دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٦٨ - ابن قف
ابن قف
نویسنده (ها) :
یوسف رحیم لو
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ قُفّ، امينالدوله ابوالفرج بن موفقالدين يعقوب بن اسحاق كَرَكی (٦٣٠-٦٨٥ق / ١٢٣٣-١٢٧٦م)، پزشك و نويسندۀ مشهور مسيحی سوری. با آنكه نام، شهرت و دين او و نيز نام پدرش در آغازِ برخی از نسخههای آثار او آمده (ريو، ٥٤٥؛ اسكندر، ١١٤؛ ابن قف، العمدة، ١ / ٢)، ولی حاجی خليفه لقب او را امينالدولة والدين و نامش را ابوالفرج يعقوب آورده است (١ / ٥٦٥، ٢ / ١٠٢٣، ١١٦٦، ١٢٦٨) و از آن پس نويسندگان ديگر همين اشتباه را تكرار كردهاند (مثلاً بغدادی، ٢ / ٥٤٥؛ لكلرك، II / ٢٠٣). بعضی ديگر از محققان معاصر او را با ابوالفرج ابن عبری، مؤلف مختصر الدول، يكی دانستهاند (نك : همانجا؛ آلوارت، IX / ٥٢). پدر او از مسيحيان كرك (در خاور بحرالميت، در اردن) بود و در روزگار الملكالناصر يوسف بن محمد ايوبی (٦٣٤- ٦٥٨ق) در صَرخد به شغلی ديوانی گمارده شد (ابن ابی اصيبعه، ٢ / ٢٧٣) و در همين ايام با ابن ابی اصيبعه آشنايی و پيوندی دير پا يافت (همانجا؛ حمارنه،«ابن قف»، ٢٣٨). همين دوستی سبب شد كه ابن ابی اصيبعه به خواهش او، پسرش ابوالفرج را به شاگردی بپذيرد. ابن ابی اصيبعه از هوشمندی، متانت، كمحرفی و علاقهمندیِ شاگرد خود به دانستن احوال دانشمندان ياد كرده است (همانجا) و جامعترين شرح حال ابن قف را نيز در اثر مشهور همو میتوان يافت؛ اگرچه به احتمال، اطلاعات مربوط به سالهای پس از ٦٦٨ق دربارۀ ابن قف را شاگردان ابن ابی اصيبعه به كتاب افزودهاند (نك : ه د، ابن ابی اصيبعه، موفقالدين).
ابوالفرج كتابهای المسائل حنين بن اسحاق، الفصول و تقدمة المعرفۀ بقراط و نيز آثار رازی را نزد ابن ابی اصيبعه خواند و مقدمات ضروری طب، شناخت انواع بيماری و راههای مداوای آنها را فراگرفت (ابن ابی اصيبعه، همانجا). پس از چندی همراه پدر به دمشق رفت و نزد دانشمندان آن ديار نيز به شاگردی پرداخت. طب را نزد حكيم نجمالدين بن منفاخ و موفقالدين يعقوب سامری، فلسفه را نزد شيخ شمسالدين عبدالحميد خسروشاهی و عزالدين حسن غنوی ضرير و هندسه را نزد شيخ مؤيدالدين عرضی فراگرفت. با اينهمه به طب بيش از ساير دانشها اقبال داشت و در آغاز كار چند سال در دژ عجلون طبابت كرد و سپس به دمشق بازگشت (همانجا). وی به رغم اشتغال به معالجۀ سپاهيان مملوكی، از مشهورترين استادان طب زمان خود در سوريه بود و نيز به داشتن آثار بسيار شهرت داشت (حمارنه، همانجا). از شاگردان او كه از ولايات مختلف به محضرش میآمدند، ذكری به ميان نيامده است (نك : ابن صقاعی، ٤٣). ابن قف بیشك يكی از پزشكان برجستۀ ٧ق است و در رديف بزرگترين پزشكان عرب و مسلمان به شمار آمده است. بايد به خاطر داشت كه جريان جنگهای صليبی در سوريه و فلسطين، در شكوفايی علمی او، به ويژه در فن جراحی، تأثير بسزايی داشت، زيرا وی پيوسته میبايست به عنوان پزشك و جراح به مداواي مجروحان جنگی بپردازد. ابن قف در تأليفات طبی به دو جنبۀ نظری و عملی توجه داشت. ابن ابی اصيبعه (٢ / ٢٧٣، ٢٧٤) از نوشتههای او نه اثر را نام برده است. محققان اخير نام دو اثر ديگر را به آن فهرست افزودهاند (حمارنه، همان، ٢٣٩).
