطار گياهان را بيشتر از ديدگاه گياهشناسی بررسی كرده، در حالی كه ابن كتبی به خواص دارويی آنها توجه داشته و از اين جهت نقش بسزايی در تاريخ علم داروشناسی ايفا كرده است. دوم آنكه اساس آراء ابن كتبی در باب سرعت تأثير داروها و عوامل مؤثر بر آن نيز با مبادی آموزشهای جديد در باب فارماكوكينتيكس (مطالعۀ سير زمانی جذب، توزيع، متابوليسم و دفع داروها و متابوليتهای آنها در بدن) تناقضی ندارد. سوم آنكه ابن كتبی در اثر خود پيروی از گفتار محققان و شنيدههای استادان و تجارب خود را ملاك قرار داده و از ذكر خرافات و خوارق دوری جسته است. سرانجام آنكه اسلوب او در اين كتاب اسلوبی علمی و روان است و با تضمين بجا و بیتكلف آيات قرآنی و احاديث نبوی بر اعتبار و بلاغت آن افزوده است (خطيب، ٢٨(٢) / ٥٨٦- ٥٨٨). از خصوصيات ديگر اين كتاب كه به ترتيب حروف تهجی تنظيم شده، ذكر معنی واژهها و اصل اسامی عقاقير است (ابن كتبی، جم؛ نيز نك : ظاهريه، حمارنه، ٣٥٨) و همان گونه كه خود ذكر كرده (برگ ٣ الف) از اسامی مجهولالهويه پرهيخته است. ابن كتبی علاوه بر آنكه نام فارسی برخی از داروها را آورده (مثلاً آزاد درخت، خون سياوشان، توتيا و اسفند سفيد)، گاه معادل فارسی برخی ديگر از داروها را نيز ذكر كرده است (مثلاً اجّاص = آلوچه؛ اطريه = رشته؛ بطيخ = خربزه؛ بهار = گاو چشم). با اينكه ابن كتبی به اشتباه ديگران در زمينۀ ضبط نام داروها و تشخيص خواص و تشابه برخی از داروها با يكديگر اشاره دارد (برای نمونه، نك : اثرار: برگ ١٠ الف؛ اربيان: برگ ١٣ الف؛ اصطرك و اطيوط: برگ ١٨ الف و جز اينها)، خود نيز در موارد متعدد دچار خطا شده است (مثلاً ببر را شير هندی خوانده است: برگ ٣١ ب؛ نيز نك : مايرهوف، همانجا).
مقايسۀ الجامع ابن بيطار و مالايسع، نوآوريهای ابن كتبی را روشنتر میسازد: مثلاً در الجامع از ببر (برگ ٣١ ب) و تيهان (برگ ٥٣ الف) و درست (برگ ٩٤ الف) سخنی نرفته است؛ يا توضيحات ابن كتبی دربارۀ برطانيقی (برگ ٣٣ الف؛ قس: ابن بيطار، ١ / ٨٨) ترنجبين (برگ ٤٩ ب؛ قس: ابن بيطار، ١ / ١٣٧) و دراج (برگ ٩ الف؛ قس: ابن بيطار، ٢ / ٩٢) بيشتر است. به نظر میرسد كه اين كتاب در تصحيح دقيق و كامل الجامع يكی از بهترين منابع باشد، زيرا كه در موارد متعددی عبارات ابن بيطار را عيناً تكرار كرده يا شبيه آنها را آورده است. برای تصحيح اغلاط الجامع، میتوان به عنوان نمونه از دستنبويه (ابن كتبی، برگ ٩٤ الف) نام برد كه در طبع حاضر الجامع ابن بيطار دسيبويه (٢ / ٩٢) ضبط شده است (برای نمونۀ نقل واژه به واژه از الجامع، میتوان از يك مورد پيش گفته يعنی دراج ياد كرد كه قسمت اول و غير ابتكاری از آن از اثر ابن بيطار نقل شده است).
