دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٤ - وقوع رجعت در تاريخ
سپس شما را پس از مرگتان برانگيختيم باشد كه شكرگزارى كنيد».
دلالت اين آيه بر امكان و وقوع رجعت، بسيار روشن است، گو اين كه برخى مفسّران اهل سنّت به دليل مخالفت با مسئله رجعت، راه تأويل را در پيش گرفته، صراحت آيه را ناديده انگاشتهاند.[١]
٦. اصحاب كهف نيز به رغم آن كه نمرده بودند، به دليل خواب طولانى چند قرنه، شبيه همين مواردند:
«ثُمَّ بَعَثْناهُمْ لِنَعْلَمَ أَيُّ الْحِزْبَيْنِ أَحْصى لِما لَبِثُوا أَمَداً.[٢]
آن گاه آنان را برانگيختيم تا بدانيم كدام يك از آن دو دسته مدت درنگشان را بهتر حساب كردهاند».
در حديثى از امام صادق عليه السلام، بازگشت اصحاب كهف، رجعت به شمار آمده است.[٣]
[١]. آلوسى، اقوالى را نقل مىكند كه برخى، مرگ را به معناى مخفى شدن و بعث را به معناى بيدارى و برخى جهل را به معناى مرگ و بعث را به معناى علم گرفتهاند( روح المعانى: ج ١ ص ٢٦٤). خود وى، تأويل ديگرى را پيش مىكشد، به اين صورت كه مرگ را به فنا در تجلّى ذاتى و بعث را به بقاى بعد از فنا تفسير مىكند( روح المعانى: ج ١ ص ٢٦٩)؛ امّا در برابر، زمخشرى در الكشّاف( ج ١ ص ٧١)، فخر رازى در مفاتيح الغيب( ج ٣ ص ٥٢١)، قرطبى در الجامع لأحكام القرآن( ج ١ ص ٤٠٤)، سيوطى و محلى جلال الدين در تفسير الجلالين( ج ١ ص ١١)، طبرى در جامع البيان( ج ١ جزء ١ ص ٢٩١) و بسيارى ديگر از مفسّران اهل سنّت، به مرگ و زنده شدن آنها تصريح مىكنند.
[٢]. كهف: آيه ١٢.
[٣]. امام صادق عليه السلام فرمود:« وَ قَد رَجَعَ إِلَى الدُّنيَا مِمن ماتَ خَلقٌ كَثِيرٌ مِنهُمْ أَصْحَابُ الْكَهفِ أَمَاتَهُمُ اللَّهُ ثَلَاثَمِائَةِ عامٍ وَ تِسعَةً ثُمَّ بَعَثَهُم فِى زَمانِ قَومٍ أَنكَرُوا الْبَعثَ لِيَقْطَعَ حُجَّتَهُم وَ لِيُرِيَهُم قُدرَتَهُ وَ لِيَعلَمُوا أَنَّ الْبَعثَ حَقٌّ وَ أَمَاتَ اللَّهُ أَرمِيَا النَّبِىَّ عليه السلام الَّذِى نَظَرَ إِلَى خَرَابِ بَيتِ الْمَقدِسِ وَ ما حَولَهُ- حينَ غَزاهُمْ بُختَنَصَّرُ وَ قَالَ:« أَنَّى يُحْيِي هذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِها فَأَماتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عامٍ» ثُمَّ أَحيَاهُ وَ نَظَرَ إِلَى أَعضائِه؛ با اين كه گروهى به دنيا برگشتهاند، از مردهها از قبيل اصحاب كهف كه سيصد و نُه سال مرده بودند و بعد، خداوند، آنها را برانگيخت، در زمانى كه مردم، منكر بعث و زنده شدن بودند تا حجّت بر آنها تمام گردد و قدرت خدا را ببينند. خداوند، ارمياى پيامبر را ميراند، وقتى گذرش بر خرابههاى بيت المقدّس افتاد. پس از جنگ، بخت نصر با خود گفت:« چگونه خداوند، اين مردهها را زنده مىكند؟ پس خداوند، او را صد سال ميراند». سپس او را زنده كرد و به او به چگونه نگريست[ به هم وصل مىشودند]».( الاحتجاج: ج ٢ ص ٢٣٠ ح ٢٢٣). در اين حديث، به آيات ديگرى از قرآن كه رجعت اقوامى را بر مىشمرد، استناد شده است.