دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٥٨ - تبيين احاديث نهى از توقيت
گستره آگاهىهاى علمى و هم از منظر مقبوليت عمومى و اجتماعى در ميان جامعه شيعى، جايگاه خاصّى داشتهاند كه در دوره خويش رأى و نظرشان مورد پذيرش جامعه بوده است، ولى هيچ گاه اين سخن غير عالمانه از آنان صادر نشده است و شايسته آنان نيز اينگونه موضعگيرى است. نمونه روشن اين عالمان، مرحوم امام خمينى قدس سره است كه قبل و بعد از پيروزى انقلاب اسلامى ايران، جايگاهى ويژه و نافذ در جامعه اسلامى داشت و نه تنها اين سخن را مطرح نمىكرد، بلكه به صراحت، هرگونه وقتگذارى را نفى مىنمود. اگر چه اميد، آرزو و دعايش اين بود كه اين انقلاب به انقلاب جهانى امام مهدى عليه السلام متّصل شود.
تأمّل و دقّت در بازخوانىِ ادعاهاى وقتگذاران زمان ظهور- كه پس از اين خواهد آمد- نشان مىدهد تمام كسانى كه به گونه قاطع، ادّعاى علم به زمان ظهور را مطرح كردهاند، از افراد معمولى و يا عالمان متوسّط شيعه هستند.
١٤. مراد از توقيت، وقتگذارى مشخّص، يعنى تعيين كردن روز، ماه و سال است. از اين رو، بيان كردن وقت نامعيّن، توقيت نيست، همچنان كه تطبيق نشانههاى ظهور بر برخى از وقايع در صورتى كه به تعيين دقيق وقت ظهور منجر نشود و يا بيان اميدها، آرزوها و خواستهها نيز توقيت شمرده نمىشود. در دوره صفويه، بسيارى از عالمان آرزو مىكردند كه اين دولت به ظهور امام مهدى عليه السلام متّصل شود. در دوره انقلاب اسلامى ايران نيز اين آرزو و خواسته وجود داشته و دارد كه اين نظام، به حكومت جهانى مهدى عليه السلام منجر شود؛ ولى بيان اين آرزوها و خواستهها، توقيت شمرده نمىشود.
گفتنى است كه نفى زمان مشخّص نيز ممكن است حمل بر توقيت شود، مثل اين كه گفته شود: تا چند سال ديگر، مطمئناً ظهور اتفاق نمىافتد.[١]
[١]. ر. ك: ج ٧ ص ٤٥٠( بخش دهم/ علائم ظهور/ تطبيق علائم ظهور).