دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢١٩ - ٤/ ١ پيامبران ياور امام عليه السلام
نمىماند جز آن كه به سويش بيرون مىآيد و زمينلرزه، آلودگىهاى مدينه را از آن مىزدايد، آن گونه كه كوره آهنگرى، آلودگى آهن را مىزدايد و آن روز، روز رهايى ناميده مىشود».
امّ شريك، دختر ابوعَكَر گفت: اى پيامبر خدا! پس عربها در آن روز كجايند؟
فرمود: «آنها در آن زمان، اندك اند، و بيشترشان در بيت المقدّس اند و امامشان مردى صالح است و هنگامى كه جلو مىرود تا نماز صبح را با آنان بخواند، عيسى بن مريم، بامدادان بر آنها فرود مىآيد و آن امام جماعت باز مىايستد و پا پس مىنهد و عقب عقب بر مىگردد تا عيسى جلو برود و با مردم نماز بگزارد؛ ولى عيسى دستش را ميان شانههاى او مىنهد و به او مىگويد:" جلو بِايست و نماز بخوان كه به قصد امامت جماعت تو، نماز برپا شده است" و امامشان با آنها نماز مىخواند و پس از آن، عيسى مىگويد:" دروازه را بگشاييد" و دروازه گشوده مىشود و پشت آن، دجّال با هفتاد هزار يهودى است كه همگى شمشيرهاى جواهرنشان و رداى سبز بر تن دارند، و چون دجّال به عيسى مىنگرد، ذوب مىشود- به سان نمك كه در آب حل مىشود- و پا به فرار مىنهد.
و عيسى مىگويد:" به تو ضربهاى خواهم زد كه هرگز نتوانى از آن بگريزى" و كنار دروازه شرقى لُد[١] به او مىرسد و وى را مىكشد و خداوند، يهود را در هم مىشكند و چيزى از آفريدگان خداوند نيست كه يهودىاى خود را پشت آن پنهان كند، جز آن كه خداوند، آن را به سخن در مىآورد و مىگويد:" اى بنده مسلمان خدا! اين، يهودى است. بيا و او را بكش" و اين، حال همه سنگها، درختها، ديوارها و جنبندگان است جز گياه ديوخار[٢] كه از درختان يهود است و به سخن در نمىآيد».
[١]. لُد، روستايى نزديك بيت المقدّس است.
[٢]. ديو خار يا سفيد خار، درختى پر از خار و شبيه كاج است و در مناطق گرمسيرى مىرويد.