از مالايسع چند گزيده و خلاصه نيز فراهم آمده است. يكی به عنوان جامع المنافع البدنية كه داوود بن عمر انطاكی آن را فراهم آورده است (هدايت حسين، شم ٣٦٢؛ بانكيپور، IV / ١٥٠؛ قس: ظاهريه، خيمی، ٢ / ٣٥٩، كه به خطا آن را به ابن كتبی نسبت داده است؛ نيز همان، حمارنه، ٣٥٧). همچنين منتخبی مجهولالمؤلف در كتابخانۀ دكتر سامی ابراهيم حداد (حداد، ١٠٥) موجود است. حسن بن عبدالرحمن از نويسندگان ديوان در عصر سلطان مراد سوم، اين كتاب را به تركی برگردانيد و نسخههايی از آن در كتابخانههای تركيه مضبوط است (حاجی خليفه، همانجا؛ ششن، ٢٢٣). از مالايسع نسخههای بسيار در آسيا (ايران، تركيه، عراق، لبنان، سوريه و هندوستان)، اروپا (آلمان، ايتاليا، فرانسه، انگلستان و ايرلند) و افريقا (مصر و مراكش) و آمريكا موجود است (برای اطلاع از برخی نسخ اين كتاب و فهرست كتابخانههايی كه اين نسخهها نگهداری میشود، نك : منجد، ٥(١) / ٢٦٧؛ خديويه، همانجا؛ خطيب، ٢٨(٢) / ٥٩١- ٦٠٩؛ ظاهريه، خيمی، ٢ / ٤١٠-٤١١؛ ششن، ٢٢١-٢٢٣؛ زركلی، همانجا؛ علوچی، ٤٨٧- ٤٨٨؛ كحاله، معجم، ١٣ / ٢٧٤، مستدرك، ٨٤٦؛ مركزی، ٣ / ٨٠٥-٨٠٦؛ ملك، ١ / ٦٢٨- ٦٢٩؛ حتی، شم ١١٠٦؛ اولمان، ٢٨٥؛ آمبروزيانا، شم TS;
GAL, II / ٢١٩;
GAL, S, II / ٢١٩;
٣٦، شم ٧٣٣٤). احمد مضر صقال بخشهايی از آن را در كتاب علم النبات و الادوية المفردة بین ابن البیطار و ابن الکتبی من خلال کتاب الجامع لمفردات الاغذیة و الادوية و كتاب ما لايسع الطبيب جهله در كويت (١٩٨٣م) به چاپ رسانده است.
مآخذ
ابن بيطار، عبدالله بن احمد، الجامع لمفردات الادوية و الاغذية، دارالمدينة، ١٢٩١ق؛
ابن كتبی، يوسف بن اسماعیل، مالايسع الطبيب جهله، نسخۀ خطی كتابخانۀ مركزی تهران، شم ١٩٩٩؛
حاجی خليفه، كشف؛
حداد، فريد سامی، فهرس المخطوطات الطبية العربية، حلب، ١٤٠٤ق / ١٩٨٤م؛
خديويه، فهرست؛
خطيب، درية و احمد مضر صقال، «مالايسع الطبيب جهله»، مجلة المخطوطات العربية، كويت، ١٤٠٤-١٤٠٥ق / ١٩٨٤م، شم ٢٨؛
زركلی، اعلام؛
ششن، رمضان و ديگران، فهرس مخطوطات الطب الاسلامی، استانبول، ١٩٨٤م؛
ظاهريه، خطی (الطب و الصيدله)، خيمی؛
همان، حمارنه؛
عباس، صالح مهدی، تعليقات بر الوفيات ابن رافع، بيروت، ١٤٠٢ق / ١٩٨٢م؛
علوچی، عبدالحميد، تاريخ الطب العراقی، بغداد، ١٣٨٧ق / ١٩٦٧م؛
عيسی بك، احمد، معجم الاطباء، قاهره، ١٣٦١ق / ١٩٤٢م؛
قوصونی، مدين بن عبدالرحمن، قاموس الاطباء، دمشق، ١٣٩٩ق / ١٩٧٩م؛
كحاله، عمررضا، معجم المؤلفين، بيروت، ١٣٥٧ق؛
همو، المستدرك علی معجم المؤلفين، بيروت، ١٤٠٦ق؛
مركزی، خطی؛
معروف، ناجی، تاريخ علماء المستنصرية، قاهره، دارالشعب؛
ملك، خطی؛
منجد، صلاحالدين، «مصادر جديدة عن تاريخ الطب عندالعرب»، مجلة معهد المخطوطات العربية، ١٣٧٨ق / ١٩٥٩م، شم ٥؛
نيز:
Ahlwardt;
Ambrosiana;
Bankipore;
GAL;
GAL, S;
Hidayat Husain,M., Catalogue of the Arabic Manuscripts in the Būhār Library, Calcutta, ١٩٢٣;
Hitti, Philip K.et al., Garrett Collection of Arabic Manuscripts, Princeton, ١٩٣٨;
Leclerc, Lucien, Histoire de la médecine arabe, Paris,١٨٧٦;
Meyerhof, M., introd.. Šarḥ asmā’al-ʿuqqār de Maïmonide, Le Caire, ١٩٤٠;
TS;
Ullmann, Manfred, Die Medizin im Islam, Leiden / Köln, ١٩٧٠.
محمدهادی مؤذن جامی