روح از نظر دين، عقل و علم روحى جديد - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٢١ - ٢ - مجرد و نياز او به بدن
بنابراين ممكن است توهم شود كه روح در تحصيل كمالات خود به بدن نيازى ندارد!
ولى بايد دانست كه كمالات ممكنه روح به دو گونه است، كمالاتى كه به بدن و آلات نيازى ندارد و كمالاتى كه متوقف بر بدن ماده است مانند كمالاتى كه از نماز، روزه، حج، ذكر، جهاد و ساير عبادات و طاعات فقهى اكتساب مىشود.
و فلسفهى تعلق روح به بدن فيزيكى زمينى تحصيل و اكتساب همين كمالات و اقامه نظام الهى در روى زمين و تصفيه از اخلاق رذيله و تجلى به اخلاق كريمه مىباشد.
بلى تجرد روح و نفس ناطقه آدمى چون تجرد عقول كليه طوليه و عرضيه نيست كه حتى تعلقى به ماده نداشته باشند، بنابراين اگر قاعدهى فوق در حق مطلق مجردات جارى شود منافاتى با نياز روح، براى استكمال خود، به بدن در اين دنيا ندارد.
بعلاوه كه روح نه تنها در اين دنيا كه در دوره برزخ و قيامت نيز بدن دارد، و حتى در جهان روحى پيشين نيز طوريكه گذشت احتمال دارد بدن ذرهاى يا غير ذرهاى داشته باشد، و نيز دليلى نداريم كه قبل از زمان حضرت آدم (ع) و اخراج ذرات از صلب او از ابتداى خلقت ارواح و زندگى دو هزار ساله آنان، مجرد زيسته و بدن مادى مناسب نداشته باشند، وقتى بدن بود، احكام مادى او نيز با او حتمى و ضرورى خواهد بود.