دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٢١ - مفهوم اولزمان
شده به وسيله امام مهدى عليه السلام بر انتهاى آخِرْزمان، منطبق بوده، به رستاخيز، متّصل شود. با اين بيان، مىتوان حوادث ناظر به «إشراط الساعة» را كه در احاديث متعدّدى بازگو شدهاند، از حوادث ناظر به قيام مهدى عليه السلام، جدا نمود و تنها به حوادث مربوط به قيام پرداخت. با گردآورى اين پيشامدها، مىتوان به گونهاى تخمينى، به پيشبينى تقريبى دورى و نزديكى ظهور پرداخت. براى اين كار به تعيين مفهوم اوّلْزمان نيز نياز داريم.
مفهوم اوّلْزمان
اوّل و آخِر، دو مفهوم نسبىاند و از اين رو، معانى آنها نسبت به مبدأهاى سنجش گوناگون، قابل تغيير است. براى نمونه، در برخى احاديث پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله، ايشان خود را در اوّلْزمان و ظهور امام مهدى عليه السلام را در آخِرْزمان دانستهاند كه حديث زير، از آن جمله است:
و مِنّا مَهدِيُّ هذِهِ الامَّةِ إذا صارَتِ الدُّنيا هَرجاً وَ مَرجاً، وَ تَظاهَرَتِ الفِتَنُ وَ تَقَطَّعَتِ السُّبُلُ وَ أَغارَ بَعضُهُم عَلى بَعضٍ، فَلا كَبيرٌ يَرحَمُ صَغيراً وَ لا صَغيرٌ يُوَقِّرُ كَبيراً، فَيَبعَثُ اللَّهُ عز و جل عِندَ ذلِكَ مَهدِيَّنَا التّاسِعَ مِن صُلبِ الحُسَينِ عليه السلام يَفتَحُ حُصونَ الضَّلالَةِ، وَ قُلوباً غُفلًا، يَقومُ بِالدِّرَّةِ فى آخِرِ الزَّمانِ كَما قُمتُ بِهِ فى أوَّلِ الزَّمانِ، وَ يَملَأُ الأَرضَ عَدلًا كَما مُلِئَت جَوراً.[١]
مهدى اين امّت از ماست، هنگامى كه دنيا آشفته و نابهسامان مىشود و فتنهها
[١]. ر. ك: ص ١٠٧ ح ١٤٦٤ نيز، ر. ك: كفاية الأثر: ص ٦٢، الملاحم و الفتن: ص ٣٢١ ح ٤٦٣:« عن أبى الطفيل أنّ رسول اللَّه صلى الله عليه و آله قال: بِنا فُتِحَ الأَمرُ، وَ بنا يُختَمُ وَ بنا استنقذ اللَّه الناس فى أول الزمان، وَ بِنا يَكونُ العَدلُ فى آخِرِ الزَّمانِ، وَ بِنا تُملَأُ الأَرضُ عَدلًا كَما مُلِئَت جَورا، تُرَدُّ المَظالِمُ إلى أهلِها بِرَجُلٍ اسمُهُ اسمى؛ پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: كار با ما آغاز مىشود و با ما پايان مىگيرد، خدا به وسيله ما، مردم را در اوّلْ زمان، نجات داد و عدالت آخِرْزمان با ما برپا مىشود و زمين با ما از عدل، پُر مىشود، همان گونه كه از ستم، پُر شده است و حقّ به ستم برده شده هر كسى به دست مردى همنام من، به صاحب حق، باز گردانده مىشود»( الملاحم والفتن: ص ٣٢١ ح ٤٦٣ و نيز ر. ك: ج ٣ ص ٣٠ ح ٤٩٢).