دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٠٥ - ١/ ٤ در آخرالزمان قيام مىكند
١/ ٤: در آخرالزمان قيام مىكند
١٤٦٠. كمال الدين- به نقل از احمد بن فارس اديب، از پيرمردى از خاندان بنى راشد كه قصّه ملاقاتش با امام زمان عليه السلام را چنين حكايت مىكند-: داخل خانه شدم، ديدم جوانى ميان اتاق نشسته است و شمشيرى بلند، بالاى سرش از سقف آويخته بود كه نزديك بود نوكش با سرش تماس يابد. جوان، مانند ماه شب چهارده ميان تاريكى مىدرخشيد. بر او سلام دادم. پاسخ سلام را با لطيفترين و نيكوترين سخن، باز گردانْد.
سپس به من فرمود: «آيا مىدانى، من كه هستم؟».
گفتم: به خدا سوگند، نه!
فرمود: «من قائمِ خاندان محمّد هستم. من كسى هستم كه در آخِرْزمان با اين شمشير، ظهور مىكنم (به آن شمشير، اشاره كرد) و زمين را پُر از عدل و داد مىنمايم، چنانچه پُر از جور و ظلم شده است».[١]
١٤٦١. كمال الدين- با سندش به نقل از ابو جارود، از امام باقر، از پدرش، از جدش [امام حسين] عليهم السلام-: امير مؤمنان عليه السلام بر بالاى منبر فرمود: «در آخِرْزمان، مردى از فرزندان من خروج مىكند كه سرخ و سفيد... و مؤمنى نمىمانَد، جز آن كه دلش از پارههاى آهن محكمتر مىشود و خداوند متعال، نيروى چهل مرد را به او مىدهد و مُردهاى نمىماند، جز آن كه همان خوشحالى در قبرش به دل او هم راه مىيابد و در همان قبرها، همديگر را زيارت مىكنند و قيام قائم را- كه درودهاى خدا بر او باد- به هم مژده مىدهند».[٢]
١٤٦٢. كفاية الأثر- با سندش به نقل از جابر بن عبد اللَّه انصارى-: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «... و مهدى اين امّت هم از ماست، هنگامى كه دنيا آشفته و نابهسامان مىشود و فتنهها
[١]. كمال الدين: ج ٢ ص ٤٥٣ ح ٢، كتاب السلطان المفرج عن أهل الايمان: ص ٦٢ ح ١٢. نيز، ر. ك: تمام داستان در همين دانشنامه: ج ٥ ص ٩٠ ح ٨٠٩.
[٢]. كمال الدين: ص ٦٥٣ ح ١٧.