روح از نظر دين، عقل و علم روحى جديد - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٠٤ - نظر عميقى به عالم ذر
گفتهاند[١] و اين امر ميرساند كه معرفت مذكور، اقتضائى و فطرى ضعيف بوده و حتى با قطع نظر از موانع نيز اراده و اختيار كسى را سلب نمىتوانسته است، و لذا عارفى گفته است:
من از قالوا بلى تشويش دارم!.
و مثل اين سئوال و جواب در آيه مباركه: «فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها» و احاديثى كه توحيد را فطرى بيان مىكنند نيز جارى مىشود. بلكه بعيد نيست بگوئيم هر دو موضوع- عالم ذر و فطرى بودن توحيد- دو رخ يك سكه هستند، و به عبارت روشنتر هر دو حاكى از يك واقعه مىباشند.
به اين دو حديث صحيح السند كه نظر ما را در اتحاد دو واقعه ثابت مىسازد توجه كنيد.
در توحيد صدوق زراره از حضرت باقر (ع) نقل مىكند كه در جواب سئوال او از آيه مباركه فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها مىفرمايد:
فطرهم على التوحيد عند الميثاق على معرفة انهم ربهم قلت:
و خاطبو بها قال فطأطأ رأسه ثم قال: لو لا ذلك لم يعلموا من ربهم و لا من رازقهم[٢].
و عبد الله بن سنان در تفسير همان آيه از امام صادق (ع) سئوال مىكند
ما تلك الفطرة؟
امام جواب مىدهد:
الاسلام. فطرهم عليه حين
[١] - اين روايات را در بحار الانوار، ج ٥، صفحات ٣٢٤ و ما بعد آن مطالعه كنيد.
[٢] - المصدر، ج ٣، ص ٢٧٨ ظاهراً اين روايت با دو روايت سابق او و چند روايت ديگر او در اصل، يك روايت بوده كه الفاظ آن مختلف شده است.