آثار
١. الاصول فی شرح الفصول (ابن ابی اصيبعه، ٢ / ٢٧٣؛ حاجی خليفه، ٢ / ١٢٦٨)، در ٢ مجلد و شرحی است بر كتاب الفصول بقراط، شامل ٧ مقاله كه در ٦٨١ق نوشته شده و يكی از مفصلترين و مهمترين شروح الفصول بقراط به شمار میرود. ابن قف اين كتاب را به درخواست يكی از شاگردان خود شرح كرده و ايرادات رازی و ديگران را بر آن ياد كرده است. وی برای هر اصطلاح آن بحثی ويژه ترتيب داده است (حمارنه، ٦٥؛ ظاهريه، حمارنه، ٢١٧؛ ريو، ٥٤٥). بحثهای مؤلف در اين كتاب بيشتر گرايشهای فلسفی او را مینماياند، تا آراءِ تازه و مستقل پزشكی وی را (حمارنه، «ابن قف»، ٢٣٨). كهنترين نسخۀ اين اثر كه فقط شامل نخستين جلد آن است، در ٦٨٣ق كتابت شده و سپس به نظر ابن قف رسيده و تصحيح شده است. اين نسخه در كتابخانۀ بلديۀ اسكندريه موجود است (ظاهريه، همانجا؛ برای نسخههای ديگر، نك : ريو، ٥٤٥-٥٤٦؛ دوسلان، شم ٢٨٢٤). خلاصهای از اين كتاب در ١٩٠٢م توسط بشارة زلزل در اسكندريه منتشر شده است (حداد، ٣٤؛ سركيس، ٢١٧).
٢. جامع الغرض فی حفظ الصحة و دفع المرض، كتابی است در حفظ تندرست و پيشگيری از بيماريها كه در ٦٠ فصل تنظيم شده است. به گفتۀ خود نويسنده (صص ٩٩-١٠٠)، اين كتاب اثری است موجز و پرمايه كه بر اصول و قواعد استوار بنا شده و به كتابخانۀ بهاءالدين علی وزير ملك ظاهر بيبرس (حك ٦٦٠-٦٧٦ق / ١٢٦٠-١٢٧٧م) و دو پسرش فخرالدين و محيیالدين اهدا شده است (همانجا؛ قس: حمارنه، مقدمه بر جامع، ١٣). ظاهراً او پزشك خانوادگی اين خاندان بوده است. اين كتاب به تصحيح سامی خلف حمارنه در عمان (١٤٠٩ق / ١٩٨٩م) منتشر شده است. چنانكه از متن اين كتاب پيداست، ابن قف همواره نظر خود را به بررسی بهداشت عمومی و ضرورت پيشگيری از بيماريها معطوف میكرد. وی بر اين باور بود كه پيشگيری از درمان بهتر است. چه، اگر پزشك نسبت به حفظ بهداشت عمومی توانا باشد، نه تنها به عنوان يك پزشك، بلكه به عنوان جامعهشناس و روانشناس میتواند به خدمت جامعه درآيد. ابن قف ٥ اصل عمده برای حفظ صحت پيشنهاد كرده كه پزشكان يونانی نيز به اين اصلها آگاه بودند: الف ـ رعايت اصول بهداشتی و حفظ و نگهداری آن و دوری از عوامل زيانآور؛ ب ـ فراغ بال و آسودگی فكر؛ ج ـ بهداشت غذا و رعايت رژيم غذايی مناسب؛ د ـ وضع مالی مناسب؛ ه ـ دارا بودن صفاتی چون بخشندگی، حضور ذهن و دوری از خودخواهی (حمارنه، همان، ١٨-١٩).
