روح از نظر دين، عقل و علم روحى جديد - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٣ - فصل دوم حقيقت روح
٢٦- معنائى است در قلب.
شانزده قول اول ميگويند كه روح جسم است و يا مجموع جسم و عرض و يا مركب از هردو، و ده قول اخير روح را عرض ميدانند.
ولى در واقع تعدادى از اين اقوال بيست و ششگانه انكار روح است نه اثبات و تفسير حقيقت آن.
٢٧- روح جوهر مجرد از ماده و بسيط است. اين قول جمعى از فلاسفه و جمعى از متكلمين از جمله بنى نوبخت، شيخ مفيد[١] و محقق طوسى رحمهم الله مى باشد.[٢].
٢٨- روح ثمره بدن است روح در حدوث خود جسمانى و در بقاى خود مجرد و روحانى ميگردد اين قول صاحب اسفار و پيروان او ميباشد.
[١] - نسبت دو قول مختلف( ٢٥ و ٢٧) به شيخ مفيد عليه الرحمة ظاهراً از جهت تغيير نظر ايشان باشد، حتى بعضيها ادعا كرده اند كه شيخ مفيد از قول به تجرد روح توبه كرده است! و به جسم لطيف بودن آن برگشته است. قول اول او در ص ٨٧ و ص ٨٨ ج ٥٨ بحار و قول دوم در ص ٨٢ ج ٥٨ بحار الانوار مذكور است. بهر حال شيخ مفيد در كلام محكى خود ص ٨٨ ج ٥٨ بحار درباره تجرد روح تاكيد ميكند و آن را از بنى نوبخت و هشام بن الحكم نقل نموده و ميگويد كه اخبار ائمه بر آن دلالت دارد.
[٢] - بقيه نظريات اهل علم درباره روح را در رساله الباب المفتوح كه در بحار الانوار ج ٥٨، ص ٩٤ و ٩٥ نقل شده مطالعه كنيد و ما اقوال مذكور در متن اين كتاب را از بحار الانوار ج ٥٨ نقل كرديم.