دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٨ - رجعت و تشيع
انكار آن را موجب خروج از مذهب مىدانند.[١] احتمالًا كثرت احاديث اين باب- كه به حدّ تواتر، است- و نيز اعتبار شمارى از اين احاديث، موجب شده است كه اعتقاد به رجعت، از ضروريّات مذهب شود.
امّا برخى معاصران، منكر ضرورى بودن آن هستند و اعتقاد به آن را به اثبات احاديث مربوط، وابسته دانستهاند.[٢] البتّه گويا مقصود آنان، اين بوده كه اعتقاد به «رجعت»، مانند عدل و امامت از اصول مذهب نيست،[٣] و گرنه با توجّه به كميت و كيفيت احاديث رجعت، بايد آن را از ضروريّات مذهب دانست، هر چند از فروع اعتقادى است.[٤]
[١]. حق اليقين: ج ٢ ص ٣٥٤.
[٢]. مانند علّامه سيّد محسن امين در كتاب نقض الوشيعة( ص ٤٧٣) و محمّد جواد مغنيه در الجوامع و الفوارق بينالسنة و الشيعة( ص ٣٠٢) و محمّدرضا مظفّر در عقائد الاماميّة( ص ٨٤).
[٣]. چنان كه مرحوم مغنيه در الجوامع و الفوارق بين السنّة و الشيعة( ص ٣٠٢) به اين موضوع تصريح مىكند.
[٤]. با توجّه به اين كه اين بزرگان كتابهايشان را در پاسخ به مخالفان نوشتهاند، احتمال مىرود كه اين نظر را به اين دليل دادهاند كه مخاطب، ظرفيت درك آن را نداشته و به ناچار در حدّ ظرفيت او سخن گفتهاند. اين روشى است كه از شيوه تبليغ انبيا به دست آمده است. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود:« إِنَّا مَعاشِرَ الأَنبِياءِ أُمِرنا أَن نُكَلِّمَ النَّاسَ عَلى قَدرِ عُقُولِهِم»( الكافى: ج ١ ص ٢٣ ح ١٥). امامان شيعه نيز به همين روش عمل كردهاند. مثلًا امام صادق عليه السلام در پاسخ پرسش از امور بزرگى مانند رجعت، به دليل آن كه مخاطبان نمىتوانستند معناى درست آن را درك كنند، پاسخ دادند كه اينك وقت اين حرفها نيست:« عَن زُرَارَةَ قَالَ: سَأَلتُ أَبا عَبدِ اللَّهِ عليه السلام عَن هَذِهِ الأُمُورِ العِظامِ مِنَ الرَّجعَةِ وَ أَشباهِها فَقالَ: إِنَّ هَذَا الَّذى تَسأَلُونَ عَنهُ لَم يَجِئ أَوانُهُ وَ قَد قَالَ اللَّه عز و جل:« بَلْ كَذَّبُوا بِما لَمْ يُحِيطُوا بِعِلْمِهِ وَ لَمَّا يَأْتِهِمْ تَأْوِيلُهُ»»( يونس: آيه ٣٩)( مختصر بصائر الدرجات: ص ٢٤، بحار الأنوار: ج ٥٣ ص ٤٠ ح ٤). عيّاشى نيز در تفسيرش، مشابه اين پرسش و پاسخ را به نقل از حمران از امام باقر عليه السلام مىآورد( تفسير العيّاشى: ج ٢ ص ١٢٢ ح ٢٠). به نظر مىرسد به دليل شباهت كامل متن پرسش و پاسخ، يك حديث بوده و دو گونه نقل شده است.