روح از نظر دين، عقل و علم روحى جديد - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٣٧ - فصل بيست و چهارم مطالبى از كتاب روح و معماى مرگ
كه ابتدا سفيد به نظر رسيد ولى كم كم به رنگ قرمز تند تغيير يافت. اين هاله حدود شش هفت سانتيمتر بالاتر از بدن بيمار بود. رنگ قسمت خارجى آن قرمز تند و حاشيه داخلى آن كمرنگ تر و شفافتر به نظر مىرسيد.
موقعى كه اين هاله كاملًا شكل گرفت، نور قرمز ديگرى اطراف چشمهاى محتضر كه همچنان بيهوش بود نمودار گشت. اين نور به ترتيب دهان و بينى بيمار را نيز احاطه كرد. در حالى كه دايره نورانى بالاى شكم بيمار همچنان در هوا شناور بود. تمام اين پديده به فاصلهى بيست دقيقه وقوع يافت به قسمى كه شهود واقعه همگى در كمال سهولت توانستهاند آن را خوب مشاهده نمايند.
مسألهى واقعيت و عينى بودن پديده فوق چيزى نبود كه قابل ترديد يا تعبير به توهم باشد، زيرا در لحظهاى واحد توسط سه نفر شاهد به يك شكل ديده شده بود.
شبح رفته رفته متراكم تر مىشد و به مرور كه سيالات حياتى در مقابل ديدگان شهود از مراكز حساس بدن محتضر خارج مىگشت، نامبردگان بيش از پيش متقاعد مىشدند كه خروج «قالب اثيرى» را از بدن جسمانى شاهد مىباشند.
بيمار ١٦ ساعد بعد از اين واقعه درگذشت و تمام اين مدت در حال اغما بود.»[١]
[١] - همان، ص ١٩٣- ١٩٤.