دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩١ - ١/ ١ مانند رستاخيز، ناگهان قيام مىكند
كه جز ناگهان بر شما وارد نمىشود"».[١]
١٤٤٦. كمال الدين- با سندش به نقل از عبد السلام بن صالح هروى-: از دعبل خزاعى شنيدم كه مىگويد: قصيدهام را براى امام على بن موسى الرضا عليه السلام خواندم كه آغازش اين بود:
حلقههاى تلاوت قرآن تهى گشتهاند
و جايگاه وحى بى سكنه گرديده است.
هنگامى كه به اين سخنم رسيدم:
خروج امامى كه ناگزير خروج خواهد كرد
با نام خدا و بركات او، قيام خواهد كرد
هر حق و باطلى را ميان ما از هم جدا خواهد كرد
و بر نعمت و نقمت، جزا خواهد داد،
امام رضا عليه السلام به شدّت گريست و سپس سرش را به سوى من بالا آورد و به من فرمود: «اى خُزاعى! در اين دو بيت، روح القدس با زبان تو سخن گفته است. آيا مىدانى اين امام كيست و كِى قيام مىكند؟».
گفتم: نه- اى مولاى من-، جز اين كه شنيدهام امامى از شما قيام مىكند و زمين را از تباهى، پاك مىكند و آن را از عدالت مىآكند، همان گونه كه از ستم پر شده است.
فرمود: «اى دعبل! امامِ پس از من، محمّد فرزندم است و پس از محمّد، فرزندش على است و پس از على، فرزندش حسن و پس از حسن، فرزندش حجّت قائم است كه در غيبتش، انتظارش را مىكشند و در ظهورش، اطاعتش مىكنند و اگر از دنيا تنها يك روز باقى مانده باشد، خداوند، آن روز را چنان طولانى مىكند كه او قيام نمايد و زمين را از عدالت پر كند، همان گونه كه از ستم پر شده است؛ امّا
[١]. كفاية الأثر: ص ٢٤٨، بحار الأنوار: ج ٣٦ ص ٣٩٠ ح ٢.