روح از نظر دين، عقل و علم روحى جديد - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٠٠ - آيا همه اين افراد واقعا مرده بودند؟
سپس نويسنده دلائل سهگانهاى را براى عدم نتيجه مفيد در فرض نصب دستگاه مذكور بيان داشته است.
٣- مرگ با علائم غير قابل برگشت اعمال حياتى.
يقيناً، براساس اين تعريف، هيچكدام از موارديكه تا كنون به شرح آنها پرداختهايم وارد اين خط نخواهند شد.[١]
مؤلف مذكور تمايل به پذيرش تعريف سوم براى مرگ دارد و بر اساس آن، بيان مفصلى را ذكر مىكند.
فقير ميگويد هدف ما اثبات روح بود كه از مطالب مذكور بدست آمده هرچند كه مرگ افراد مذكور باطل باشد، و بعبارت ديگر، مردن افراد مذكور و يا بقاى حيات آنان در آن لحظات ربطى به وجود روح و مشاهدات او ندارد.
ما اين فصل را با ذكر سه مطلبى مختصر از كتاب مذكور به پايان مىبريم.
(أول) در اثناى رؤيا باور داريم كه اشخاصى كه در برابر چشم، چشمى كه در خواب بسته است مىبينند و با ارواح صحبت مىكنند، صحبت آنها را مىشنوند و از آنها صحبت ميكنند، و صحنهها بطور حقيقى برقرار مىگردند. بطور يقين اين نه شبكيه چشم و نه عصب باصره است كه مىبيند و نيز گوش نيست كه مىشنود بلكه سلولهاى مغزى هستند كه به تنهائى مشغول به كار ميشوند با اين مقدمه ارواحى كه آشكار مىگردند ممكن است سوبژكتيو باشند.
[١] - همان مدرك.