دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٢٠ - ابن طملوس
ابن طملوس
نویسنده (ها) :
سید جعفر سجادی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ طَمْلوس، ابوالحجاج یوسف بن محمد (٥٥٩-٦٢٠ق / ١١٦٤-١٢٢٣م)، پزشک و فیلسوف اندلسی. در مورد کنیه و شهرت و نیز نام پدر وی در مآخذ موجود آشفتگیهایی به چشم میخورد. کاتب المدخل الصناعة المنطق اثر معروف ابن طملوس، در آغاز کتاب، او را ابوالحجاج محمد خوانده، ولی ابن ابی اصیبعه (٢ / ٨١) کنیهاش را ابواسحاق دانسته است. ابن ابّار یک جا (٣ / ٧٣٨) نام پدرش را احمد و در جای دیگر (نک: بلفیقی، ١٨٢) محمد دانسته است. در التکملة (ابن ابار، همانجا) «ابن طملوس» به غلط «ابن طحلوس» ضبط شده است. دربارۀ واژۀ «طملوس» اطلاع دقیقی نداریم. نالینو (ص ١٧٠) آن را شکل تحریف شدۀ بارتولومایوس یا پتولمایوس (بطلمیوس) دانسته و گویا در مجموعهای هم که یکی از رسایل ابن طملوس در آن آمده، نام او یوسف بن بطلمیوس ضبط شده است (جامعه، ٥(١) / ١٨١). ابن طملوس در جزیرۀ شقر از توابع بلنسیه متولد شد (ابن ابار، همانجا؛ پالنثیا، ٣٦٢) و همانجا رشد یافت. اگرچه از جزئیات دقیق محل تحصیل و استادان او آگاهی در دست نیست، ولی نزد ابن وداح لحمی و به احتمال قریب به یقین نزد ابن رشد، فیلسوف و پزشک معروف، و کسانی چون ابوعبدالله ابن حمید، قاضی بلنسیه، ابوالقاسم ابن وضاح طب و فلسفه و علم دین و ادب آموخت (ابن ابار، ٣ / ٧٣٨، ٧٣٩؛ EI٢). از اینجا میتوان دانست که وی احتمالاً در قرطبه به شاگردی ابن رشد رفته بوده است. ابن طملوس خود هیچ اشارهای به شاگردیش نزد ابن رشد نکرده و گویا خواسته است چنان بنمایاند که منطق را از روی برخی از آثار غزالی و فارابی فراگرفته است (صص ١٣، ١٤). مغضوب واقع شدن ابن رشد از سوی علمای عصر و تبعید او به دست منصور موحدی، البته سبب این سکوت بوده است تا مورد لعن و تکفیر واقع نگردد. چنانکه در مقدمۀ کتاب المدخل که در آن اجمالاً به سیر تحولات فکری و علمی اندلس پرداخته، به علمای ظاهری سخت تاخته و آنان را مخالف علم و اندیشه خوانده و یادآور شده که این کسان، کتابهای غزالی را بسوختند و عالمانی چون بقیبن مخلد را به چوب تکفیر براندند (صص ٩-١٢). با اینهمه ابن طملوس مدتی به جای ابن رشد، طبیب مخصوص ابویوسف یعقوب المنصور موحدی شد (پالنثیا، ٣٦٣) و سپس همین منصب را در دربار محمد الناصر موحدی یافت تا سرانجام در زادگاه خود، جزیرۀ شقر درگذشت (ابن ابن اصیبعه، همانجا).
ابن طملوس را که مردی متدین و نرمخو بود و به علوم اوایل میپرداخت و در ادب دستی قوی داشت، یکی از بزرگترین دانشمندان اندلس و در واقع آخرین پزشک مشهور شرق آن دیار خواندهاند (ابن ابار، ٣ / ٧٣٩). پالنثیا احتمال داده که وی شرح و تفسیر منطقِ ارسطو را نزد ابن رشد خوانده و با مالک بن وهیب، منطقی مشهور عصر خود، در این ابواب مباحثات طولانی داشته است. نیز، بنابر گفتۀ او، منقولاتی از کتاب تصنیف العلوم (؟) فارابی دارد که ظاهراً منظور پالنثیا احصاءالعلوم بوده است (صص ٣٦٢، ٣٦٣). وی شعر نیز میسرود (نک: بلفیقی، همانجا؛ ابن شاکر، ٤ / ٣٥٧).
آثـار
آنچه از آثار ابن طملوس شناخته شده بدین قرار است: شرح الفیة یا ارجوزۀ ابن سینا در طب که آن را برای یکی از امرای موحدی تألیف کرد. از این شرح نسخهای در مجموعۀ شمارۀ ٧٤ کتابخانۀ عبدالحی کتانی و نسخۀ دیگری در کتابخانۀ احمدیۀ تونس به شمارۀ ٥٣٥٥ موجود است (جامعه، ٥(١) / ١٨١، ٢٦٥). رنو مقالهای دربارۀ این رساله نوشته است ( ایندکس، ١٦٠)؛ رسالۀ کوچکی به نام «دربارۀ قضایای ممکن و واجب» که اشتاین اشنایدر آن را به عبری ترجمه کرده است (سارتن، II(٢) / ٤٦٠)؛ «شرح بر تحلیلات اولی و عبارت ارسطو» که نسخهای از آن در اسکوریال موجود است (ESC٢، شم ٦٤٩)؛ اما مهمترین اثر ابن طملوس المدخل لصناعة المنطق نام دارد. این کتاب رسالهای کامل در منطق بر اساس آراء و اقوال غزالی و فارابی و ارسطو است که در مقدمۀ آن به سیر تحولات فکری و علمی اندلس پرداخته است. جلد اول این کتاب، شامل مقولات و کتاب العبارة با ترجمۀ اسپانیایی آن توسط آسین پالاسیوس در ١٩١٦م در مادرید به چاپ رسیده است.
مآخذ
ابن ابار، محمد بن عبدالله، التکملة، به کوشش ف. کودرا، مادرید، ١٨٨٢م؛
ابن ابی اصیبعه، احمد بن قاسم، عیون الانباء، به کوشش آوگوست مولر، قاهره، ١٨٨٢م؛
ابن شاکر کتبی، محمد، فوات الوفیات، به کوشش احسان عباس، بیروت، ١٩٧٤م؛
ابن طملوس، یوسف بن محمد، المدخل لصناعة المنطق، به کوشش آسین پالاسیوس، مادرید، ١٩١٦م؛
بلفیقی، ابراهیم بن محمد، المقتضب من کتاب تحفة القادم ابن ابار، به کوشش ابراهیم ابیاری، بیروت، دارالکتاب اللبنانی؛
پالنثیا، آنخل گنثالث، تاریخ الفکر الاندلسی، ترجمۀ حسین مؤنس، قاهره، ١٩٥٥م؛
جامعه، خطی؛
سارتن، جورج، مقدمه بر تاریخ علم، ترجمۀ غلام حسین صدری افشار، تهران، ١٣٥٧ش؛
نیز:
EI٢;
ESC٢;
Index Islamicus, ١٩٧٩;
Nallino, C. A., “Abū Aflaḥ, arabo siracusano o saragozzano?”, RSO, Rome, ١٩٣١-١٩٣٢, vol. XIII;
Sarton, George, “Selected Bibliography of Introduction to the History of s cien ce” (نک : سارتن در مآخذ فارسی)
جعفر سجادی