روح از نظر دين، عقل و علم روحى جديد - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٢٨ - خاتمه
رِسالَةَ رَبِّي وَ نَصَحْتُ لَكُمْ وَ لكِنْ لا تُحِبُّونَ النَّاصِحِينَ (الاعراف ٧٧- ٧٩).
حضرت صالح (ع) گويا پس از نابودى قوم با آنان صحبت نموده مىگويد، حتى اكنون كه به وسيله زلزله هلاك شدهايد بازهم نصيحت كنندگان را دوست نداريد؟! خطاب با مردگان اگر ارواح آنان زنده و شنوا بناشند لغو خواهد بود.
٢- فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دارِهِمْ جاثِمِينَ ... الَّذِينَ كَذَّبُوا شُعَيْباً كانُوا هُمُ الْخاسِرِينَ فَتَوَلَّى عَنْهُمْ وَ قالَ يا قَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ رِسالاتِ رَبِّي وَ نَصَحْتُ لَكُمْ فَكَيْفَ آسى عَلى قَوْمٍ كافِرِينَ. (الاعراف ٩١- ٩٣).
حضرت شعيب (ع) نيز امت هلاك شده خود را مخاطب قرار داده و با آنان صحبت مىكند. ممكن است بگوئيم اين دو آيه بر حيات كفار در ابتداى قرار گرفتن در قبر دلالت داشته و حيات دائمى كفار را اثبات نمىكند، بنابراين با آيات گذشته منافاتى ندارند.
بلى اين دو آيه و آيات بعدى نظريه وهابىها را، در منع مخاطب ساختن ارواح مردهگان، باطل مىسازد.
٣- وَ سْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنا أَ جَعَلْنا مِنْ دُونِ الرَّحْمنِ آلِهَةً يُعْبَدُونَ (زخرف ٤٥). در اين آيه به حضرت ختمى مرتبت (ص) امر مىشود كه از انبياى گذشته درباره توحيد سؤال كند.
سؤال و جواب مذكور چه در زمين صورت گرفته باشد يا در شب معراج بر حيات ارواح انبيا (عليهم السلام) و صحت مخاطبه و ارتباط با آنها دلالت دارد.