تأليف كتاب جامع الغرض در ٦٧٤ق / ١٢٧٥م در دمشق پايان يافت و از لحاظ زمانی بر دو كتاب العمدة و الاصول او مقدم است (همو، ٦٩). حمارنه، مصحح كتاب، بر آن است كه كتاب جامع الغرض از ساير آثار مشابه كه در دوران طلايی عربی اسلامی نوشته شده، از لحاظ محتوا، جامعيت و درستی تعبير، بهتر و برتر است (ص ٧٢). ٥٨ فصل اول اين كتاب مربوط به حفظ بهداشت و راههای پيشگيری از بيماريهاست و فصل ٥٩ در خريد بردگان و فصل پايانی در قيافهشناسی (فراست) است. ابن قف در فصل نخست كتاب، بحث ارزندهای دربارۀ جنينشناسی، تولد و رشد كودك و اصول تربيت اوليۀ نوزاد مطرح كرده است (ص ١٠٣ به بعد). اطلاعات او دربارۀ چگونگی جنين در رحم به قدری دقيق و جامع است كه میتوان حدس زد اين اطلاعات را از قابلهای كسب كرده بوده است (حمارنه، مقدمه بر جامع، ١٦).
ابن قف پاكيزگی آب و هوا را بسيار مهم میشمارد و در فصل ١٥ به اين موضوع میپردازد (ص ١٧٦ به بعد). به نظر او انسان بدون خوردن و آشاميدن و حتی خوابيدن میتواند برای مدتی به زندگی ادامه دهد، اما بدون هوا قادر به اين كار نيست. در مورد استعمال داروها عقيده داشت كه از افراط در مصرف آنها خودداری شود (حمارنه، ٨٧). وی ورزش و تمرين بدنی را برای مراقبت از تن و روان لازم میداند. ابن قف حتی در فصل ٣٠ به بررسی عادات انسان پرداخته و بر آن است كه پزشك میباید از وضع خوراك، پوشاك، استحمام، كار و تمرين بدنی بيمار آگاه باشد و اگر اين امور مغاير با تندرستی است، وظيفۀ پزشك است كه در تغيير آن عادات بكوشد (ص ٢٧١ به بعد). نويسنده برای تغذيۀ مناسب و رعايت وعدههای غذا اهميت خاصی قائل شده (فصل ١٨) و خوردن گوشت سفيد (ماهی) را بر گوشت قرمز ترجيح داده است.
از اين اثر ترجمهای به لاتين موجود است (ووستنفلد، ١٤٦؛ حمارنه، «ابن قف»، ٢٣٩) و ويدمان، بخشی از اين كتاب [فصل ٤٧] را به نام وصف الحيّات و الثعابين به آلمانی برگردانده است (نك : ويدمان، ٤٦).
٣. الشافی فی الطب، در ٤ مجلد (ابن ابی اصيبعه، ٢ / ٢٧٣؛ حاجی خليفه، ٢ / ١٠٢٣؛ ابن شاكر، ٩ / ٤٣١). نسخهای مشتمل بر مقالههای هشتم تا دوازدهم كتاب از عصر خود مؤلف، نوشته شده در ٢٥ صفر ٦٧٢، موجود است (حسينی، ٨٢؛ برای نسخ ديگر، نك : احسان اوغلی، ٨٣؛ بانكيپور، IV / ١٣٧) حاجی خليفه، (٢ / ١٠٢٣) كتابی با همين عنوان را به ابن ملك نسبت داده و همين معنی سبب گمراهی مؤلف فهرست بانكيپور در تعيين نام مؤلف اين كتاب شده (IV / ١٣٧) و لكلرك هم گمان برده كه ابن قف اين كتاب را با همكاری شخصی به نام ابن ملك نوشته است (II / ٢٠٣).
