دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٣٣ - ٤/ ١٠ گزارشهاى رسيده در باره نام و موطن ياوران امام عليه السلام
در ميان اين شك و ترديد، مردى از بنى مخزوم مىآيد و از ميان مردم [مكّه] مىگذرد و خود را به رئيسشان مىرساند و مىگويد: امشب رؤياى شگفتى ديدم كه از آن هراسانم و دلم از آن لرزان است. به او مىگويد: رؤيايت را تعريف كن. او مىگويد: آتش انبوهى ديدم كه از بلنداى آسمان، سرازير شد و پيوسته پايين آمد تا بر كعبه فرو افتاد و گرد آن چرخيد و ناگهان ملخهايى با بالهايى سبز ديدم كه از فروانى مانند ملافه، مىنمودند به اندازهاى كه خدا خواست، به گرد كعبه چرخيدند و سپس به شرق و غرب پرواز كردند و از سرزمينى نگذشتند، جز آن كه آن جا را سوزاندند و بر قلعهاى عبور نكردند، جز آن كه ويرانش نمودند، و از ترس بيدار شدم، در حالى كه دلم مىلرزيد.
و اهل مكّه مىگويند: اينان را ديدهاى؟ با ما بيا تا نزد اقيرع (معبّرى از قبيله ثقيف) برويم. او آن خواب را برايش تعريف مىكند و اقيرع مىگويد: خواب عجيبى ديدهاى و در اين شب، لشكرى از لشكريان خدا بر شما وارد مىشوند كه نيروى رويارويى با آنها را نداريد. مكّيان هم مىگويند: ما نيز امروز، چيزهاى شگفتى ديدهايم! از افرادى كه ديدهاند، خبر مىدهند.
سپس از نزد او بر مىخيزند و قصدشان يورش به آنهاست؛ امّا خداوند، دلهايشان را از ترس و هراس آنان پر كرده است. پس با يكديگر مشورت مىكنند و به همديگر مىگويند: اى مردم! در باره اين افراد، عجله نكنيد، كه هنوز كار زشت و خلاف آشكارى نكردهاند و شايد فردى از آنان در قبيلهاى از قبايل شما باشد. اگر بدىاى از آنان ديديد، خود مىدانيد با آنها چه كنيد؛ ولى ما آنها را پايبند دين مىبينيم و نيكويى را در سيمايشان مشاهده مىكنيم و در حرم امن الهى نيز هستند و ريختن خونشان مباح نيست، تا آن گاه كه كارى ناشايسته كنند؛ ولى اين افراد هنوز كارى نكردهاند كه جنگ با آنان را روا كند.
مخزومى- كه رئيس و سركرده مكّيان است- مىگويد: ما از اين ايمن نيستيم [و