روح از نظر دين، عقل و علم روحى جديد - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٧ - خلاصه و گزيده كلام
مجموعه اى است از ادراكات عصبى، آنهم نتيجه مستقيم فعل و انفعال متقابل اجزاء مواد خارجى و اجزاء عصبى است، وحدت آنهم يك وحدت اجتماعى است نه وحدت واقعى حقيقى».
جواب: اما اينكه ميگويند: بحثها و مطالعات علمى كه بر اساس حس و تجربه است نتوانسته در سير دقيق خود «روح» را بيابد و يا پديده و اثرى را پيدا كند كه بدون فرض روح قابل تعليل نباشد، مطلبى است صحيح، ولى ترديدى نيست كه نتيجه اين گفتار اين نخواهد بود كه اگر استدلالاتى از خارج محيط اين علوم بر اثبات روح مجرد اقامه شود آن را نپذيريم، زيرا دائره نفوذ و فعاليت علوم طبيعى همان دايره «ماده» است كه موضوع اين علوم را تشكيل ميدهد، همچنين ابزار و ادوات علمى كه براى تكميل تجربيات مادى بكار برده ميشود فقط در مورد امور مادى ميتواند حكم كند، اما درباره چيزى كه در ماوراء ماده و طبيعت مورد بحث است، نفياً و اثباتاً نميتواند قضاوت كند. نهايت چيزى كه حق دارد بگويد اين است كه: بحثهاى مادى چنان مطلبى را درك نميكند، و پر واضح است كه «نيافتن» با «نبودن» تفاوت بسيار دارد. بنابراين اگر علوم مزبور در ميان ماديات و خواص آنها موضوعى مجرد از ماده را پيدا نكند حق دارد زيرا از سنخ بحث و موضوع آن خارج است.
آنچه آنها را در اين طرز بحث (يعنى نفى كردن روح مجرد بر اثر نيافتن آن بوسائل علوم مادى) جسور ساخته اينست كه گمان كردهاند طرفداران روح مجرد، از اين راه آنرا اثبات ميكنند كه يك سلسله آثار