٤. شرح الكليات من كتاب القانون، در ٦ مجلد (ابن ابی اصيبعه، ٢ / ٢٧٣؛ ابن شاكر، همانجا). شارح در آغاز اين شرح گويد: وی از فخرالدين رازی سرمشق گرفته، نظر افضلالدين خونجی (خُنجی) و ايرادات او را بر رازی بررسی كرده و اعتراضات نجمالدين ابن منفاخ و پاسخهايش را بر آن افزوده و همچنين گزيدهای از گفتار ابن جُميع پزشك را از كتاب تنقيح القانون او آورده و سرانجام اثر خود را به كتابخانۀ منصور بن محمد قلاوون (حك ٦٧٨- ٦٨٩ق) اهدا كرده است (حاجی خليفه، ٢ / ١٣١٢-١٣١٣). به گفتۀ كاتب نسخۀ العمدة (از سدۀ ٨ق / ١٤م)، شرح ابن قف بر قانون با شرح ابن نفيس بر آن كتاب برابری میكند. همو از قطبالدين شيرازی نقل كرده است كه دو شرح مذكور بزرگترين شروح دهگانۀ قانون هستند (حداد، ٩٤). نسخهای از اين اثر در كتابخانۀ ظاهريه در دمشق موجود است (ظاهريه، خيمی، ٢ / ٣٧٨- ٣٧٩).
٥. العمدة فی صناعة الجراح (ابن ابی اصيبعه، ٢ / ٢٧٣-٢٧٤)، كه با نامهای مختلف از آن ياد شده است: العمدة فی الجراح (ابن شاكر، همانجا)، عمدة الجراحين (حاجی خليفه، ٢ / ١١٦٦)، عمدة الاِصلاح فی عمل صناعة الجراح (بغدادی، ٢ / ٥٤٦)، العمدة فی الجراحة (ابن قف، العمدة، ١ / ٣). اين كتاب در ٢٠ مقاله (٢ باب، هر باب در ١٠ فصل) مشتمل بر مباحث نظری و عملی جراحی است كه نظر ابن قف را به علت همزمانی با جنگهای صليبی به خود معطوف داشته بود (رنان، ٣٢٨). العمدة پاسخگوی همۀ نيازهای يك جراح در سدۀ ٧ق بود (ابن ابی اصيبعه، ٢ / ٢٧٤؛ سارتن، ٢(٢) / ٢٣٤٤). اين كتاب مفصلترين كتاب جراحی عربی سراسر سدههای ميانی به شمار میرود (حمارنه، «ابن قف»، ٢٣٨) و ابن قف ( العمدة، ١ / ٢) آن را به سبب شكوۀ يكی از جراحان زمان از فقدان كتاب مرجعی برای اهل اين فن نوشته است. در باب اول اين تأليف شرحی دربارۀ كالبدشناسی و آسيبشناسی بر مبنای اخلاط چهارگانه آمده است. در باب دوم از ادويۀ مفرده، طبقهبندی بيماريها برحسب اخلاط، بيماريهای غيرمربوط به اخلاط، جراحات، مخصوصاً زخمهای تير، مداوا با سوزاندن،
اعمال جراحی، زايمان و چهار روش برای ختنه كردن بحث كرده است. يكی از اين چهار روش ظاهراً ابتكار خود ابن قف بوده است (لكلرك، II / ٢٠٤). مؤلف در اين كتاب روشی تازه برای درآوردن سنگ مثانۀ زنان مطرح كرده است (سارتن، ٢(٢) / ٢٣٤٥). از مباحث ابتكاری ديگر وی در اين اثر وصف مويرگها و چگونگی كار دريچههای قلب با دقتی حاكی از مشاهدۀ بسيار دقيق در حدود ٤ قرن پيش از تحقيقات مالپيگی ايتاليايی (د ١٦٩٤م) است كه در اين زمينه از ميكروسكوپ استفاده كرده است (رنان، حمارنه، همانجاها). ابن قف درروزگارخود نياز به يكسان سازی اوزان و مقادير رايج در پزشكی و داروسازی را احساس كرد ( العمدة، ٢ / ٢٣٣) و همكاران خود را در سرزمينهای اسلامی به حركت در اين سمت فراخواند، اما اين فراخوانی به سبب حركت جوامع اسلامی در جهات فكری ديگر بیپاسخ ماند (حمارنه، همانجا). نسخهای خطی از العمدة كه در ٦٧٦ق از روی نسخۀ اصل مؤلف استنساخ و مقابله شده، در تهران (شورا، ١١ / ٩٧- ٩٨) موجود است (برای نسخ ديگر، نك : حداد، ٩٤، ٩٥؛ مجلة، ٥(٢) / ٢٦٧). اين كتاب در ١٣٥٦ق در حيدرآباد دكن در ٢ مجلد منتشر شد. شپيس و مولر ـ بوتو بخشهايی از اين كتاب را به آلمانی ترجمه كردهاند (حداد، ٩٥).
