نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ١٣٠٥
يَتَعَلَّمُوا حَتَّى أَخَذَ عَلَى أَهْلِ الْعِلْمِ أَنْ يُعَلِّمُوا.
٤٧٠ - امام عليه السّلام (در ترغيب بياد دادن به نادان) فرموده است
(١) خداوند از نادانان عهد و پيمان نگرفت كه ياد گيرند تا اينكه از دانايان عهد و پيمان گرفت كه ياد دهند (وقتى بر نادان واجب گردانيد كه ياد گيرند كه بر دانا واجب گردانيده بود كه او را ياد دهد و دانش خود را پنهان ننمايد).
۴۷۱ وَ قَالَ عليه السلام شَرُّ الْإِخْوَانِ مَنْ تُكُلِّفَ لَهُ.
٤٧١ - امام عليه السّلام (در نكوهش برنج انداختن دوست) فرموده است
(١) بدترين برادران (دوستان) كسى است كه براى او شخص برنج افتد (دوستى با او سبب آزار و رنج گردد. سيّد رضىّ «رحمه اللّه» فرمايد:) زيرا تكليف يعنى زياده از طاقت سبب مشقّت و رنج است و آن شرّ و بدى است كه لازم برادر و دوستى است كه براى او رنج برده ميشود پس او بدترين برادران مىباشد.
۴۷۲ وَ قَالَ عليه السلام إِذَا احْتَشَمَ الْمُؤْمِنُ أَخَاهُ فَقَدْ فَارَقَهُ.
يقال حشمه و أحشمه إذا أغضبه و قيل أخجله أو احتشمه طلب ذلك له و هو مظنة مفارقته.
٤٧٢ - امام عليه السّلام (در باره از دست دادن دوست) فرموده است
(١) هر گاه مؤمن برادر (دوست) خود را بخشم آورد (يا شرمنده گرداند) پس با او جدائى نموده است (خشم آوردن يا شرمنده ساختن سبب جدائى است. سيّد رضىّ «رحمه اللّه» فرمايد:) گفته ميشود: حشمه و أحشمه هر گاه او را بخشم آورد، و گفته شده است:
(بمعنى) او را شرمنده سازد، و احتشمه (يعنى) خشم يا شرمندگى را براى او خواهد و آن گمان