دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٧٦ - ادله و شبهات مخالفان رجعت
موجود مثالى يا عقلى مىشود. حال اگر دوباره به دنيا باز گردد، موجودى مادّى مىشود و از فعليت تجرّدى به قوّه باز مىگردد.
پاسخ: اين اشكال وارد نيست؛ زيرا حتّى اگر اين اصل فلسفى كه چيزى از فعل به قوّه باز نمىگردد، درست باشد، امّا زنده شدن موجودى پس از مرگ، از مصاديق آن نيست. انسان پيش از مرگ نيز تجرّد دارد. نفْس انسانى چه هنگام تعلّق به بدن، چه پس از آن و چه با تعلّق دوباره به بدن، مجرّد است. مرتبه نفْس، در هيچ يك از اين حالات تفاوت نمىكند و چنين نيست كه پيش از مرگ، مادّى باشد و پس از مرگ، مجرّد شود و با رجعت، دوباره مادّى گردد. بنا بر اين، چيزى از فعل به قوّه باز نمىگردد؛ بلكه فعليت جديدى پديد مىآيد.[١]
در مجموع بايد گفت: اگر كسى نخواهد جزئيات رجعت را آن چنان كه در پارهاى احاديث آمده است، بپذيرد، امّا چارهاى جز قبول اصل رجعت ندارد. ادلّه محكم قرآنى و حديثى در اين زمينه قاطع اند و نمىتوان آنها را انكار كرد، هر چند فهم جزئيات رجعت بر برخى دشوار باشد. افزون بر اين، بايد توجّه داشت كه اعتقاد به رجعت، از محكمات اعتقادات شيعى است، امّا از اصول اعتقادى نيست و ندانستن جزئيات و فروع آن يا احياناً غفلت از اصل آن، ضررى به ايمان و اعتقاد فرد نمىزند. البتّه اگر كسى آگاهانه و پس از ديدن ادلّه محكم رجعت، آن را رد كند، مشمول حكم اين آيه شريف مىشود كه در مقام توبيخ منكران از اهل كتاب مىفرمايد:
«وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ.[٢]
[١]. فيلسوف بزرگ عصر ما، علّامه طباطبايى اين پاسخ را داده است( ر. ك: الميزان: ج ١ ص ٢٠٧).
[٢]. نمل: آيه ١٤.