دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٦٧ - چهار سال ١٢٢٦ و ١٣٣٨ و ١٣٤٦ ق
سيوطى پس از بيان نظر خود به ذكر احاديثى مىپردازد كه در اين باب به آنها اعتماد كرده است. اين سخن را نيز مىتوان اشارهاى دور به توقيت دانست؛ زيرا او زمانى را افزون بر پنج قرن، معيّن كرده است. تنها اشكال او آن است كه انتهاى زمان را معيّن كرده است.
انديشه هزارهگرايى و جستجو در باره آينده جهان، تعيين وقت قيامت و يا قيام امام مهدى عليه السلام در ميان اهل سنّت بر پايه برخى از رواياتى است كه در منابع آنها آمده.
همين هزارهگرايى بود كه فرصت و بسترى مناسب را براى مدّعيان مهدويت در سده نهم و دهم ايجاد كرد.[١]
سه. سال ١٢٠٤ ق
ابن حجر هيثمى (م ٩٧٤ ق) در القول المختصر فى علامات المهدى المنتظر آورده است: «اجتماع الناس على المهدى سنة أربع و مائتين. أى بعد الألف، هكذا ورد فى الأثر»[٢].
مردم بر ظهور مهدى به سال ٢٠٤ بعد از هزار يعنى ١٢٠٤ اتفاق نظر پيدا كردند.
در اقوال صحابه و تابعين چنين وارد شده است.
ابن حماد نيز در الفتن،[٣] اين قول را آورده و در آخر از قول ابن لهيعه افزوده است كه اين محاسبه بر اساس سالهاى شمسى است، نه سالهاى قمرى.
چهار. سال ١٢٢٦ و ١٣٣٨ و ١٣٤٦ ق
رباعى شيخ عبد الرحمان بسطامى (سده نهم هجرى) صاحب كتاب درّة المعارف:
[١].« پايان تاريخ از ديدگاه اهل سنّت»، مشرق موعود: ش ٢ ص ١٠٣.
[٢]. القول المختصر فى علامات المهدى المنتظر، الباب الثالث: فيما جاء فيه عن التابعين وتابعيهم، مورد ١٤ ص ٥٩.
[٣]. الفتن: ج ١ ص ٣٣٤ ح ٩٦٢.