دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣١٩ - ٤/ ١٠ گزارشهاى رسيده در باره نام و موطن ياوران امام عليه السلام
راضى باشد و زمين را با كمك خدا از عدالت پر كند، آن گونه كه از ستم پر شده است و خداوند را آن چنان كه حقّ اوست، عبادت كند.
خراسان برايش فتح مىشود و يمنيان از او اطاعت مىكنند و لشكريان يمن [يعنى] سواران هَمْدان و خولان، پيش روى او مىآيند و جدّش [پيامبر خدا صلى الله عليه و آله] با اوس و خزرج يارىاش مىكند و با سليمان تقويتش مىنمايد- كه بر پيشقراولانش، عقيل و بر دنباله لشكر، حارث فرمانده است-، و خداوند، جمعشان را با ايشان، فراوان و با قبيله مضر- كه پيشاپيش او حركت مىكنند-، پشتيبانى مىكند، و قبيلههاى بُجَيله، ثقيف، نخع و عِلاف با او مخالفت مىكنند و با لشكريان حركت مىكنند تا در وادى فِتَن فرود مىآيد و [سيّد] حسنى با دوازده هزار نفر به او ملحق مىشود و او (قائم) به وى مىفرمايد: من از تو به اين امر (ولايت) سزامندترم. او مىگويد: نشانهاى بياور. و او به پرنده [در آسمان] اشاره مىكند و آن بر شانهاش مىافتد، و چوبدستىاش را در زمين مىكارد و آن، سبز و زنده مىرويد. پس حسنى، لشكر را به او مىسپارد و خود، فرمانده پيشقراولان آن مىشود و ندا به دمشق مىرسد كه اعراب حجاز برايتان نيرو گرد آوردهاند. سفيانى به يارانش مىگويد: اين قوم، چه مىگويند؟ به او گفته مىشود: اينها كلاهخود و شتر دارند و ما اسب و سلاح. ما را با آنها رو در رو كن».
احنف گفت: سفيانى از چه قومى است؟
امير مؤمنان عليه السلام فرمود: «او از امويان و مادرش از قبيله كلب است. او عنبسة بن مُرّة بن كليب بن سلمة بن عبد اللَّه بن عبد المقتدر بن عثمان بن معاوية بن ابو سفيان بن حرب بن اميّة بن عبد شمس،[١] شرورترين آفريده خدا، ملعونترين خلق خدا در بيهودهكارى [و باطل]، و ستمكارترين مخلوق خداست، كه با سواران و قوم و لشكر و زاد و توشهاش خروج مىكند و به همراه صد و هفتاد هزار نفر در درياچه طبريّه فرود مىآيد و مهدى به سمت او حركت مىكند، در حالى كه جبرئيل در سمت راستش و ميكائيل در سمت چپش
[١]. با توجه به فاصله زمانى افراد مذكور از يكديگر، اين متن نياز به تأويل دارد.