روح از نظر دين، عقل و علم روحى جديد - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٦٦ - تفصيل ديگرى در بيان آراى دانشمندان در حدوث و قدم نفوس
كه هرچه دربارهاش ممكن باشد بالفعل ثابت است كه در جزء اول صراط الحق آنرا مفصلًا بيان داشتهايم.
|
سياه روئى ز ممكن در دو عالم |
جدا هرگز نشد و الله اعلم |
|
جواب وجه اخير اينست كه كسى نمىتواند وجود اولويت يا يا اولويتها را نفى كند و عدم علم ما به آنها دليل نبود آن آنها نيست.
(مطلب دوم) صاحب اسفار مىگويد: كسانى كه شناخت آنان فقط اين باشد كه روح منبع ادراك و حركت و مجرد است و پس از انقطاع از تصرف بدن، باقى مىماند[١] مورد اعتراضات زيادى واقع ميگردند كه خلاصى از آنها نخواهند داشت.
١- بسيط بودن ذاتى روح با حدوث آن منافات دارد.
٢- مجرد بودن روح با تعلق آن به بدن و انفعالات بدنى آن مانند صحت و مرض و لذت و درد جسمانى منافات دارد.
٣- بساطت و تجرد روح از ماده با تكثر عددى آن به تكثر ابدان منافات دارد ...[٢]
تا آنكه ميگويد: فالحق ان النفس الانسانية جسمانية الحدوث و التصرف، روحانية البقاء و التعقل، فتصرفها فى الاجسام جسمانى و تعقلها لذاتها و ذات جاعلها روحانى. و اما العقول المفارقة فهى
[١] - فان النفس محل العلوم و العلم لا ينقسم و محل غير المنقسم غير منقسم، فالنفس بسيطة الذات، و كل بسيطة الذات غير قابل للفناء و الالزم تركبه من قوة الوجود و العدم و فعلية الوجود و العدم و هذا خلف كما ذكره فى ص ٣٤٤ ج ٨ من الاسفار.
[٢] - ص ٣٤٤ ج ٨ اسفار.