دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٤٣ - الف - قميان
آويخته است و پيش روى قائمِ ما اهل بيت، همراه چهار هزار جنگاورِ[١] رجعتكننده، از پاى كوه به بالا مىرود».[٢]
ر. ك: ص ٧ (بخش دهم/ فصل سوم: رجعت)
٤/ ٤: ياوران امام عليه السلام از شهرها و اقوام گوناگون
الف- قميان
١٥٥١. تاريخ قم- از عفّان بصرى-: ابى عبد اللَّه (امام صادق) عليه السلام فرمود كه: «هيچ مىدانى كه قم را چرا قم نام كردند؟».
ما گفتيم كه: خداى و رسول خداى و تو بدان عالمترى و داناتر.
فرمود: «از براى آن قم نام نهادند كه اهل آن با قائم خاندان محمّد عليه السلام جمع شوند، و با او قائم و مستقيم باشند، و او را نصرت و مدد نمايند».[٣]
١٥٥٢. تاريخ قم: به اسانيد از ابى عبد اللَّه الصّادق عليه السلام روايت است كه او فرموده كه: «شهر قم، شهر ما و شهر شيعت ماست. شهرى است پاكيزه و مقدّسه و مطهّره، و ولايت و دوستى ما و اهل البيت ما قبول كرده است. هيچ جبّارى و ظالمى و سركشى بديشان قصد بد نكند و بديشان بد نخواهد، الّا كه حق- سبحانه و تعالى- بر او به تعجيل عقوبت فرمايد، مادام تا با برادران خود، خيانت نكنند و نورزند. چون ايشان خيانت كنند، در حقّ يكديكر، و شعار و دثار خود سازند، حق- سبحانه و تعالى- جبّاران و گردنكشان را بر ايشان مسلّط گرداند».
بعد از آن فرمود كه: «اهل قم، انصار و ياوران قائم عليه السلام ماند، و رعايت كنندگان حقوق ما».
[١]. در بحار الأنوار،« تكبيرگوى» آمده است.
[٢]. رجال الكشّى: ج ٢ ص ٤٨١ ح ٣٩٠، بحار الأنوار: ج ٥٣ ص ٧٦ ح ٨١.
[٣]. تاريخ قم: ص ٢٧٨، بحار الأنوار: ج ٦٠ ص ٢١٦ ح ٣٨.