دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٩ - تاريخچه بحث رجعت
تاريخچه بحث رجعت
اعتقاد به رجعت از قرن اوّل هجرى ميان علماى شيعه معروف بوده است. احاديثى از امام زين العابدين عليه السلام نقل شده است كه بر اين اعتقاد دلالت دارند. در قرنهاى دوم و سوم، احاديث بيشترى نقل شده است. در اين دوره اعتقاد به رجعت، از شعائر شيعه بوده، به طورى كه مخالفان نيز اين را به خوبى مىدانستند و گاه با استناد به اعتقاد يك راوى به رجعت، از نقل احاديث او پرهيز مىكردند.[١] فضل بن شاذان- از بزرگان اصحاب امام رضا عليه السلام و امام جواد عليه السلام-، دو كتاب در موضوع رجعت نوشته است.[٢]
ثقة الاسلام كلينى در انتهاى قرن سوم، احاديث رجعت را در الكافى آورده است.[٣] شيخ صدوق در قرن چهارم، ضمن آوردن برخى احاديث رجعت در
[١]. راويان و عالمان بسيارى در اين دوره در باره رجعت كتاب نوشتهاند كه نام و عنوان كتابهاى آنان به مارسيده است. از جمله مىتوان به اين موارد اشاره كرد: حسن بن على بن أبى حمزة( رجال النجاشى: ج ١ ص ١٣٢ ش ٧٢)، عبد العزيز بن يحيى بن احمد بن عيسى جلودى ازدى بصرى( رجال النجاشى: ج ٢ ص ٥٤ ش ٦٣٨)، ابو يحيى جرجانى( رجال النجاشى: ج ٢ ص ٤٣٦ ش ١٢٣٢)، احمد بن داوود بن سعيد ابو يحيى جرجانى( الفهرست، طوسى: ص ٨٠ ش ١٠٠)، مسير بن عبد العزيز( خلاصة الأقوال، حلّى: ص ١٧١ ش ١١) و نجم بن اعين( خلاصة الأقوال: ص ١٧٦ ش ٥).
[٢]. كتاب إثبات الرجعة و كتاب الرجعة. نجاشى از كنجى نقل مىكند كه هر دو كتاب را در ميان دهها كتاب ديگر وى ديده است( رجال النجاشى: ج ٢ ص ١٦٨ ش ٨٣٨). شيخ طوسى نيز از بزرگى او ياد مىكند و كتاب إثبات الرجعة او را نام مىبرد( الفهرست، طوسى: ص ١٩٧ ش ٥٦٣).
[٣]. الكافى: ج ١ ص ١٩٦- ١٩٧ و ٢٨٣ و ٤٣٥ و ج ٣ ص ١٣١ و ٥٣٦ و ج ٨ ص ٥٠- ٥١ و ٢٠٦ و ٢٤٧ و ٣٣٧ و ....