دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٣٩ - ب - برخى از پيروان خاتم پيامبران و خاندانش
او مىپوشانند و چون در قبرش مىنهند، درى از درهاى بهشت بر او گشوده مىشود، كه از آن، نسيم و بوى خوش بهشت بر او مىوزد و جلو و چپ و راستش را به اندازه يك ماه راه، وسيع مىكنند و به او گفته مىشود: مانند عروس بر بسترت بخواب. مژده باد تو را به نسيم و بوى خوش و بهشت پرنعمت جاودان و خدايى خشم ناگرفته!
سپس در بهشت رضايت [الهى] به زيارت خاندان محمّد مىرود و همراه آنان از غذايشان مىخورد و از نوشيدنى آنان مىنوشد و در مجلسهايشان با آنان سخن مىگويد، تا آن كه قائمِ ما اهل بيت قيام كند، و چون قائمِ ما قيام كند، خداوند، آنها را بر مىانگيزد و با او پيش مىآيند و دسته دسته به او مىپيوندند».[١]
١٥٤٧. دلائل الإمامة- با سندش به نقل از زادان، در يادكرد امامان دوازدهگانه- سلمان گفت:
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به من فرمود: «... سپس فرزندش حسن بن على، ساكت و امانتدار راز خدا، سپس فرزندش محمّد بن حسن، هدايتگر هدايتيافته، سخنگو و قيامكننده به حقّ خداوند».
سپس فرمود: «اى سلمان! تو او را درك خواهى كرد و هر كس مانند تو باشد و هر كس كه او را با شناخت حقيقى، سرپرست خود بگيرد».
خداوند را فراوان سپاس نهادم و آن گاه گفتم: اى پيامبر خدا! من تا روزگار او مهلت زندگى دارم؟
فرمود: «اى سلمان! بخوان: «و چون هنگام [كيفر] نخستين تباهكارى فرا رسد، بندگانى از خود را كه سخت جنگاورند، به سوى شما مىفرستيم كه درون خانهها را نيز مىكاوند و اين، وعدهاى انجام شدنى است. سپس شما را دوباره بر آنها چيره مىكنيم و با دارايىها و پسران، يارىتان مىدهيم و شما را پرشمارتر مىكنيم»».
سلمان گفت: گريه شوقم شدّت گرفت و سپس گفتم: اى پيامبر خدا! آيا اين را
[١]. الكافى: ج ٣ ص ١٣١ ح ٤، الزهد، حسين بن سعيد: ص ٨١ ح ٢١٩( با سند معتبر)، بحار الأنوار: ج ٦ ص ١٩٧ ح ٥١. نيز، ر. ك: الكافى: ج ٨ ص ٥١ ح ١٤ و تفسير العيّاشى: ج ٢ ص ٢٥٩ ح ٢٦ و ٢٨.