دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٥ - ٣/ ٥ رجعت برخى مؤمنان
امام صادق عليه السلام فرمود: «مردى به عمّار بن ياسر گفت: اى ابو يقظان! آيهاى در كتاب خداى متعال، دلم را تباه كرده و مرا به شك انداخته است.
عمّار گفت: آن، چه آيهاى است؟
گفت: سخن خداى متعال: «و چون وعده عذاب بر آنان واقع شود، جنبندهاى از زمين را برايشان بيرون مىآوريم تا با آنان سخن بگويد» (تا آخر آيه). مقصود از جنبنده چيست؟
عمّار گفت: به خدا سوگند، نمىنشينم و نمىخورم و نمىنوشم تا آن را به تو نشان دهم.
آن گاه عمّار با آن مرد نزد امير مؤمنان عليه السلام آمد. ايشان در حال خوردن خرما و سرشير بود. فرمود:" اى ابو يقظان! پيش بيا." عمّار نشست و با على عليه السلام همغذا شد و آن مرد از عمّار به شگفت آمد. هنگامى كه عمّار برخاست [تا برود]، مرد گفت:
سبحان اللَّه! اى ابويقظان! سوگند ياد كردى كه نخورى و ننوشى و ننشينى تا جنبنده زمين را به من نشان دهى.
عمّار گفت: او را به تو نشان دادم، اگر دريابى».[١]
٣/ ٥: رجعت برخى مؤمنان
١٤٣٢. الإرشاد:- به نقل از عبد الكريم خثعمى-: به امام صادق عليه السلام گفتم: قائم عليه السلام چه مدّت فرمانروايى مىكند؟ فرمود: «هفت سال. روزها و شبها براى او طولانى مىشوند، تا آن كه يك سال از دوران او، به اندازه ده سال از سالهاى شماست. از اين رو، سالهاى فرمانروايى او، هفتاد سال از سالهاى شما مىشود و هنگام قيام او، بارانى
[١]. تفسير القمّى: ج ٢ ص ١٣١( با سند معتبر)، مختصر بصائر الدرجات: ص ٤٣، بحار الأنوار: ج ٥٣ ص ٥٣.