ساير آثار ابن قف از اين قرارند: ٦. مقالة فی حفظ الصحة؛ ٧. حواش علی ثالث القانون، كه هر دو ناتمام است؛ ٨. شرح الاشارات؛ ٩. المباحث المغربية (ابن ابی اصيبعه، ٢ / ٢٧٣، ٢٧٤)؛ ١٠. زبدة الطب؛ ١١. رسالة فی منافع الاعضاءِ الانسانية (حمارنه، همان، ٢٣٩).
مآخذ
ابن ابی اصيبعه، احمدبن قاسم، عيون الانباء، به كوشش آوگوست مولر، قاهره، ١٢٩٩ق / ١٨٨٢م؛
ابن شاكر كتبی، محمد، عيون التواريخ، نسخۀ عكسی موجود در كتابخانۀ مركز؛
ابن صقاعی، فضلالله بن ابی الفخر، تالی كتاب وفيات الاعيان، به كوشش ژاكلين سوبله، بيروت، ١٩٧٤م؛
ابن قف، ابوالفرج بن یعقوب، جامع الغرض فی حفظ الصحة و دفع المرض، به كوشش سامی خلف حمارنه، اردن، ١٤٠٩ق / ١٩٨٩م؛
همو، العمدة فی الجراحة، حيدرآباد دكن، ١٣٥٦ق؛
احسان اوغلی، اكملالدين و ديگران، فهرس مخطوطات الطب الاسلامی، استانبول، ١٤٠٤ق؛
بغدادی، هديه؛
حاجی خليفه، كشف؛
حداد، فريد سامی، فهرس المخطوطات الطبية العربية فی مكتبة الدكتور سامی ابراهيم حداد، حلب، ١٤٠٤ق؛
حسينی، احمد، دليل المخطوطات (تراثنا)، ١٤٠٦ق، س ١؛
حمارنه، سامی خلف، مقدمه بر جامع (نك : ابن قف در همين مآخذ)؛
رنان، كالين، تاريخ علم كمبريج، ترجمۀ حسن افشار، تهران، ١٣٦٦ش؛
سارتن، جورج، مقدمه بر تاريخ علم، ترجمۀ غلام حسين صدری افشار، تهران، ١٣٥٧ش؛
سركيس، يوسف اليان، معجم المطبوعات العربية و المعربة، قاهره، ١٣٤٦ق / ١٩٢٨م؛
شورا، خطی؛
ظاهريه، خطی (الطب و الصيدلة)، حمارنه؛
همان، خيمی؛
مجلة معهد المخطوطات العربية، جامعة الدول العربية، قاهره، ١٣٧٩ق / ١٩٥٩م؛
ويدمان، آيلهارت، مجموعة مقالاته فی تاريخ العلوم العربية و الاسلامية، فرانكفورت، ١٤٠٤ق؛
نيز:
Ahlwardt;
Bankipore;
De Slane;
Hamarneh, S. K., «Ibn Al-Quff», Dictionary of Scientific Biography, New York, ١٩٧٥, vol. XI;
id, Introd. Jamical-Gharad (vide: PB, ebn-e qoff, jāmi’) Iskander, A. Z., A Catalogue of Arabic Manuscripts on Medicine and Science, London, ١٩٦٧;
Leclerc, L., Histoire de la médicine arabe, Paris, ١٨٧٦;
Rieu, Ch., Supplement to the Catalogue of the Arabic Manuscripts in the British Museum, London, ١٨٩٤;
Wüstenfeld, F., Geschichte der arabischen Arzte und Naturforscher, New York, ١٩٧٨.
یوسف رحیملو