دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢١ - ٣/ ٤ رجعت شهيدان
اسماعيل به او گفت: من نيازى به اين ندارم.
خداوند به او وحى كرد: نياز تو چيست، اى اسماعيل؟
اسماعيل گفت: پروردگار من! تو براى خود، پيمان ربوبيت و براى محمّد، پيمان نبوّت و براى اوصيايش پيمان ولايت گرفتهاى و بهترينِ مردمانت (محمّد صلى الله عليه و آله) را از آنچه امّتش پس از درگذشت پيامبرشان با حسين بن على عليه السلام مىكنند، باخبر كردهاى و تو به حسين عليه السلام وعده دادهاى كه او را به دنيا باز گردانى تا خود، از هر كه با او چنين كرده است، انتقام بگيرد. پس درخواستم از تو- اى خداوند- اين است كه مرا به دنيا باز گردانى تا از كسى كه با من چنين كارى كرده است، انتقام گيرم، همان گونه كه حسين عليه السلام را باز مىگردانى».
خداوند نيز به اسماعيل بن حزقيل، اين وعده را داد و او همراه حسين عليه السلام به دنيا باز مىگردد.[١]
٣/ ٤: رجعت شهيدان
١٤٣٠. مختصر بصائر الدرجات- با سندش به نقل از زراره-: خوش نداشتم كه از امام باقر عليه السلام در باره رجعت سؤال كنم. مسئله لطيفى ساختم تا با آن به خواستهام برسم. به ايشان گفتم: مرا آگاه كن از كسى كه كشته مىشود، آيا مرده است؟
فرمود: «اينگونه نيست؛ مرگ، مرگ است، و كشته شدن، كشته شدن».
[١]. كامل الزيارات: ص ١٣٨ ح ١٦٣( با سند موثّق)، مختصر بصائر الدرجات: ص ١٧٧، بحار الأنوار: ج ٥٣ ص ١٠٥ ح ١٣٢.