روح از نظر دين، عقل و علم روحى جديد - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٨٨ - فصل بيستم اظهارات زنده شدگان پس از مرگ
معنوى و روحانى از نوع ناشناختهاى روحى با شفقت و عطوفت و مهربانى و با عشقى خالص به نوسان درمىآيد- كالبدى از نور به او نشان داده مى شود. اين موجود پرسشى كه با زبانى ادا نمىشود در پيش او مىگذارد كه حاصل بيلان زندگى گذشتهى اوست.
در اين ديدگاه و چشم انداز آنى و ناگهانى تمام وقايع گذشتهى او بر رخسارهى سرنوشت او نقش مىبندد، سپس لحظهاى فرا مىرسد كه بنظر مىآيد به نوعى از حائل برخورد مىنمايد يا سرحدى كه ظاهراً به صورت سمبل حد نهائى بين زندگى زمينى و دنيوى و زندگى آينده. كه در پيش دارد در اين حال مشاهده مىكند خود بايد برگشت كند زيرا زمان مرگ هنوز براى او فرا نرسيده است.
در اين لحظه مقاومت مىكند ... حالتى از احساس شوق ... و صلح و صفا بر او مستولى مىگردد على رغم اينها با پيكر خود هم پيمان مىگردد و دوباره به زندگى تازهاى راه مىيابد، و در هنگامى كه سعى مىكند آنچه بر او گذشته براى اطرافيان خود توضيح دهد با موانع زيادى برخورد مىكند در وهلهى اول كلماتى كه بتواند با آنها اين حادثه را بطور كامل بيان كند نمىيابد.[١]
اين نمونه ارائه شده، منتزع از مجموع صحبتهاى كسانى است كه مرگ بالينى و كلينيكى آنان توسط پزشكان معالج آنها تأييد شده ولى با تدابيرى نجاتبخش به زندگى خود برگشتهاند. و كسانى كه پس از سانحه و آسيبهاى وخيم يا بيمارى، مرگ آنها بسيار نزديك
[١] - زندگى پس از زندگى، ص ١٤ و ١٥.