دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٥٦ - تبيين احاديث نهى از توقيت
برخى امور- كه جزو علم ذاتى الهى اند- ممكن است به گونهاى تصوير شوند كه واقعيت قضا و قدرى در لوح محفوظ نيافتهاند. يعنى اصلًا زمان انجام يافتن آن، تقدير نشده است تا امكان آگاهى از آن براى كسى فراهم آيد.
پس هر خبر و گزارش از آن معلوم الهى، مطابق واقع نخواهد بود، چون هنوز واقع مقدّر نشده است. آن گاه كه تقدير واقع صورت گيرد، علم آن هم در اختيار انبيا و معصومان عليهم السلام قرار خواهد گرفت.
روايت تفسير العياشى «إنَّ اللَّهَ خالَفَ عِلمُهُ عِلمَ المُوَقِّتينَ» و يا «وَاللَّهِ مَا المَسؤولُ عَنهُ بِأَعلَمَ مِنَ السّائِلِ» نيز مىتواند ناظر بر اين معنا باشد.
با اين تقرير، كذب به معناى بيان امر غير مطابق با واقع، صورت جديدى مىيابد؛ چون هيچ زمانبندىاى نمىتواند واقعيت تقدير ناشده را گزارش كند.
٨. احتمال ديگر در نادرستى خبر دادن از زمان ظهور، توجّه به موضوع بَدا در باره زمان ظهور و نشانههاى آن است. اين احتمال در برخى از احاديثِ علائم ظهور، مورد اشاره قرار گرفته و همه آنها را از موارد بداپذير برشمرده است. با توجّه به احتمال بدا در علائم و زمان ظهور، هيچ كس نمىتواند وقت معيّنى را براى ظهور تعيين كند و بدان مطمئن باشد.
٩. از مجموعه احاديث پيشين استفاده مىشود كه كذب به معناى «خطا» ويژگىِ تمام كسانى است كه ادّعاى علم به زمان ظهور كنند؛ خواه به معصوم عليه السلام منتسب كنند و خواه با استناد به علوم غريبه، طلسم، خواب و كشف و شهود، خود را آگاه بشمارند.
تصوّر علم از جانب آنان در واقع گونهاى از جهل مركب است كه فرد، احساس دانايى دارد؛ ولى در واقع، ناآگاه است و تصوّر، تخيل و توهّم خود را علم مىپندارد.
١٠. سياق احاديثِ نهى از توقيت، نشانگر آن است كه تعيين قطعىِ زمان ظهور و