دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٠ - ادله قرآنى رجعت
اين آيه بهترين دليل بر رجعت است.
مفسّران اهل سنّت، در تفسير اين آيه چند دسته شدهاند. برخى هلاك و رجوع را مطابق ظاهر آيه، مادّى و جسمانى مىدانند و در باره اين پرسش كه: «اگر رجعتى براى هيچ كس واقع نمىشود، چرا خداى متعال در اين آيه حكم عدم بازگشت را به اقوام هلاكشده، اختصاص داده است؟»، سكوت كردهاند.[١]
دسته ديگر، هلاك و رجوع را معنوى در نظر گرفتهاند و گفتهاند: مراد، آن است كه خداوند، هلاك برخى را مقدّر كرده است؛ زيرا آنان از گناه و كفر خويش باز نمىگردند. اينان مجبور شدهاند: چند تأويل و چند تقدير درست كنند كه همه آنها خلاف ظاهر آيه است.[٢]
دسته سوم، هر دو احتمال را دادهاند.[٣] طبرى ضمن اشاره به نظر امام باقر عليه السلام و مسئله رجعت، احتمال دوم را ترجيح مىدهد. استدلال وى براى ترجيح احتمال دوم، اين است كه خداى متعال از كار خودش در قبال كسانى خبر مىدهد كه از پاسخ مثبت به رسولان اجتناب كردهاند، نه از هلاك كردن كسانى كه كفر ورزيدهاند يا كار نيك نكردهاند.
اين استدلال، مخدوش است؛ زيرا اشكالى ندارد كه خداوند، سرنوشت كسانى را كه با رسولان مخالفت كردهاند و به آنان كفر ورزيدهاند، بيان كند و بگويد: آنان
[١]. مانند ابن عبّاس، فريابى، قتاده، مقاتل، ابن ابى حاتم و بيهقى( ر. ك: روح المعانى: ج ١٧ ص ٩١، التفسير الوسيط للقرآن الكريم: ج ٩ ص ٢٥٠ و الدرّ المنثور: ج ٥ ص ٦٧٢).
[٢]. مانند زجاج، ابوعتبه، مجاهد، حسن و عكرمه( ر. ك: روح المعانى: ج ١٧ ص ٩١، التفسير الوسيط للقرآن الكريم: ج ٩ ص ٢٥٠، و الدرّ المنثور: ج ٥ ص ٦٧٢).
[٣]. مانند آلوسى در روح المعانى( ج ١٧ ص ٩١)، سيوطى در الدرّ المنثور( ج ٥ ص ٦٧٢)، قرطبى در الجامعلأحكام القرآن( ج ١١ ص ٣٤١)، زحيلى در تفسير الوسيط( ج ٢ ص ١٦١٥) و التفسير المنير فى العقيدة و الشريعة و المنهج( ج ١٧ ص ١٣٠) و سورآبادى در تفسير سورآبادى( ج ٣ ص ١٥٨٤).